آینده گردشگری در لارستان و شهر اوز
| گردشگری و لارستان | |
|
آدرس سایت ها و نشریاتی که این مطلب را باز تاب داده اند در زیر نوشته آمده است آینده گردشگری در لارستان و شهر اِوَز دکتر محمود دهقانی
با بازسازی ساختمانها و برجستگی نشانههای فرهنگی همراه پیشرفت بهداشت و درمانگاهها، هتلها، شهربازی برای کودکان، فرهنگ سراها، کتابخانهها، تئاتر، سینما و خیابانهای پر درخت و بوستانهای زیبا و ساختن یک باغ وحش از گونههای بز کوهی، آهو، قوچ و انواع جانوران همراه با ازدیاد پرندگان و جاذبههای طبیعی و غذاهای بومی، موسم بهار شهر اوز میتواند پذیرای گردشگران آن سوی آب بهویژه دوحه، کویت و دوبی باشد. یکی از ویژگی های پیشرفت، داشتن شهروندان و پشتیبانان شهر است که از این رو، شهر اوز و همه شهرهای لارستان از درون و بیرون کشور طرفداران پر و پا قرصی دارند. در روزگار کنونی که برای پیشرفت هر شهر و روستا تلاش میشود، با رونق صنعت گردشگری میشود دستی بر سر و روی شهر کشید. یکی از راههای کلیدی و پر درآمد در شکوفایی شهرها آمد و شد گردشگران است که صد البته اگر با خرد و دانش شالوده آن پیریزی شود پر ثمر خواهد بود. پیشرفت گردشگری، شهرهای نوپا را از محقر بودن بیرون آورده و به نابسامانیها، سر و سامان میدهد. در گستره سیاسی و هنگامه رایگیریها نیز مسئولان کشوری را به سوی خود بیشتر جلب میکند. باید به یاد داشت که همه شهرهای ایران از جمله تهران نیز روزی روستا بودهاند. شهرستان در گستره بودجه کشوری نیز بیشتر از یک شهر امتیاز خواهد داشت. رونق گردشگری شهر را از کرختی و گمنامی بیرون میآورد اما میتواند فرجام ناخوشایندی نیز در بر داشته باشد. اگر با نگرش علمی به آن نگاه نشود بسیاری از ارزش های فرهنگی نیز ساییده میشوند و رنگ میبازند. از پیشینه برخی شهرها و کشورها میتوان درس گرفت. اما باید به یادداشت که هر شهر و کشوری دارای ویژگیهایی در گستره گردشگری همسو با فرهنگ خود میباشد. برای نمونه در کشور اسپانیا که امروز با گرداب اقتصادی دست و پنجه نرم میکند، تنها صنعت گردشگری است که در رگ و پی کشور به گردش درآمده است. با همین صنعت گردشگری ممتاز از دیرباز شهروندان کشورهای جهان و بهویژه اروپایی برای گردش روانه اسپانیا میشوند. در ماه اوت (آگوست) جمعیت ۴۵ میلیونی این کشور به ١٢٠ میلیون میرسد و شهرها با برنامههای درست علمی میزبان خوبی برای گردشگران بوده و تسهیلات جوابگوی نیازهاست. شهر مادرید در ماه اوت از سکنه خالی میشود و شهروندان برای تعطیلات تابستان به شهرهای ساحلی میروند و خیابانها مملو از گردشگرانی میشود که از کشورهای دیگر به اسپانیا آمدهاند. نمونه دیگر، کشور ایالات متحده امریکا است. در نزدیکی «کلورادو» برای پیشرفت منطقهای کوهستانی به نام «کریپل کریک» با دایر کردن «کازینو» بهای زمین را بالا بردند و درآمد سرشاری به دست آمد که آن روستای کوچک را در رده شهرهای دیگر در آمریکا درآورد. در برزیل، «ریو د ژنیرو» از شهری کوچک به غول تبدیل شد و آن گسترش بیش از حد با همه زیباییهای این شهر آن را به بهشت جنایتکاران تبدیل کرد. چرا که توسعه ساختمانسازی و فروش زمین با هجوم بیرویه به آنجا در شرایطی به وقوع پیوست که شهرداران و مسئولان نخستین، سرنوشت آینده شهر را مدنظر قرار نداده بودند. در دوبی که اقتصاد بازار مرشد در محله دیره و محله «بر دوبی» را اوزیها و مردم سراسر لارستان از دیرباز میچرخانند، هیچ کس باور نمیکرد که برای گردش، کسی به جایی بیاید که در تمامی سال هوایش دم کرده و تب دار است. اما در روزگار کنونی با مدرنترین پروژهها آنجا را برای جهانگردان جایی دیدنی کردهاند. هرچند طراحان شهرسازی و گردشگری غیر بومی اروپایی به کار گرفته شده در دوبی، با پول های هنگفت به این کار دست زدند اما آنها با شناخت از پیشینه باستانی ایران در آن سوی آب دریافتند که بازار گردشگری در گستره باستانی در دوبی میدان مانور نداشته و نمیتواند کارساز باشد. با این دیدگاه بر روی مکانهای تفریحی جدید سرمایهگزاری کردند. اما این طراحان با گردش یک پارچه در گسترش تفریحات و ساختمانهای مدرن سبک اروپایی شناسنامه تاریخی و فرهنگی از جمله بادگیرها و همه نشانههای بومی را به ویژه در «شندغه» کم اهمیت کردند و این مهم جبرانناپذیر خواهد بود. در اوز و سراسر لارستان با حفظ آثار باستانی، ساختمانهای تاریخی، بادگیرها و آب انبارها میشود زیبایی و پیشینه شهر را برای گردشگران منطقهای و فرا منطقهای، نه به گونه دوبی، بلکه در گنجایش شهرهای لارستان از جمله اوز، لار،خنج و خور دلچسب کرد و آثار باستانی و طبیعت بکر را برای دیدار گردشگران آن سوی آب برجسته نمود. از سویی با شالودهریزی ساختمانهای محکم و استوار در برابر زمینلرزه نیز میتوان به طرحهای مدرن با الهام از نشانههای بومی به گسترش شهر ادامه داد.
با در نظر گرفتن فرهنگ و آداب مردم شهرهایی چون اوز مسلما نمیشود از تجربیات جایی مثل «کریپل کریک» در ایالات متحده امریکا بهرهمند شد. اما میشود با در نظر گرفتن سنن و فرهنگ بومی به پیشرفت کمک نمود و از زاویهای دیگر صنعت گردشگری اوز را رونق داد. امروزه گردشگری به عنوان یک رشته بسیار کارساز در دانشگاههای جهان تدریس میشود. هر چند مدیریت جهانگردی دانشگاه پیام نور شیراز نیز از رشته گردشگری غافل نمانده اما امید است در دانشگاه پیام نور اوز نیز به این رشته اهمیت داده شود تا دانشجویان بومی مدیریت گردشگری، سکان این صنعت را در زادگاه خود به گونهای آکادمیک به دست گرفته و به پیش ببرند. باید گردشگری را به درستی گسترش داد و فواید آن را در نظر گرفت اما همانگونه که پیش از این گفته شد نباید ارزشهای فرهنگی از میان بروند چرا که تاثیر گردشگران در روابط اجتماعی و بدهبستان فرهنگی در درازمدت میتواند فرهنگ دیرپای بومی را که سدههای پی در پی دوام داشته، ساییده و محو نماید. پیش از همه چیز باید مسئولان در حوزه کار خود آگاهیهایی در این مورد داشته و زمینهای برای پیشرفت گردشگری به وجود آورند تا شهر اوز، و در کل لارستان جذابیت بیشتری داشته و گردشگر پذیر شود. با فراهم آوردن چهره مناسب گردشگر پذیر و با زیرساختهای درست علمی در گستره معماری و شهرسازی، آنگاه با تبلیغات میشود سالانه خیلی از ساکنان آن سوی آب بهویژه کسانی که خود و اجدادشان از لارستان هستند را برای دیدارهای پی در پی، ترغیب نمود. اما این تبلیغ همراه با واقعیتهای قابل لمس است که میتواند تکرار سفر و آمد و شد به لارستان را در خاطر شهروندان آن سوی آب تاثیر گذار کند. در غیر این صورت کار به درستی ادامه نخواهد یافت. اوز برای گسترش و جذب گردشگر نیاز به هم پیمانی با شهر هایی چون خنج و گراش و لار و همچنین شیراز مرکز استان دارد. با وجود فرودگاه ملی و بین المللی، وجود آژانسهای مسافرتی در شهرهای همسایه اوز، گردشگر به این شهر روانه خواهد شد چرا که آژانسها برای پیشرفت کار و درآمد خود به توسعه آن خواهند پرداخت. اما در این میان اوز به شهردار دلسوز بسیار با هوش و کارشناسانی آشنا به امور نیازمند است. لارستان از نظر تاریخی نیز دارای مردمی بالنده و خواهان زندگی مسالمت آمیز بوده است و سرنوشت مردم این شهرها با آیین و مرام ویژه، بدون پرخاش و خودخواهی تا به امروز بهتر از برخی از جاهای دیگر کشور بوده است. مردم لارستان بهویژه مردم شهرهای اوز، خنج، گراش، خور و لار نه تنها در سرزمین پدری، بلکه در شهرهای دوبی، دوحه و کویت نیز به بازرگانی و زندگی در کنار هم عادت دارند و به همدیگر بسیار نزدیک بوده و دارای یک گویش هستند که این گویش اصیل پارسی بهتر از نقاط دیگر استان فارس پایدار مانده است. در چمبره الکترونیک و ماهوارهها که زندگی پرشتاب شده روابط گردشگری شهرها و کشورها درهم تنیده است، پیشرفت گردشگری شهروندان کشورهای جهان را ازخستگی و یک نواختی زندگی بیرون آورده و از دید روانشناختی نیز خیلیها را از خودکشی باز داشته است. بسیاری از جهانگردان و گردشگران حتا برای تجربه در زندگی به سفر میروند و این کار نه تنها در روح و روان آنها شادمانی میآفریند بلکه با برگشت به کار و زندگی خود شاداب تر و پرتلاشتر میشوند. دیدن آثار باستانی، ساختمانهای تاریخی، فرهنگ مردم شهر و دیارهای گوناگون، خوراکها، میوهها و نوع زندگی دیگران برای هر گردشگری از شاهان گرفته تا مردم عادی، در درازنای تاریخ دلپذیر بوده است. هر چند گردشگری در سده نوزدهم پردامنهتر شد و در کشوری چون انگلستان در روزگار ملکه زیبا و خوشلباس ویکتوریا، بیشتر از پیش ادامه یافت اما در سرزمین ایران، بهویژه در استان فارس با ایل های کوچرو، پیشینه آن ریشهدارتر است. گردشگری در گذشته بیشتر در روح و روان شعرا حلول میکرد ولی مردم عادی نیز به گردشگری می پرداختند. گردش روح آشفته و روان پریش را آرام میکند. پس از گستردهشدن گردشگری در جهان درازی عمر انسان نیز بیشتر از سدههای پیشین شد. جرج سوم پادشاه بریتانیا، شاهعباس یکم صفوی پادشاه ایران بیماری و خشم خود را با سفر فرو مینشاندند. سفرنامههای جهانگردان توانست فرهنگها را به هم نزدیک و مردم کشورها را با هم بیشتر آشنا کند. در سدههای گذشته که مسافرت از راه دریا و از هرمزگان به جاهای دیگر کشور انجام می گرفت جهانگردان و ایلچیهای اروپایی، بهویژه در دربار شاه عباس یکم، با گذشتن از لارستان در سفرنامههای خود از آن یاد کردهاند. در روزگار کنونی با پیشرفت صنایع هوایی، راه آهن، اتومبیل و ساختن جادهها ، مسئولان لارستانی باید در گستره گردشگری و جذب گردشگر بیشتر در تلاش باشند.
متاسفانه با از میان رفتن آثار باستانی در لارستان و ندانم کاری میراث فرهنگی و گردشگری، تاکنون بازسازی و نگهداری از آثار باستانی به خوبی انجام نگرفته است. گردشگرپذیری یک هنر است. کسانی پیروز این کارزار خواهند بود که با هنر و زیبایی و شهرسازی و پیشیه آن آشنا بوده و گشت و گذار را دلنشین کنند. یک شهر زشت و بدقواره کودکان را دژم و رواننژند بار میآورد و از این رو معماری و شهرسازی بر روح و روان شهروند و گردشگری که به شهر پا مینهد اثر میگذارد. باید شهروندان را با صنعت گردشگری و اثر بخشی آن بر روزگار شهر نیز آشنا کرد. پیشبرد و آگاهیرسانی این کار با زیبا و شادابکردن چهره شهر بر گردن رسانهها، شهرداران، شهروندان، فرمانداران، سازمان میراث فرهنگی، استانداران و دولت است. شهر اوز با یک بیمارستان بسیار پیشرفته و پزشکان خوب با توجه به فرهنگ آن میتواند خیلی از کسانی که در آن سوی آب به سلامت جسمی نیاز دارند و به شیراز یا شهرهای کشورهای دیگر میروند را به سوی خود بکشاند. همه امتیازها از دیر باز برای شیراز مرکز استان فراهم شده و از شهرهای بزرگ و کوچک غافل شدهاند. اگر آستین بالا زده شود در اوز و سراسر لارستان میشود توریسم درمانی را نهادینه کرد و از سویی جاجیم، گلیم، خوسبافی، سفال و سرامیک، گلابتوندوزی نیز میتواند سوغاتهای گردشگران آن سوی آب را فراهم کند. بیش از سه دهه پیش، پزشکان لارستانی در دوبی پرآوازه بودند. دکتر شریف زرنگار در بیمارستان ایرانی دوبی از جراحان با نام و نشان بود که اندکی پیش از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ درگذشت. دکتر زرنگار به همراه دکتر بدری، دکتر کاظم خنجی و همسرش خانم دکتر خنجی و کارکنان پذیرش بیمارستان از جمله سرکار خانم فکری و میمونه فکری، و پزشکانی از دیگر نقاط ایران بیمارستان را در دوبی، عجمان و سراسر امارات بیمارستانی نمونه کرده بودند و کسانی که با مخارج هنگفت راهی لندن میشدند، منصرف شده و با وجود این پزشکان سرشناس به بیمارستان ایرانی در "جمیره" میآمدند. در روزگاری که جمعیت اوز کم بود و حتا هنوز در آنجا برق و لولهکشی آب وجود نداشت، نوابغی در آن روستای کوچک پا به عرصه وجود گذاشتند که از افتخارات سراسر سرزمین ایران بودند. نمونههای بارز آن دانشورانی است که در روزگار کنونی شاهد نبوغ علمی و تاثیر ژرف اندیشههای آنان در سراسر ایران و جهان هستیم. تاریخ ایران نام فرزند اوزی خود، «پروفسور عبدالمجید ارفعی» را جاودانه با خود خواهد داشت و هرجا نامی از کورش هخامنشی برده شود نام برگرداننده نوشته منشور کورش نیز خواهد آمد.
پرفسور عبدالمجید ارفعی نخستین مترجم منشور کورش بزرگ به فارسی میگویند تاریخ سیلی است که در بستر زمان جاری است و هیچ تخمی اعم از مرغوب یا نامرغوب در آن به هدر نمیرود، آیینهای است که گذشته و حال و آینده را بازتاب میدهد. کسانی که برای توسعه کتابخانه، بهداشت و دانش شهر و زادگاه خود تلاش میکنند به همراه نویسندگان و شعرا و بزرگان گستره فرهنگی، نامشان جاودانه خواهد ماند و آیندگان از آن ها به نیکی یاد خواهند کرد. در لارستان نو و کهن، جاهای دیدنی بکر طبیعی و آثار باستانی و ساختمانهای تاریخی بسیاری وجود دارد اما میراث فرهنگی از یک سو و محیط زیست از سویی به آنها اهمیت نداده است. نگارنده چند سال پیش با سفر به لارستان، در اوز و قلات گونههای بسیار زیبایی از پرندگان دیدم. با رشد و حفظ محیط زیست و گونههای نایاب پرندگان میشود شهر اوز را بیشتر از پیش دلپذیر کرد. وجود برم هیرم یا دریاچه هیرم از روستای بید شهر اوز نیز دیدنی بود. چشمه آب معدنی در آن نزدیکی برای درمان دردهای مفصل و پوست بسیار موثر است و برای گردشگران درونی و آن سوی آب ارزشمند و قابل استفاده خواهد بود. اما مسئولان لارستان بهویژه میراث فرهنگی و گردشگری با آشنا نبودن به کار و مسئولیت خود، نتوانستهاند با یک ساختمان زیبا و گنبددار به گونه یک تاوه وارونه بسیار بزرگ بر فراز چشمه و استخری در زیر گنبد با کاشیکاری فیروزهای گل دار و پر ستاره، سقف گنبد را دلنشین و به چشمه ارزش و اهمیت بدهند. دریاچه که جای تخمگذاری پرندگان مهاجر از جمله اردک، مرغابی و پلیکان های نایاب است میتواند با گسترش گونههایی ماهی در نزدیکی آن نیز بسیار ثمربخش و دیدنی شود.
با این که در اوز و لار و خنج و خور ساختمانها و آثار باستانی بیشماری هستند، متاسفانه به آن ها نمیرسند. قلعه اژدها پیکر لار را میراث فرهنگی مورد بی مهری قرار داد تا فرو ریخت. دنشیرهای لارستان، آتشکدهها، آب انبار و گرمابه قطبآباد، کاروانسرای جویم، قلعههای سنگی، گبری و نقارهخانه و شاهنشین، قلعه خواجهرضای خوری، عصارخانه و حمومکی در خور و خیلی از آثار بر جا مانده از روزگاران هخامنشی، ساسانی، تیموری، صفوی، افشاری و قاجار در لارستان به بازسازی و نگهداری نیاز دارند. مسجد جامع اوز با ستونها و شبستانهای زیبای آن که گفته میشود یادگار روزگار افشار است با نوشتار گچبری شده منحصر بهفرد، ساختمانی زیباست. با گشایش موزه مردمشناسی اوز که در گرمابه تاریخی سوداگر راهاندازی شده، کاری فرهنگی و بسیار ارزشمند انجام گرفته اما این ساختمان به نگهداری و بازسازی بیشتر نیازمند است. ابزار سنتی کشاورزی در آن یاد آور شخم و شیار در گذشته است. لباسهای زنانه و مردانه و کلاه دوگوشی و حصیرها و تویزههای رنگی ساخته شده از برگهای نخل یادآور تاریخ و گذشته بوده و میتواند برای بازدیدکنندگان دلپذیر و دیدنی باشد.
دشتهای سرسبز موسم بهار در پیرامون شهر اوز دل انگیز است. با پیشینه باستانی لارستان کهن، بهویژه کهنه اوز، با کاروانسرا و ساختمانها و تالاب و آب انبارها و قلعه پرویزه که به روزگار ساسانی نسبت داده میشود باید بیشتر از پیش با تبلیغ در رسانههای لارستان، استان و سراسر کشور و حتا آن سوی آب برجسته شوند. آزمونهای گستره گردشگری در کشورهای باستانی از جمله یونان، مصر و ایران، نشان داده است که پیشینه باستانی، خوراکیها و رسوم فرهنگی مردم در جذب گردشگر کارایی ویژه و برتری داشته است. روستاهای تاریخی بهویژه «کهنه» نیز نمونه دیگری از پیشینه دیرینه آن سامان است. آب انبار سلفی اوز با دیزینگی آن که گفته میشود در روزگار تیموریان پایهریزی شده نیز از یادگارهای تاریخی شهر اوز به شمار میآید. مسجد بسیار زیبای ابیاسحاق نیز با مصالح ساختمانی خشت و سنگ و گچ و ساروج از ساختمانهای تاریخی کهنه اوز میباشد که برخی نوشتهاند سنگ نگاره یادمان این مسجد هم مانند مسجد وکیل روزگار زند در شیراز به یغما رفته است. آقای احمد خضری از میراث فرهنگی و گردشگری اوز در گفتگو با رسانه ها گفتهاند ۵۵ اثر تاریخی و فرهنگی در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. با آن که دلسوزی آقای خضری به یادگارها و میراث باستانی در اوز لارستان ستودنی است، اما آقای خضری درستی یا ناراستی به یغما رفتن سنگنگاره را اعلام نفرمودهاند که آیا سنگنگاره یادمان تاریخ مسجد ابیاسحاق کهنه اوز که به یغما رفته نیز جزو همین ۵۵ اثر تاریخی اعلام شده میراث فرهنگی و گردشگری است ؟
عکس ها از انجمن دوستداران شهر اوز به نشانی زیر در فیسبوک: http://www.facebook.com/evazshahrekhashom لیست سایت ها و نشریاتی که این مطلب را بازتاب داده اند: ستاره های اوز فرهاد ابراهیم پور نویسنده ایرانی در دبی http://www.ewazstars.com/dubai%20aks/ewaz%20torism.pdf دانشگاه آزاد اوز و دبی http://www.payamedanesh.com/news.php?id=2320 ایران نامه دکتر شاهین سپنتا اصفهان http://drshahinsepanta.blogsky.com/1391/02/15/post-820/ خبرگزاری دانشجویان ایران- ایسنا http://khabarfarsi.com/ext/2516451 بنیاد لارستان کهن http://www.larshenasi.com/1391/02/post-342.html پایگاه تبیان نیوز http://news.tebyan-zn.ir/article.html روزنامه کارآفرینی تفاهم http://www.tafahomnews.com/module-pagesetter-viewpub-tid-1-pid-74851.html معمار نت. بررسی معماری و شهرسازی ایران http://www.memarnet.com/node/252 سایت دانشجویان لارستان http://climate90.blogfa.com/post/14 هفته نامه نسیم جنوب. بوشهر |
گزارشی از تختگاه هخامنشیان و ساختمان های تاریخی شیراز
دکتر محمود دهقانی
برگرفته از ایران نامه:
فهرست رسانه هائی که این گزارش را بازتاب داده اند در زیر نوشته آمده است.
استان فارس در جنوب کشور و یکی از استان های پر جمعیت ایران است. شیراز مرکز این استان، هوای دلگشای کوهستانی دارد که در تابستان کمی گرم می شود اما گرمای آن به صورت شهرهای جنوبی کرانه خلیج فارس نیست. استان فارس به استانهای اصفهان، هرمزگان، بوشهر، کرمان، یزد و استان کهگیلویه و بویراحمد چسبیده است. در تقسیمات پس از انقلاب دارای بیش از ۱۲۰ شهرستان، شهر و شهرک شده اما عمدهترین آنها کازرون، جهرم، خشت، خنج، فسا، داراب، حاجیآباد زرین دشت، فیروزآباد، اوز، گراش، لار، لامرد، نورآباد ممسنی، نیریز، اقلید، مرودشت، آباده، سپیدان، استهبان و پاسارگاد است. در استان فارس ترکیبی از ایلها و گروههای گوناگون زندگی میکنند. بجز برخی از گروههای کوچک، ایل های قشقایی، فارس، لر، لارستانی و عرب خمسه پُر اهمیت بوده و گویشهای گوناگون دارند. سه ایل قشقایی، خمسه و الوار ممسنی از ریشهدارترین ایل ها و متشکل از سه ایل تُرک زبان اینالو، بهارلو و نفر میباشند. یک ایل نیز با گویش فارسی و ایل دیگری عرب زبان است. صفیخانی، رحیمی و قراچه نیز از ایلهای پرآوازه در فارس هستند. ایل قشقایی بزرگترین ایل استان فارس دارای پنج شاخه بوده که در برگیرنده ایلهای مدام، کشکولی، درشوری، عمله و شش بلوکی است.
برخی از این ایلها بیشتر در روستاهای پیرامون مرودشت، فسا، داراب، خنج، صحرای باغ و روستاهای بنو و عماده لارستان پخش و جاگیر شدهاند. هر چند گفته میشود بخش عمدهای در سده هشتم از قفقاز به فارس آمدهاند، اما این ریشهیابی به خوبی گویای پیشینه نبوده و نیازمند پژوهشهای دامنهدار میباشد. گمان میرود ایل های اینالو، بهارلو و شیبانی از ایلات خمسه در روزگار صفوی به ویژه در روزگار شاه عباس یکم به استان فارس آمده باشند. در مورد ایلهای قشقایی به زبانهای فارسی و بجز فارسی، نوشتههای بسیاری چاپخش شده و "لرد کرزن" نیز به آن پرداخته است. از سوی دیگر "فردریک بارث" نیز از ایل ناصری نوشته است اما بهترین سرچشمه برای پژوهش رگ و ریشه ایل ها و پیشینه رخدادهای استان فارس، "فارسنامه ناصری" فسائی است.
یکی از ویژگیهای ایلات استان فارس سلحشوری آنان میباشد. سعدالله خان از ایلات خمسه در استان فارس همچون رئیسعلی دلواری در بوشهر، در برابر بیگانگان قد برافراشت. از شیرینترین گویشها در استان فارس، گویشهای "اچمی" لارستانی، لری و قشقائی و گویش عرب خمسههای فارس است. گویشهای کازرونی و شیرازی نیز از گویشهای شیرین هستند. برخی بر این باورند که گویش "اچمی" لارستان، از فارسی پهلوی روزگار پیشتر از ساسانیان است. روزگار پیدایش واژه "اچمی" بر این گویش روشن نیست، اما نام این گویش چون اشاره به واژه "اچم – رفتن" دارد، شاید زبان ایلهای کوچرو روزگاران پیش از اسلام باشد. باید یادآور شد که رد پای این گویش نه تنها در استان فارس، بلکه در استانهای بوشهر و هرمزگان نیز دیده میشود. فراتر از آن این گویش به کشور هند و شهرهای آن سوی آب، بویژه دوبی نیز گسترش پیدا کرده است.
گویشهای تنگستانی، بردستانی، دشتی و کازرونی نیز دارای بسیاری از واژه های "اچمی" است که رد پا و فراز و نشیب پیشینه این گویش به پژوهشهای دامنه دار نیاز دارد. نگارنده بر این باورم که اگر فرهنگستان زبان روزی نیاز به پالوده کردن زبان پارسی از واژههای عربی و اروپایی داشته باشد، گویش "اچمی" مملو از واژههای ناب برای پالایش زبان پارسی است. استان فارس بیشتر از استانهای دیگر دارای تنوع در گویش است. این استان روزگاری تختگاه هخامنشیان بود و آثار باستانی تخت جمشید، پاسارگاد، نقش رستم از روزگار هخامنشی و غارشاپور و نیایشگاه آناهیتای بیشاپور در کازرون نمونه های به جا مانده از روزگار ساسانی است. نام فارس در سنگنگارههای هخامنشی پارسه و در نوشتههای پیشینهنگاران یونانی "پرسیس" گفته شده است.
فارس در درازنای پیشینه خود مردمانی کوچنده و چادرنشین داشته که تا به امروز سرشماری در این استان به دلیل کوچ پی در پی و رفتن به قشلاق با دست انداز همراه بوده است. کوچ ایلها در روزگار هخامنشی و ساسانی نیز به این گونه بوده و پیشینهنگاران از آن یاد کردهاند. هر چند از بدنه برخی ایلها گروه هایی جدا شده و جاگیر شدهاند، اما در روزگار پیش از انقلاب پژوهش برای جاگیر شدن ایل های کوچرو انجام گرفت ولی این کار بیفرجام ماند. از آن روزگار تا کنون سعی در ساختن مدرسه بر سر راه آنان شد اما کلاسها خالی ماندند و ناگزیر آموزش را به چادرها بردند و آموزگاران کوچرو مشغول آموزش دانشآموزان ایلها در کلاسهای چادری شدند.
این استان دارای آب و هوای سردسیر، گرمسیر و پلیمه است. از این رو انجیر، بلوط، بادام، بنه، کنار همراه با گیاهان دارویی از جمله شیرین بیان، کتیرا، آنغوزه و گل گاوزبان در کوههای آن میرویند. مرکز آن شیراز در عرقیات به ویژه شاطره، آلبالو، بید مشک و نسترن بی همتاست. از سویی درختان میوه و به ویژه خرمای استان نیز آوازه جهانی دارد. خرمای نخلستانهای شهرهای خشت و جهرم نه تنها به همه استانهای کشور بلکه به آن سوی آب نیز صادر میشود.
در پیرامون همه شهرها باغهای شاداب و سرسبزی وجود دارند. در شیراز مرکز استان، نارنجستان قوام، باغ دلگشا، باغ ارم، باغ گلشن، باغ اناری و باغ نظر از باغهای زیبا و دیدنی تاریخی هستند. از رودخانهها نیز رودخانه شور جهرم، فهلیان، قره آغاج که سرچشمه آن کوههای چهل چشمه مرودشت است، دشت کوار را آبیاری میکند. رودخانه سیوند که به کُر میریزد نیز در روزگار هخامنشیان برای ساختن کاخها مورد استفاده بود.
این استان از چشمهسارهای بسیاری برخوردار است. چشمه حاجی آباد، شش پیر و چشمه آتشکده فیروزآباد از یک سو و از سویی تالابها و دریاچهها از جمله دریاچه و تالاب ارژن در ۶۰ کیلومتری شیراز، دریاچه "پریشان" کازرون و چشمه "فامور" جایگاهی برای مرغان مهاجر هستند که از اروپا و افریقا به سوی تالاب میآیند. در موسم جفتگیری پرندگان، بوی خوش گل در نرگس زارهای کنار دریاچه "پریشان"، تا چند کیلومتر در همه جا پراکنده است. دریاچه کافتر (شادکام) در اقلید، دریاچه مهارلو و بختگان در نزدیکی نی ریز، دریاچه کفه خنج، طشک، هیرم، برم شور، هفت برم و سد درودزن نیز از دریاچهها و تالابها در این استان می باشند که در گستره پژوهش موزه تاریخ طبیعی استان، زیر نظر دانشگاه شیراز قرار دارد.
از دیدنیهای استان فارس دژهایی هست که پیشینه ای دیرینه دارند. دژ اژدها پیکر در غرب شهر لار متاسفانه قسمتهای مهمی از آن ویران شده، دژ ضحاک در کنار شهر فسا از روزگار ساسانی، دژ دختر از همان روزگار در جلگه فیروزآباد، دژهای گبری و دژ برزو سروستان همراه با سپید دژ ممسنی و سنگنگاره بهرام دوم پادشاه ساسانی در "گویم" جاده سپیدان و شیراز نیز یادگارهای به جا مانده از روزگاران دیرین است اما مسئولان میراث از ویرانی و ساییده شدن آنها جلوگیری نکردهاند. این دژها شناسنامه فرهنگی اقوام ایرانی در دل هزارههای این سرزمین است.
اقوام گوناگون از چند هزار سال پیش از میلاد مسیح به سوی فارس آمده و این روند بنا به گویش ها و ایل و تبارهای برجامانده همیشه ادامه داشته است. شاهنشاهی هخامنشی در روزگار خود یکی از دامنهدارترین امپراتوریهای جهان بود. پاسارگاد نخستین پایتخت کورش سر دودمان هخامنشی در دشت مرغاب میان باغی سرسبز ساخته و پس از آن جایگاه تاجگذاریهای شاهان این دودمان شد. پس از آن که کورش چشم بر جهان فروبست، او را در جایی که امروز ورودی به سوی کاخ است، به خاک سپردند. ساختمان سنگی که بر فراز آرامگاه او با معماری سبک ایلامی ساخته شده نیز تا روزگار کنون پابرجاست. از ستون های به جا مانده کاخ در پاسارگاد و ساختمان آرامگاه کورش، روزانه بسیاری از گردشگران درونی و جهانگردان بیرونی بازدید میکنند.
ویرانههای "استخر" نشان میدهد که در روزگار هخامنشی یکی از شهرهای بزرگ فارس بوده است. در شهر "گور" (فیروز آباد) نیز یادگارهایی از آثار ساختمانی کاخ اردشیر بابکان که در کنار چشمهای شکوهمند ساخته شده بود همراه آتشکدهها و میلها (مناره ها) پابرجاست. سه کیلومتری تخت جمشید در نقش رستم نیز آرامگاههای داریوش یکم، خشایارشاه یکم، داریوش دوم و اردشیر یکم در کوه کنده شده و در جلو آن یک ساختمان مکعب شکل سنگی است که آتشکده یا کعبه زرتشت نام دارد. سنگ نبشتهای بر فراز آرامگاه داریوش یکم به میخی نام کشورهای امپراتوری و درخواست داریوش از اهورا مزدا برای راستی و بهروزی سرزمین است. سنگ نگاره دیگری نیز از باور ایلامی ها می گوید. سنگ نبشته هایی نیز به زبان های پهلوی، ساسانی، پارتی و یونانی که نشان از پیروزی شاپور یکم بر "والرین" امپراتور روم دارد به گونه سنگنگارهای در تنگ چوگان در نزدیکی کازرون است.
بیشاپور در تنگ چوگان کازرون، در روزگار ساسانیان شهری زیبا و آباد بوده که در کنار رودخانه تاکنون آثار آن پا برجاست. مجسمه شاپور یکم و سنگ نگاره پیروزی او بر "والرین" در اینجا نیز نمایش داده شده و از میراثهای با ارزش تاریخی است. پرستشگاه آناهیتا نیز بسیار شکوهمند است. بر سنگ نگارهای اهورامزدا حلقه پادشاهی را بر گردن بهرام یکم میآویزد. سنگنگاره چهره شاپور دوم نیز بسیار زیباست. طرح معماری این شهر شکوهمند تا حدودی نمایی از معماری رومی دارد که احتمالا پس از شکست "والرین" مهندسان راهسازی او نیز پس از اسارت، همراه با مهندسان ساسانی، در ساختن این شهر به کار گرفته شدهاند.
در کازرون و فراشبند پنج آتشکده نیز ساخته شده که آتشکده میانه راه کازرون به فیروزآباد یک چهارتاقی است. نقش رجب در سه کیلومتری تخت جمشید به اصفهان سنگ نگاره هایی از اردشیر بابکان و شاپور یکم دارد. بر یکی از سنگها، نگاره دو بانو نیز دیده میشود. کاخ ساسانی سروستان نیز از یادگارهای بهرام پنجم ساسانی در روزگار وزیر پرآوازهاش مهر نرسی ساخته شده است.
تخت جمشید نمونه معماری بر جا مانده از روزگار هخامنشی یکی از تختگاههای باستانی پر آوازه جهان است که اهمیت خود را در هنر معماری هزارههای پیش نشان میدهد. پس از آن که کوروش بر خویشاوند خود "آستیاگ" پیروز شد، پاسارگاد تختگاه او بود. پس از کورش در روزگار داریوش یکم تخت جمشید انتخاب شد. هخامنشیان نه تنها در تخت جمشید بلکه در هگمتانه، تختگاه پادشاهان پیشین ماد، و در شوش، تختگاه پیشین تمدن ایلام نیز کاخهایی بر پا کرده بودند. معماری آپادانا و تالار صد ستون و ساختمانهای سراسر کاخ در شهر پارسه یا تخت جمشید یک سده و نیم ادامه داشته است. در کنار یکی از پلکان ها که با سنگهای بزرگ ساخته شده، معجر سنگی آن گویای تکراری از زیگورات سومریهاست.
برای ورود به کاخ آپادانا مهمانانی که از جاهای دور میآمدند در تالار مینشستند و از آن جا به درون کاخ راهنمایی میشده اند. آپادانا با ستونهای بیهمتا، هنرمندانهترین کاخ در تخت جمشید میباشد. از درون کاخ چشمانداز دشت مرودشت به ویژه در سرآغاز سبز بهار و هنگام نوروز بسیار دلپذیر بوده و طرح آن از همه سو گویای ردیابی شناسنامه شکوهمند معماری این کاخ است. از سویی کاخ صدستون نیز یکی از جذابترین و جادارترین کاخ پذیرایی به دستور خشایارشاه ساخته شد و از آنجا که صد ستون سنگی داشت کاخ صدستون نام گرفت. ورودیهای این کاخ دارای سنگنگارههای زیبا و برجسته است.
کاخ زمستانی داریوش یکم با دریچههای رو به آفتاب، کاخ چهار گوش دیگری است که در کنار آپادانا به چشم میخورد با دو ایوان ستوندار که دارای سنگنگارههای زیباست و کاخ مرکزی نام دارد که چون بر سنگ نبشتهای واژه "تچر" دیده میشود کاخ تچر نام گرفته است. ساختمان تالار آیینه نیز با سنگ نبشهای به پارسی، ایلامی و بابلی و چند سنگ نبشته میخی بر حاشیه دریچهها و تاقچهها، به داریوش یکم و خشایارشا نسبت داده شده. کاخ هدیش نیز با ایوان و ستونها، بر درگاه ورودی نقش خشایارشا را بر خود دارد.

پس از آثار شکوهمند هخامنشیان و ساسانیان، ساختمانهای روزگار صفوی و زند نیز در شیراز همچون عروسی در آیینه تاریخ هنر معماری کشور میدرخشند. با آن که اللهوردیخان استاندار با فراست روزگار شاه عباس یکم صفوی در شیراز همراه فرزندش امام قلیخان ساختمانهای خوبی ساخت که از نمونههای برجامانده آن مدرسهخان در محله اسحاقبیگ و پُلخان یادگاری از آنهاست و کلیسای بازارچه ارامنه با نگارگریهای زیبا و با تاقچهبندی و آهوپاکاری (مقرنس) یادگاری دیگر از روزگار شاه عباس دوم است.
اما شیراز با روی کارآمدن کریمخان زند رو به آبادانی نهاد و ساختمانهای بیشتری در آن ساخته شد. آثار و ساختمانهای تاریخی برجا مانده کنونی شیراز شواهدی بر آبادانی روزگاری است که شیراز تختگاه زند بود. از آن جا که فارس نقطه ارتباطی بین سراسر کشور با جهان از راه دریایی خلیج فارس بود شیراز همیشه یکی از شهرهای پر اهمیت کشور بوده است. به دلیل زادگاه سخنورانی چون حافظ و سعدی و تاثیر این دو بر ادبیات کشور آرامگاه حافظ و سعدی شاهد گردشگران و جهانگردان بی شماری از سراسر کشور و کشورهای همگون با فرهنگ ایران است.
ارگ کریمخان مرکز فرمانروائی زند بود. با این که بخشی از ساختمان از میان رفته اما خود ارگ باقی مانده و گردشگران درونی و جهانگردان بیرونی از آن بازدید می کنند. این ارگ خندقی به دور خود داشته و طرح های آجری آن بسیار زیبا و برجسته است. برسردر ورودی ارگ داستان کشته شدن دیو به دست رستم بر کاشی هفت رنگ، بازمانده از روزگار قاجار است. ساختمان های درون ارگ متناسب با فصل های سال ساخته شده اند. در دل حیاط حوض مستطیل بزرگی هست که پیرامون آن را درختان نارنج فرا گرفته اند. در گوشه ای گرمابه ویژه کریم خان و ساکنان ارگ با طرحی بسیار زیبا و تاقدار ساخته شده است. در روزگار پهلوی این ارگ زندان بود اما پس از انقلاب به شیوه آبرومندانه بازسازی شد. از آنجا که در روزهای کنونی گفته می شود تونل مترو شیراز از زیر خیابان زند، از کنار ارگ کریم خان و نزدیک به ساختمان های تاریخی از جمله مدرسه خان خواهد گذشت، هرگونه غفلت در طراحی و مهندسی مترو شیراز میتواند با لرزه و تکانهای پیدرپی شناسنامه تاریخی شیراز را برای همیشه مخدوش کند. از این رو شهرداری شیراز، سازمان میراث فرهنگی و دست اندرکاران دولتی مسئول هر گونه پیش آمد ناگوار در نابودی این آثار گران بهای شهر شیراز میباشند.
استان فارس در درازنای پیشینه چند هزار ساله دودمانهای گوناگون دستخوش دگرگونیهای تلخ و شیرین بوده است. پس از روزگار ۲۲۰ ساله هخامنشیان، از اسکندر مقدونی، مغول، سپاه راشدین، یعقوب لیث، آل بویه و پس از آن سلجوقیان و اتابکان فارس، آل مظفر و امیر تیمور تا روزگار شاه اسماعیل یکم صفوی و پس از آنها، فارس پی در پی دگرگون و گاه با خشونتهای بیش از حد رنج بسیار برده است. در آشفتگیهای واپسین رمق "قویونلوها" و در ابتدای فرمانروایی، شاه اسماعیل یکم فرمان ترک مذهب سنی و پذیرفتن مذهب شیعه را در شیراز به حاکم شهر داد. بنایی شاعر شافعی مذهب را قزلباشان شاه گردن زدند. البته پیش از آن نیز هلالی شاعر شیعه مذهب را ازبکان سنی در جایی دیگر گردن زده بودند. خشونتها از همه سو کوهساران و جلگههای فارس را گاه با خون گلگون کرده و بر سر بازار رسوایی روزگار نشانده است. با یورش محمود افغان به اصفهان پایتخت ایران، در روزگار شاه حسین صفوی، شیراز نیز صدمات بسیار دید. جهانگردان و مبلغان مذهبی اروپایی از تخریب ساختمانها و نیایشگاههای مردم از جمله زرتشتی، مسلمان، یهودی و مسیحی به دست یورشگران محمود در شیراز گزارش دادهاند.
از آثار شکوهمند زند در شیراز بازار وکیل نه تنها مرکز بازرگانی و داد و ستد است بلکه جایی دلپذیر و زیبا برای بازدید گردشگران و جهانگردان میباشد. این بازار در بافت قدیم "درب شاهزاده" قرار دارد و دارای چهار دروازه و یک چهارسوی بزرگ است. کاروانسرای یزدیها و روغنی نیز در آنجاست. اتاقهای ضربی بازار و آجر کاریهای زیبا همراه با نورگیری آن از شاهکارهای معماری بوده و از سویی آب انبار وکیل نیز از یادگارهای آن روزگار، دلپذیر و دیدنی است. پل رودخانه خشک از سنگ و گچ با پنج دهنه تاکنون پا بر جا بوده و موزه پارس نیز در یک کلاهفرنگی زیبا کنار ارگ کریمخان در باغ نظر قرار دارد که معماری ساختمان این موزه به گونه یک هشت ضلعی یادآور هشتبهشت در باغ بلبل اصفهان است. ساختمان موزه پارس دارای چهار گوشواره بوده و یک حوض مرمر نیز در میان تالار دارد که با نگارگریها و آهو پاکاری (مقرنس) یکی از زیباترین ساختمانهای یادگار هنر معماران روزگار زند است.
از سوی دیگر مسجد وکیل نیز از دیدگاه هنر معماری بسیار زیبا و شکوهمند، از ساختمانهای زند در شیراز است که روزانه گردشگران و جهانگردان از آن دیدن میکنند. این مسجد دارای کاشیکاری درخشنده و خوشرنگ بوده و همراه با تاقهای ضربی و با نمای مارپیچ ستونهای یک پارچه سنگی، بینظیر و دیدنی است. دارای شبستان و ایوان است و یک حوض بسیار بزرگ در حیاط قرار دارد. پلههای منبر مسجد از سنگهایی به گونه مرمر مراغهای ساخته شدهاند. در روزگار قاجار با زمینلرزه کاشیکاری آن سخت آسیب دید، اما معماران قاجاری فوری دست به کار شدند و آن را بازسازی نمودند. شوربختانه سوداگران سنگنگاره یادمان تاریخ این مسجد را سال گذشته شبانه از دیوار کنده و به یغما بردند. جای خنجر سوداگران روزگار کنونی نیز به گونه زمینلرزه روزگار قاجار، بر گرده ساختمان این مسجد در شیراز بر جا مانده و به تلخی در حافظه تاریخ به ثبت خواهد رسید.
----------------------------------------------------
پانوشت:
۱ - فارسنامه ناصری. میرزا حسن فسائی. تهران ۱۳۱۳
۲ – فارس شناخت. فصل نامه فرهنگی و پژوهشی بنیاد فارس شناسی (ویژه همایش بین المللی فارس در جنگ جهانی اول)، آبان ۱۳۸۹ .
۳ - شناخت ایلات و عشایر. عبدالله شهبازی. نشر نی ۱۳۶۹
۴ – ایل باصری. فردریک بارث. ترجمه کاظم ودیعی ۱۳۴۳
۵ – وقایع اتفاقیه. سعیدی سیرجانی. تهران ۱۳۷۶
۶ - ناصر دیوان کازرونی به روایت اسناد. پژوهش موسی مطهری زاده تهران: کازرونیه۱۳۸۳
۷ – فارس در جنگ جهانی اول . علی اکبر صفی پور بنیاد فارس شناسی شیراز ۱۳۸۹
۸ – ایل باصری از ترنس تا لهباز. غلامرضا توکلی نشر هفت۱۳۷۹
۹ – وقایع ایلات خمسه. علی محمد نجفی. موسسه انتشارات جام جوان ۱۳۸۶
۱۰ – بزرگان ایل عرب و ایلات. علی محمد نجفی. انتشارات ائمه ۱۳۸۵
۱۱ – ایل عرب. علی محمد نجفی. انتشارات جام جوان. بهار ۱۳۸۷
۱۲ - بناهای تاریخی و آثار هنری جلگه شیراز. علی نقی بهروزی
۱۳ – شیراز دیار سعدی و حافظ. علی سامی
۱۴ – تاریخ بافت قدیمی شیراز. کرامت الله افسر. نشر قطره . تهران ۱۳۷۴
۱۵ – اقلیم پارس. سید محمد تقی مصطفوی
۱۶ - سیاست و اقتصاد عصر صفوی. محمد ابراهیم باستانی پاریزی. تهران صفی علیشاه ۱۳۷۸
۱۷ – پژوهشی در شناخت باغ های تاریخی ایران و باغ های تاریخی شیراز. علی رضا آریان پور. انتشارات فرهنگسرا. تهران ۱۳۶۵
۱۸ – تاریخ شیراز از آغاز تا ابتدای سلطنت کریم خان زند. جعفر موید شیرازی. انتشارات سخن. تهران ۱۳۸۰
۱۹ - وقایع نامه فرقه "کرملی" در ایران، جلد یکم، به زبان انگلیسی، صص ۱۰۶۱ – ۱۰۷۰ چاپ لندن۱۹۳۹
“A Chronicle of the Carmelites in Persia”, vol 1, pp, 1061-1070. Eyre & Spottiswoode, London. 1939.
20- Blair, S. Sheila. Bloom, M, Jonathon. “Architecture in Iran under the Safavid and Zands”. Yale University Press, 1974.
21- John Curtis, “Ancient Persia”, British Musem Press, 2000.
22- Jennifer Lawless. Kate Cameron, “Studies in Ancient Persia”, Thomas Nelson Australia, 1994.
23- Karen Zeinert, “The Persian Empire”, New York, 1968.
24- Mahmoud Dehgani, “Domestic Architecture in Safavid Iran, 1501 – 1737. University of Technology, Sydney .2000
25- “Persians: Masters of Empire”, by the editor: (John M. Fahey Jr. John L. Papanck. Roberta Conlan), Time. Life Books, Virginia 1995.
26- Perry, John R, “Karim Khan Zand: A History of Iran, 1747-79. Chicago: University of Chicago Press, 1979.
27- Richard N. Frye, “The Golden Age of Persia”London 1975.
ایران نامه دکتر شاهین سپنتا اصفهان:
http://drshahinsepanta.blogsky.com/1390/12/16/post-778/
سایت ستاره های اوز فرهاد ابراهیم پور دوبی:
http://www.ewazstars.com/ostane%20fars%20dehghani.htm
روزگار نو:
http://www.rouzegareno.ir/fa/news/2597
پایگاه خبری جنوب نیوز:
http://www.jonoubnews.ir/showpage.aspx?id=27962&title
مطالب معماری محمد منفرد:
http://www.memarbashi.blogsky.com/1390/12/25/post-808/
گزارشی از ارگ بم و گردشگری در استان کرمان
گزارشی از ارگ بم و گردشگری در استان کرمان
برگرفته از سایت "ایران نامه" دکتر شاهین سپنتا: http://drshahinsepanta.blogsky.com/1390/11/29/post-763/
دکتر محمود دهقانی
استان کرمان در جنوب شرقی کشور قرار گرفته و مرکز آن شهر کرمان است. شهرهای سیرجان، بردسیر، فهرج، بافت، رفسنجان، شهر بابک، جیرفت، زرند و بم آوازهای دیرینه دارند. اما این استان بر اساس تقسیمات پس از انقلاب دارای نزدیک به ۸۰ شهرستان و شهر و شهرک شده که برخی از آنها در امور بازرگانی و تولیدات در روزگار ریاست جمهوری رفسنجانی و پس از او پیشرفت کرده است. کاوشهای علمی ارزشمند باستانی نشانه تمدن را از هزارهها پیش در کرمان آشکار میسازد. آثار درخشان معماری باستانی روزگار کهن، همراه با طبیعت بسیار زیبا و متنوع گردشگرپذیر بوده که این خود آیینه نمایش فرهنگ و تمدن کرمانیهاست. این استان با بهرهمندی از کوهها و رودها و حتا کویر، آمادگی برای پیشرفت کشاورزی دارد. توانمندیهای استان کرمان با ارتباطات بهتر از گذشته و با پیشرفت در صنعت امروزین و همچنین صنایع دستی که از روزگاران گذشته تا به امروز آوازهدار است به همراه مردمی که گویش شیرین دارند، گردشگری در استان کرمان را دلپذیر کرده است. استان کرمان از شمال به خراسان و یزد، از شرق به سیستان و بلوچستان، از غرب به فارس و از جنوب به استان هرمزگان چسبیده است. این استان که خود دارای جمعیت قابل ملاحظهای است و گذرگاهی بر سر راه چند استان مهم کشور است اگر با برنامهای درست و سنجیده با آن برخورد شود در صنعت گردشگری میتواند گوی سبقت را از همه استانها برباید. چرا که آب و هوای آن دارای تنوع بوده و با آن که گرم و کویری است اما در شب دما به شدت تغییر میکند. با این وجود در جنوب غربی و مرکز، سرد کوهستانی و در ناحیه جنوب شرقی گرم و مرطوب است. تنوع آب و هوا باعث شادابی و وفور برخی میوهها و سبزیهای کمیاب در این استان است. از دیر باز پسته، خرما، قالی و صنایع دستی کرمان به سراسر کشور و خارج از کشور صادر میشد. عطر کرمان نمونه دیگری از سوغاتیهای تاریخی بود اما از مرغوبیت شال و پته و ترمه و جاجیم استان کرمان در بسیاری از متون و گزارشهای پیشینهنگاران یاد شده است. از سویی مرغوبیت و آوازه زیره کرمان آن چنان بالا گرفت که پایش به مثلهای فارسی نیز کشیده شد.
تابلوی پاریز کرمان
باغ پسته در کرمان
در درازنای چند هزار ساله فرمانروایی دودمانهای گوناگون بر ایران، کرمان از اهمیت به سزایی برخوردار بوده است. با شهرهای کهن و دیرینه و آثار به جا مانده باستانی پیداست که دیار کرمان در روزگار هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان رونق داشته است. آثار باستانی از جمله معماری منحصر به فرد صخرهای بسیار زیبای روستای میمند، تپه یحیا در روستای صوغان بافت، تل ابلیس روستای سلطان آباد، شهر قدیمی و دژ کهنه در روستای کهوروییه جیرفت، دژ سنگ در روستای سعیدآباد سیرجان، دژ دختر، دژ اردشیر، آتشکدهها بهویژه آتشکده "شاه فیروز" و گنبد بسیار زیبای "گبری" (جیلیه) که از نظر هنر معماری یکی از یادگارهای با ارزش است همراه با ارگ بم این یکتا نمونه معماری خشتی جهان بخت دیگری برای جلب جهانگرد و گردشگر به استان کرمان است.
در شهرهای استان موزههایی هستند که برخی از آن ها بسیار زیبا و دارای یافتههای دیدنی است اما شوربختانه مثل همه جای کشور، از نظم چندانی برخوردار نیست و در رسانههای استان و سراسر کشور برای دیدار از این موزه ها کمتر تبلیغ شده است.
باغهای بسیار زیبای کرمان از جمله باغ شاهزاده ماهان برجای مانده از روزگار قاجار، باغی دلپذیر است. از سوی دیگر هر چند ارگ بم با زمین لرزه ویران شده ولی به واسطه وجود نخلستان و پیشینه دیرین، گردشگران به سوی خود جلب میکند؛ و با این که در حال بازسازی است اما قسمتهایی از ارگ قابل بازدید است.
وقتی از سیدنی استرالیا به ایران پرواز کردم به استان کرمان هم رفتم چرا که خواهان بازدید از ارگ بم بودم. پس از زمین لرزه یا به قولی "رقص مرگ" و پخش تصاویر ویرانی این ارگ در رسانههای جهان خیلی از استادان باستانشناس و معمار در خارج حسرت خوردند و تا مدتی در مورد ارگ بم با آنها گفتگو داشتم. همان روز به یاد دارم با مهندس اشراق در پاریس ساعتی در مورد ارگ بم گفتگوی تلفنی داشتم. ایشان هم از شنیدن ویرانی ارگ بم بسیار افسرده شده بود.
در سپیدهدم فردای روزی که به استان کرمان رسیدم، پیش از بالا آمدن تیغ آفتاب همراه با چهار جوان به بم رفتیم تا بازدید از ساختمانها و آثار باستانی را از آنجا آغاز کنیم. با آن که یک برخورد، در ورود به ارگ موجب دلگیری جوانان شد و من به سختی آنها را آرام کردم، اما با عذر خواهی مسئول دفتر بازسازی میراث فرهنگی، کام همگی ما با هدیه خوشهای از خارک نخل حیاط خانه "زابلی" در محوطه ارگ بم شیرین شد. هر چه رو به جلو میرفتیم، ویرانیهای ناشی از زمین لرزه بیشتر بود. به هر سو نگاه می کردم، آوار غم بر دلم مینشست و شیرینی خارک نخل بازمانده از رقص مرگ ارگ، توان از بین بردن تلخی ویرانه ها را نداشت.
با نگاه به چهره گروهی از بازدیدکنندگان میخکوب شدم. آنها هم با دیدن آوار و ویرانیها چهرهای غمزده داشتند چرا که در سوگ از دست رفتن گوهر پرآوازهای به آن جا آمده بودند. یکی از بازدیدکنندگان خانم جوانی بود که با دوست خود، از شهرستان میاندوآب آمده بودند و با دیدن آوار به تلخی گریه میکرد. دانههای اشک بر گونهاش لمبر میزد و فرو میغلتید. برای این که با او سر سخن باز کنم و اگر بتوانم به او آرامش بدهم دانهای خارک به او تعارف کردم. باستانشناس بود و می گفت ارگ را چند ماهی پیش از رقص مرگ هم دیده است. این حقیقت تلخ بر من این امید را زنده کرد که بخش بزرگی از مردم قدر آثار باستانی نیاکان خود را می دانند، هر چند که سوداگرانی نیز کمر به نابودی آن بستهاند.
در مورد پیشینه تاریخی ارگ بم پژوهشهای ریشهای باستانشناسی لازم است. مرکز اسناد مدارک میراث فرهنگی کرمان با نوشته محمد مهریار، پیشینه شهر باستانی دارزین که در هزاره نخست پیش از میلاد در زمینهای شمال غربی بم برپا بوده را چاپخش کرده و نوشته است: "در متون تاریخی پیدایش ارگ بم به بهمن بن اسفندیار نسبت دادهاند، و او را اردشیر دراز دست از شاهان دوران هخامنشی قلمداد کردهاند. در سیمای برخی برشهای ارگ نیز لایههای ساختمانی بیشماری نمایان است که گویای ساخت و سازهای مکرر در ارگ و تاییدی بر درستی تخمین قدمت متون تاریخی است".
هر چند که در گذشته ارگ بم کمتر در گستره برنامه کار باستانشناسان قرار داشته ولی پس از زمین لرزه دیماه سال ۱۳۸۲ بم، هم اکنون میبایست همزمان با بازسازی آن به سالیابی شالوده نخستین آن نیز پرداخته شود. معماری و آثار باستانی ایران به دلیل ریشه در ژرفای هزاران ساله نیازمند پژوهشهای ریشهای است چرا که با روزگاران درهم تنیده دودمانهای گوناگون، به قول آن فرزانه کرمانی، دکتر باستانی پاریزی: "تاریخ ایران کامپیوتر را هم گیچ میکند".
پس از زمین لرزه، کارشناسان آلمانی و ژاپنی و ایتالیایی ارگ بم را کانون توجه باستانشناسان سراسر جهان نمودند. سازمان فرهنگی یونسکو نیز از سرعت بخشیدن به بازسازی ارگ پشتیبانی نمود و انتقادهای شدید، سازنده و سنجیدهای نیز در این مورد ارائه داد. ایتالیاییها برج عمده ارگ را با چند متر کمتر از اندازه اصلی بازسازی کردند. کارشناسان ایتالیایی علت این کار را مقاوم بودن این برج اعلام نمودند.
کارشناس آلمانی نیز در بازسازی ارگ تلاش کرد و کارهای خوبی گروه او انجام دادند. اهمیت ارگ بم آنچنان بالا بود که شاهزاده "چارلز" ولیعهد انگلستان که خود باستانشناسی خوانده است سراسیمه به بم آمد تا ارزش و اهمیت باستانی ارگ به مجامع فرهنگی و باستانشناسی جهان اعلام شود. آن بازدید یقینا همدردی این شاهزاده اروپایی را در برگی از تاریخ هزاران ساله ارگ بم به ثبت خواهد رساند.
با آغاز بازسازی ارگ بم، دیری نپایید دستاندازهای اقتصادی از هر سو روند بازسازی را کند کرد. با این همه برخی از کارمندان در دفتر میراث فرهنگی ارگ بیان میداشتند که نجات بخشی ارگ بم در زمانی ۱۵ ساله تدوین شده است. نگارنده بر این باورم که اگر هسته مرکزی ارگ بر فراز پوزه سنگی مد نظر باشد نیز مرمت اساسی و تخصصی آن به بیشتر از ۱۵ سال نیاز دارد. اما اگر مرمت همه ساختمانهای گرداگرد ارگ مد نظر است دو دهه نیز وقت کمی خواهد بود. از آنجا که کسانی چون دکتر مختاری و مهندس مجابی و دستهای از دلسوزان فرهنگی گستره معماری و باستانشناسی نیز دستی بر ارگ بم دارند، با ذکر خیری که سالها پیش از شادروان دکتر آیتاللهزاده شیرازی در مورد آنها شنیده بودم خوشحال شدم.
ولی واقعیت این است که بازسازی آثار و ساختمانهای باستانی نیاز به مصالح مرغوب و کارگران آموزش دیده و بودجه ای که ۱۰۰ ملیارد تومان برآورد شده نیز نیاز به بازآوری و ابتکار دولتها دارد. کارهای پخته و اصولی در بازسازی، به ویژه در محدوده ارگ بم با وسعت بیست هکتار، زمان میبرد و شاید نیاز به پول بیشتری برای این آثار شگفت تاریخی طلب کند.
متاسفانه نه تنها زمین لرزه باعث ویرانی ارگ بم شده، بلکه در برخی از نقاط استان کرمان مثل همه جای کشور شنیده میشد که سوداگران از یک سو و ناآشنایی برخی از مسئولان نیز باعث تخریب آثار شده است. وقتی با همراهی یکی از کارمندان بومی دفتر بازسازی میراث، با احتیاط بر فراز ارگ بم رفتیم، عظمت معماری آن بیشتر نمایان شد.
عکس یادبود در کنار ارگ بم
اتاق حاکم- ارگ بم
شالوده نخست ارگ بم همانند همه دژهای تاریخی ایرانی، بر فراز پوزه ای بلند در جلگه بم قرار گرفته است. با آن که هوا گرم و دم کرده بود، اما بر فراز ارگ نسیمی خنک میوزید. از آن جا ویرانههای یخدان پیدا بود. در اتاق بخش حاکمنشین بر فراز پوزه، کارگران با لباسهای آبی رنگ مشغول کار بودند. دیوار با مصالح ساختمان خشت خام و با روکشهای کاهگلی اندود بود. تاقچهها با تاقهای زیبا تزیینات گچی داشتند. پلهها و سنگفرشها به سبک زیبایی بودند. از فراز پوزه راهروها و نمایی از بازار، آب انبار، کاروانسرا، ویرانههای مسجد، بقایای آتشکده، نیایشگاه یهود (ساباط و خانه جهودا)، زورخانه، گرمابه، سربازخانه، زندان ها و اصطبل دیده میشدند و هنوز جایشان مشخص بود. با نام خانهها و ساختمانها و دانستنیهای به جا مانده پس از اسلام چنین پیداست که ارگ بم پس از شالوده نخست آن در روزگاران گوناگون گسترش و نوآباد شده است. در این مجموعه بیست هکتاری بیشتر خانههای عمومی به هم متصل و متحد بودند و به یکدیگر راه داشتهاند اما با شبیخون زمین لرزه هولناک این اتحاد درهم شکسته بود.
نمای آب انبار بزرگ ارگ بم
بخشهای بازسازی شده ارگ بم
در شهر کرمان نیز ساختمانهای بسیار زیبای دیگری هستند که از میان آنها مسجد جامع در سده هشتم هجری قمری، در روزگار سر دودمان آل مظفر، با کاشیکاریهای درخشنده (معرق) زیبا با مساحت ۴۸۰۰ متر مربع ساخته شده است. این مسجد در روزگاران گوناگون بازسازی شده و دارای ایوان، شبستان و سردری بلند است. سر در با "آهو پا کاری" (مقرنس) بینظیر چشم هر گردشگری را به خود خیره میکند.
نمای بیرونی مسجد جامع کرمان - بازمانده از روگار آلمظفر
نمای درونی مسجد جامع کرمان - بازمانده از روگار آلمظفر
از ساختمانهای دیگر در شهر کرمان ساختمانهای میدان، مسجد، آب انبار، بازار، مدرسه، کاروانسرا و گرمابه گنجعلیخان گردشگرپذیرترین هستند. در روزگار "شاه محمد خدابنده صفوی" پدر "شاه عباس یکم"، یکی از وزرای او در قزوین پایتخت آن روزگار ایران، "میرزا محمد خبیصی" از دیار کرمان بود. پس از خدابنده پسرش شاه عباس یکم دست به ساختمان سازی بسیاری از جمله بازار، کاروانسرا و گرمابه در سراسر شهرها زد. کرمان در روزگار صفوی پشتوانه مهمی برای امنیت بازرگانی در هرمزگان بود و با ساختمانهای بسیار زیبا و آمد و شد کاروانها دارای بازرگانی پر رونقی شد.
گنجعلیخان استاندار کرمان در سال ۱۰۲۰ به سلطان محمد معمار یزدی دستور طراحی و معماری گرمابهای آبرومندانه داد. این گرمابه با کاشیکاری، گچبری و نگارگریهای زیبا که چند نمونه آن هنوز بر دیوار گرمابه پابرجاست، همراه با آهوپاکاریهای خوش ریخت ساخته شد. سبک معماری این گرمابه به گونه همه گرمابههای روزگار صفوی بسیار زیباست. نورگیری آن خیلی ماهرانه انجام پذیرفته است. با چیره دستی در هنر معماری پنجرههای چشمه چشمه (مشبک) گرداگرد سقف گنبدی کار گذاشته شده و پنجره ها روشنایی درون گرمابه را هموار ساختهاند. گرمابه گنجعلیخان دارای خزینههای سرد و گرم بوده است. با کار گذاشتن دیگ بزرگ مسی، با آتش هیزم در زیر دیگ آب گرم میشده است. به گونه برخی از گرمابههای سراسر کشور دارای شاهنشین بوده و بخشی از گرمخانه ویژه سران لشکری و کشوری آن روزگار بوده است. این گرمابه در نظام گذشته آبرومندانه بازسازی و پس از آن موزه شد.
پنجرههای چشمه چشمه حمام گنجعلیخان
درون حمام گنجعلیخان

دروازه کاروانسرا از درون- بازمانده از روزگار صفوی
عکس ها از: داریو مزدا، بردیا و محمود دهقانی
بازتاب در ایران بوم:
http://www.iranboom.ir/gardesh-gari/3962-gozaresh-az-arg-bam.html
سخن نیوز:
http://www.sokhannews.com/contentsdetails.php?contentsid=6241&cat=specialreport
گزارشی از مازندران و ساختمانهای تاریخی آن
برگرفته از ایران نامه : http://drshahinsepanta.blogsky.com/1390/11/14/post-750/
لیست سایت ها و هفته نامه هائی که این گزارش را بازتاب داده اند در زیر این نوشته آمده است:
دکتر محمود دهقانی
استان مازندران گُل سرسبد گردشگری ایران در کرانه جنوبی دریای مازندران قرار دارد. مرکز آن ساری با داشتن جاهای دیدنی و خیابانهای زیبا به ویژه خیابان «فرهنگی»، از شهرهای بسیار شکوهمند شمال است. مازندران به استانهای تهران، سمنان، گلستان، گیلان، و قزوین چسبیده است. کوه پر آوازه دماوند چونان بام گنبد مانند مازندران در سراسر سال از برف سفید پوش است. این استان زنانی زیبا و مردانی ستبر دارد. از دیدگاه باستانشناسی مازندران پیشینهای چند هزار ساله داشته و در روزگار پادشاهی "ورگانا" دیار تبرستان یا "هیرکانیا" نامیده میشد. ایل و تبارهای متمدن از جمله "آمارد" و "کادوس" به دشتها و کوهپایههای آن سرازیر شدهاند. یافتههای باستانشناسان خودی و بیگانه در موزه ایرانباستان نشان دهنده درخشش تمدن ژرف و شکوهمند مازندران و سر برآوردن خورشید روزگار هخامنشی در سرزمین ایران است. مازندران در درازنای روزگار خود فراز و نشیبهای بسیاری پشت سر گذاشته است. پس از اسلام برای نخستین بار کوفیان به سرکردگی سعد ابن عاص به کرانههای تبرستان تاختند، اما در روزگار بنیامیه مردم تبرستان علیه اشغالگران برخاستند. تبرستان از یک سو میدان کشمکش میان آلزیار و آلبویه و از سویی سامانیان و غزنویان بوده است. پس از طغرل اول سلجوقی، سلطان محمد خوارزمشاه تبرستان را تسخیر کرد. تیموریان خوان آنان را برچیدند اما پس از مرگ امیر تیمور، این بار سادات مرعشی سر برآوردند. با روی کار آمدن شاه عباس یکم صفوی، به گردنکشی و بساط ملوک الطوایفی مرعشیهای مازندران پایان داده شد. از آنجا که مادر شاهعباس مازندرانی بود، کاخها و ساختمانهای زیبایی در آنجا ساخته شد و مازندران گستره بازرگانی شمال کشور و تختگاه ییلاقی شاهان صفوی شد.
قله دماوند
شهرهای مازندران در میان کوهها، جلگهها و جنگلهای سرسبز و دل انگیز به همدیگر بسیار نزدیکاند. با دیدنیهای کرانه دریای مازندران، خانههای ییلاقی، غذاهای دریایی، فرهنگ و سنن دیرپا، مازندران میزبان میلیونها گردشگر درونی و جهانگرد برون مرزی است. مردم شهرهای این استان بهتر از استانهای دیگر کشور در گردشگرپذیری تجربه دارند چرا که پیشینه بازدید گردشگران درونی و جهانگردان برونمرز به مازندران دیرینه است. اما از سوی دیگر، در روزگار کنونی بنگاههای گردشگری بدون دانش ژرف در زمینه کار خود، گردشگران سراسر کشور، به ویژه مردم پایتخت را بیشتر برای دریا و جنگل به مازندران میکشانند و این روال پس از یک دیدار، گردشگر را به کشورهای بیگانه ترغیب میکند. باید با بازسازی آثار تاریخی بهجا مانده در این استان گستره گردشگری را رنگینتر نمود. دژها، غارها، برج ها، پارکهای جنگلی، آبشارها ، رودها، چشمه ها و تالابها را میبایست برجستهتر کرد.
هرچند یافتههای باستانشناسان از پیشینه سکونت هزاران ساله در موزهها حکایت دارد اما در مازندران آثار باستانی بر جا نمانده، چرا که آب و هوا به گونه استانهای خشک جنوبی نیست. از آن روی که استان مازندران هوای مرطوب و بارانی دارد، ساختمانها در هر سه دهه به بررسی و بازسازی نیاز دارند. اما برای نمونه در شیراز یا اصفهان زمان بازسازی ساختمان – در صورت مرمت اصولی- نیمقرن برآورد میشود.
اگر در جاهایی مثل کرمان خشتهای گلی دوام هزاران ساله دارند اما در مازندران وضعیت به گونه دیگر است. ساختمانها چه سنگی و یا آجری زودتر از جاهای دیگر کشور فرسوده میشوند و از بین میروند. تخم برخی از درختان جنگل، به ویژه تخم انجیر با پراکنده شدن با باد و ریشه دواندن در میان درز دیوارهای ساختمان در مازندران آفت جان ساختمانهای تاریخی و آثار باستانی بوده است. از این رو برای رنگینی گستره گردشگری در مازندران، نیاز به بازسازی ساختمانها و آثار به جا مانده تاریخی بیشتر از استانهای دیگر است.
استان مازندران با مساحت نزدیک به ۲۴ هزار کیلومتر مربع، دارای شهرها و شهرکهای بسیار است. شهرستانهای عمده آن بهشهر، بابل، جویبار، تنکابن، رامسر، چالوس، قائمشهر، سواد کوه، محمودآباد، نور، نوشهر، گلوگاه، نکا و بابلسر میباشند. شهرستان ساری مرکز استان مازندران پیشینهای دیرینه دارد و همیشه مرکز تبرستان بوده است تا این که "بار فروش" (بابل) مرکز تبرستان شد. اما در روزگار قاجار دوباره، ساری را مرکز مازندران کردند. از روزگار صفوی و دودمانهای دیگر ساختمانهای تاریخی بسیاری از جمله پلها، گرمابهها، آببندها، مساجد و بقعهها در مازندران پا برجا هستند که به درخواست انجمن آثار ملی، دکتر منوچهر ستوده که اینک در سن ۹۸ سالگی خود در چالوس زندگی می کنند و آرزومندم ۱۵۰ ساله شوند در پنج جلد کتاب "از آستارا تا استارباد" شناسنامه این آثار را گردآوری کرده که خدمت بسیار بزرگی برای آیندگان در مازندران و سراسر ایران است.
از آنجا که نگارنده برای پژوهش درباره ساختمانهای روزگار صفوی چند بار به مازندران سفر کرده ام، بر این باورم که نه تنها سرسبزی مازندران آن را گردشگرپذیر کرده، بلکه تاریخ معماری و ساختمانهای برجا مانده روزگار صفوی و قاجاری آن نیز برای گردشگران ارزشمند و دیدنی است.
کاخها و باغهای فرح آباد و بهشهر روزگار صفوی را شاه عباس یکم ساخت. با علاقه شاه عباس به درخت کاری و بهکارگیری فواره و شُرشُر آب و ساختن حوض در ساختمانها و چراغانی و شمع افروزی گرداگرد برکهها و جویبارهای باغ، نه تنها برخی جهانگردان و پیشینهنگاران به آن اشاره کرده اند، بلکه هنور بقایای آنها بهویژه در "باغ شاه" بهشهر موجود است.
باغشاه بازمانده از دوران صفوی در بهشهر
علاقه دیگر شاه عباس شکار بود. از آهوان "میانکاله" در تمامی گزارشات جهانگردان و پیشینه نگاران یاد شده و در سفرنامه "پیترو د لاواله" با سیاه قلم، نگارهای از شاه و زنان و دختران زیبا و چابک اسبسوار که از اصفهان پایتخت کشور برای گردش همراه شاه به کاخ ییلاقی "اشرف البلاد" (بهشهر) رفته اند را در حین شکار، نشان میدهد.
آهوان باغشاه بهشهر
فراوانی آب و درخت در مازندران دست مهندسان روزگار صفوی را برای زیبایی و روح انگیزی کاخها و خیابانها، باز میگذاشت. در سال ۱۶۱۸ میلادی "پیترو د لاواله" در گزارش خود از مازندران به "ونیز" ایتالیا، نوشت اینجا ساختمانها در زیر سایه انبوه درختان جنگلی، آنچنان است که آفتاب دیده نمیشود. در کاخ اشرف (بهشهر) "دلاواله" به حضور شاه عباس رسید و در سفرهخانه، در هنگامی که گروه موسیقی آرام مینواختند، با شاه و نزدیکان شاه بر سر سفره نشست. پس از آن در سال ۱۶۲۸ میلادی ایلچی انگلیس و گروه همراه او نیز در کاخ اشرف به حضور شاه عباس رسیدند.
هنگامی که شاه عباس به بهشهر میآمد، داد و ستد بازرگانی و تصمیمهای عمده کشور نیز در این شهر گرفته میشد. با ساختن کاخها و گسترش راهها و با کوچ گروه بزرگی از یهودیها و ارامنه به آنجا، شهر نوپای بهشهر جان تازهای گرفت. گزارشهای جهانگردان و پیشینهنگاران خودی و بیگانه و ساختمانهای به جا مانده، نمایانگر این است که فرح آباد و بهشهر مازندران نقطه مهم گسترش شهرسازی بودهاند. هرچند که در سراسر حاشیه دریای مازندران، پلها، گرمابهها، و راههای خوبی نیز میساختند.
فرحآباد در ۲۵ کیلومتری ساری در روزگار صفوی روستای بسیار کوچکی بود که به آن "طاهان" میگفتند. در دهانه رودخانه "تجن" جا گرفته و از دیرباز کشاورزی آن پرآوازه بود. مهندسان شهرسازی شاه عباس و به ویژه «ساروتقی» استاندار مازندران که دانش خوبی در مورد شهرسازی داشت، با طرح ساختمانهای کاخ تفریحی و خانههایی که شاه پیشنهاد کرده بود، دست به کار شدند. با آغاز شهر سازی و ساختمانهای کاخ و ساختن پل، بازار و باغها، خیلی از خانوادههای گرجی و ارمنی و یهودی به آنجا کوچ داده شدند و برخی نیز با آوازه فرحآباد خود به آنجا مهاجرت کردند. گزارش «اسکندر بیگ» منشی شاه عباس و گزارش "د لاواله" آغاز و روند شکلگیری و توسعه شهر را نشان میدهند. گزارشهای جهانگردان و کنکاش پیشینهنگاران روزگارهای پس از صفوی نیز گوشه هایی از سرگذشت فرح آباد را برملا کرده است.
مهندسان شاه عباس با ساختن راههای سنگ فرش و مناسب توانستند جا به جایی مصالح ساختمانی و آمد و رفت کارگران را که گل و لای و بارانهای پی در پی، دست و پا گیر کارشان بود، شتاب بخشیده و آسان نمایند. پس از آن نیز با آوردن شتر که مردم تا به آن روز هیچ وقت شتر در مازندران ندیده بودند، خیلی از معماران و کاشیکاران و نقاشان و گچبرهای اصفهان را به مازندران آوردند. نه تنها سران کشوری و لشکری، بلکه بازرگانان هم در آنجا خانههای نو و زیبا ساختند. با ساختن کاخ "جهان نما" و بازار و مسجدی بزرگ با معماری منحصر بهفرد آن، روستای "طاهان" به سر و رویی دلپذیر دست یافت که چون زیبا و دل انگیز بود، نام آن را "فرح آباد" گذاشتند. این پیشرفت در سایه برنامهریزی درست دولت و مسئولان سالم و پاک بود. در گذر از بومیها و سران سپاه و نزدیکان شاه، بیشتر شهروندان فرح آباد یهودی و مسیحی بودهاند. با کوچ گروههای گوناگون به فرح آباد ساختمانهای مهمی از جمله بازار، کاروانسرا، پُل، گرمابه و مسجد بالا رفت. در آن روزگار فرح آباد دارای نزدیک به سه هزار خانوار شد. کاخ جهاننما در انتهای شمالی شهر بود. این کاخ نگارگریهای زیبا و خوش رنگ داشته و از ایوان آن چشمانداز دلپذیر، رود و دشت و دریا بود. ساختمان آن دو اشکوبه و آینههای بزرگ داشته که کاشیهای خوشرنگ گرمابه در گمانهزنیهای باستانشناسی کنونی در آنجا دیده میشود. اما از خود کاخ تنها یک دیوار به جا مانده است.
دیوار برجای مانده از کاخ جهان نما از دوره صفوی در فرح آباد
کاخ "جهاننما" به دست افسر قزاق "استفان استینکو رازین" و یاغیان او در بهار شوم سال ۱۶۶۸ میلادی، در روزگار "آلکس میخائیلویچ" پدر "پتر" کبیر در روسیه و هم زمان با سالهای پایانی فرمانروایی شاهعباس دوم چپاول و به آتش کشیده شد. نگارگریهایی که جهانگردان اروپایی از آن یاد کردهاند، همراه آینههای بلند و همه تزییناتش یکسره ویران شد. یاغیان مسلح "رازین" با چند کشتی، و با حقه داد و ستد بازرگانی به آنجا آمده بودند. شبهنگام در یک شبیخون، کشتار بیگناهان شهر فرح آباد و چپاول خانهها و زندگی بازرگانان را آغاز کردند. پس از کشته شدن انبوهی از مردم، احتمالا پیشرفت ادامه نیافته و روند خرد کنندهای بر سرنوشت فرحآباد داشته است.
ویرانههای گرمابه همگانی که با مسجد شاه در روزگار صفوی ساخته شده است، یادگار روزگار طلایی فرح آباد، هماکنون مورد بازدید گردشگران است. مسجد شاه فرحآباد با تلاش سرکار خانم «سهیلا رجائی علوی» رئیس پیشین سازمان میراث فرهنگی و گردشگری مازندران به صورت آبرومندانه نوآباد شد. اما نورپردازی کنونی بهویژه با لامپ های "هالوژن" در کنار ستونهای مسجد هیچگونه جلوه زیبایی و هنری را نشان نمیدهد و نگارنده در هنگام بازدید اخیر این نکته را به مهندس سلیمانی در اداره میراث فرهنگی ساری یادآور شدم.
باید به یاد داشت که معمار روزگار صفوی با چیره دستی، نورگیری مسجد شاه فرحآباد را به سبک بینظیری انجام داده و در روزگار کنونی برق کشی در این مسجد، دست کم باید به سبک مساجد روزگار صفوی اصفهان میبود. بدون رو در واسی لامپهای "هالوژن" و برقکشی کنار ستونهای این مسجد من را به یاد نوپردازی سکوی رقص اروپایی "دیسکوتک" انداخت.
مسجدشاه فرح آباد از نمای نزدیک
مسجدشاه فرح آباد از نمای دور
مسجد شاه در روزگار صفوی به کاخ "جهان نما" راه داشت. طرح مسجد شباهت به کاروانسرا دارد و جوی آب بلندی حوض چهار گوش را در وسط حیاط سرریز می کند و به راه خود ادامه می دهد. احتمالا جوی آب از سوی کاخ جاری و به حوض مسجد می آمده و از آن جا راهی شالیزار میشده است. طرح این مسجد به گونه مساجد روزگار صفوی در سراسر کشور نیست. اما این مسجد نیز با سردر بلند و سقف ضربی راهرو، بسیار شکوهمند بوده و شبستانهای شرقی و غربی آن ستون دارند. گنبد بزرگ آجری با نزدیک به ۱۲ متر ژرفا با ایوانهای بزرگ و کوچک بسیار زیبا و دل انگیز ساخته شده است. با طرح معماری این مسجد، چنین پیداست که احتمالا چند منظوره بوده است. چون شباهت به یک کاروانسرا دارد شاید مسافران و سربازان غیر بومی صفوی هنگام ماموریت و یا سفر به فرحآباد در آنجا ساکن میشدهاند. با فضای دوازده متری زیر گنبد و شبستانهای جادار احتمالا به گونه یک مدرسه نیز از آن استفاده میشده است. در مسجد شاه فرحآباد اگرچه کاشیهای فیروزهای شبیه کاشیهای اصفهان دیده نمیشود، اما هنر آجر کاری آن شاهکار هنر معماری روزگار صفوی را نمایش میدهد.
با وجود ساختمانهای به جا مانده روزگار صفوی در فرح آباد، همراه با نگهداری ساختمانها و فراهم نمودن انگیزه گردشگری در مردم، می شود چرخ زندگی ساکنان را رو به جلو راند و به فرحآباد رونق داد. اما متاسفانه نه تنها آیندهنگری و ارزشی برای آثار تاریخی نیست، بلکه در کنار پل شکسته روزگار صفوی که هنوز می شود آن را به خوبی بازسازی کرد، ویرانه گرمابه ای نیز که مردم میگویند از روزگار قاجار است، زبالهدانی شده و شکم و روده اندرون گوسفند در آنجا میریزند. سراسر این شهر تاریخی روستا گشته، که روزگاری پر آوازه بود، حالا بوی بد لاشه گوسفند پراکنده است و خبری از مسئولان بهداشت استان، استاندار، فرماندار و شهردار نیست و دریغا که شمشیر شاه عباس نیز در غلاف روزگار، زنگار بسته است. نگارنده در سفر پیش برای شستشوی خود به همین گرمابه رفتم و مردم فرح آباد و مسافران نیز از آن استفاده میکردند و برای بهداشت گردشگران مفید بود.
از برجستگیهای معماری صفوی در بهشهر نیز "باغ شاه" دلپذیر و بینظیر است. با جویباری که از فراز کوه از میان باغ میگذرد، این باغ به گونه "بهشت عدن" این شهر است. در فاصله هر متر، هنوز جای شمعهای روزگار صفوی برای روشنایی شب دیده میشوند. سرگذشت ساختمان کنونی شهرداری بهشهر که بر شالوده ساختمان دیوانخانه (چهل ستون) کاخ شاه عباس یکم در این باغ دلانگیز ساخته شده از دودمانهای افشار، قاجار تا پهلوی پر فراز و نشیب بوده اما انتخاب رنگ این ساختمان در روزگار کنونی نیز هیچ بوئی از تاریخ با خود ندارد. هر چند که تجربیات تاریخی کمکی به دوباره سازی آن داشته است.
سرو کهنسال بازمانده از دوران صفوی در باغشاه بهشهر
در "باغ شاه" تنها چند درخت سرو از روزگار صفوی پابرجا ماندهاند که این خود بیشتر از ساختمان نوساز، گویای پیشینه این باغ است و میتواند برای گردشگران و جهانگردان بسیار ارزشمند باشد. آهوان و مرغان این باغ نیز یادآور میانکاله و روستای"خرگوران" (شهر بهشهر کنونی) و حیوانات زیبای مازندران با توصیفاتی که جهانگردان اروپایی از آن کردهاند، میباشد.
کاخ چشمه بازمانده از دوران صفوی
"چشمه عمارت" در سمت غرب بهشهر بین "عباس آباد" و "باغ شاه" نیز با بکارگیری گردش آب به گونهای شگرف اوج معماری روزگار صفوی را در این شهر به نمایش گذاشته است. این ساختمان چهار گوش آجری و دو اشکوبه است. سقف ساختمان گنبدی بوده و در اشکوبه همکف یک چشمه از زمین فوران دارد و برای همین به آن "کاخ چشمه" و یا آنگونه که در روزگار صفوی نامیده می شد "چشمه عمارت" گفته اند. روشن نیست که آیا معماران صفوی آب چشمه را از راه دور، و از فراز کوه به درون ساختمان هدایت کرده اند یا اینکه چشمه به گونه طبیعی در آنجا وجود داشته است. اما با ریختن رنگ و یا با ریختن کاه در سر چشمه های فراز کوه، احتمالا می شود سر از کار معماران صفوی درآورد.
از برجستگیهای "کاخ چشمه" سیستم آب رسانی آن است که در آن روزگار بدون وجود پمپ با سبک ماهرانه آب را به اشکوب بالا برده، با گردش و سرریز شدن حوضچههای بالا، دوباره به اشکوب هم کف سرازیر میشده است. پس از آن در نهری از ساختمان بیرون شده و به حوضهای پیرامون ساختمان می ریخته و با سرریز شدن حوض ها در جویبارهای باغ به گردش در آمده و به شالیزار میرفته است.
از برجستگیهای دیگر هنر معماران چیرهدست "کاخ چشمه" روزگار صفوی این است که در لای دیوارهای اشکوب هم کف به اشکوب بالا حفرههایی ساختهاند که با به کارگیری تکنیک آوا شنودی صدای موسیقی گروه نوازندگانی که هنگام جشنها، بهویژه در موسم نوروز گرداگرد چشمه مینواختهاند به بالا رفته و در سراسر این ساختمان زیبا و شاعرانه پژواک داشته است.
کاخ صفیآباد بهشهر نیز یادگاری دیگر از روزگار صفوی بر فراز تپه قرار دارد. این کاخ چهارگوش، در درازنای پیشینه خود چند بار بازسازی شده که یک بار در روزگار قاجار، نه تنها کاخ بلکه اصطبل اسبها نیز بازسازی شد. پس از روزگار قاجار ساختمان یکسره نوآباد شد و هم اکنون یکی از مناظر زیبای شهر است.
آببند عباسآباد بهشهر

زباله ها پیرامون آببند عباس آباد
از جاهای دلپذیر و دیدنی دیگر بهشهر، برکهای بسیار بزرگ به گونه یک دریاچه است که بر فراز کوه و در آغوش جنگل و با آببند بسیار زیبا، همراه با کاخ و گرمابه در روزگار شاه عباس یکم صفوی ساخته شده و به آن "عباس آباد" میگویند. معماران آن روزگار در میان دریاچه یک ساختمان چهارتاقی ساختهاند که با بالا آمدن آب دریاچه، چهارتاقی به زیر آب میرفته است. بر فراز چهارتاقی یک بالاخانه چهار گوش قرار داشته، و آب به گونهای بسیار فنی از چشمههای فراز کوه با فشار از تنبوشههای سفالی از زیر دریاچه میآمده و از آن جا به بالاخانه در اشکوب بالای چهارتاقی میرفته است. در بالاخانه یک حوض ساخته بودند که گراگرد آن قالیهای خوشرنگ با پشتیهای زیبا فرش و محل استراحت شاه عباس و شاهان پس از او بوده است. با گردش آب، حوض کوچک فواره دار بالاخانه سرریز میشده و از چهار ناودان از چهار گوشه، به دریاچه برمیگشته است. آب دریاچه در تابستان از دهانه سد میگذرد و شالیزارهای "شاه کیله" و "سارو" را آبیاری و پس از آن به خلیج گرگان میریزد.
کنار دریاچه هنوز دو برج دیدبانی زیبا، با کاربرد چند منظوره پابرجاست که از سوی سازمان میراث فرهنگی آبرومندانه بازسازی شدهاند. عباسآباد نه تنها برای گردشگران و جهانگردان بلکه جای دلانگیزی برای تفریحآخر هفته خانوادههای بهشهر نیز میباشد. با برنامهریزی درست و فنی، عباسآباد میتواند سرچشمه درآمد بسیار خوبی برای این شهر شود چرا که اوج هنر معماری روزگار صفوی در بکارگیری آب، طبیعت بکر، جنگل، آب بند، چشمه، دریاچه و از سوئی کوه "جهان مورا" در سراسر کشور همتا ندارد.
هرچند سازمان میراث فرهنگی کارهایی در عباس آباد انجام داده، اما ریشهای و کارساز نیست. برای زیبا کردن پیرامون و نگهداری از عباس آباد به بودجه و کارهای بیشتری نیاز است. نکته آزار دهنده در کنار این دریاچه دلانگیز یادگار روزگار صفوی، این است که بازدیدکنندگان کنونی با ریختن زباله و پلاستک و قوطیهای کنسرو، محیط را به شدت غیر بهداشتی کردهاند. در گوشه و کنار خاکستر و چالهها، نشانه ای از برافروختن آتش در کنار درختان بود.
در عصر کنونی با اجاقهای خورشیدی مثل همه شهرهای زیبای سراسر جهان می شود از برپا کردن آتش بازدیدکنندگان جلوگیری کرد. اما اجاقهای خورشیدی نیز باید پس از غروب آفتاب خاموش و نظافت آن پس از پخت و پز، با تبلیغات به مردم یاد داده شود. شوربختانه احترام به محیط زیست و نگهداری از آثار باستانی، در رسانهها به مردم شهر و گردشگران سراسر کشور آموزش داده نشده است.
سخن نیوز: http://www.sokhannews.com/contentsdetails.php?contentsid=6058&cat=specialreport
ایران نامه: http://drshahinsepanta.blogsky.com/1390/11/29/post-763/
ایران بوم:http://www.iranboom.ir/gardesh-gari/4088-gozareshi-az-mazandaran-bana-tarikhi.html
خبرگزاری گردشگری مازندران:
http://news.mazandarantourism.ir/post-2391.aspx
مازندنومه. پایگاه خبری تحلیلی مازندران
http://www.mazandnume.com/cms/print.asp?PNID=13202
هفته نامه نسیم جنوب بوشهر:
گزارشی از استان قزوین و آثار تاریخی آن
دکتر محمود دهقانی
برگرفته از سایت ایران نامه دکتر شاهین سپنتا
http://drshahinsepanta.blogsky.com/1390/11/04/post-747/
پیشینه شهر قزوین با نام "شاد شاپور" با دژ و باروهایی که دیواری به دور خود داشته را به شاپور ساسانی نسبت دادهاند. تپههای باستانی پیرامون قزوین و پژوهشهای باستانشناسی از پیشینه این شهر گواهی میدهند. همچنین برخی از مساجد بهویژه مسجد حیدریه - که گفته میشود در روزگار ساسانیان آتشکده بوده و پس از اسلام به مسجد تغییر کاربری یافته- نشانهای از دیرینگی این شهر در روزگار پیش از اسلام است. قزوین با تمام سرسبزی خود از دیرباز با کمبود آب دست به گریبان بوده که کاریزهای (قنات) آن نشان از این دارند. اما از سویی این شهر با سیلی ویرانگر نیز در تاریخ خود سر و کار داشته است. در رابطه با نام قزوین نیز نگرشهایی گوناگون هست که در روزگار ساسانی به آن "کشوین" یا "قسوین" و برخی نیز آن را "کاسپین" گفتهاند. قزوین همچنین نام یکی از زیباترین استانهای ایران در روزگار کنونی است که با تاکستانها و باغهای دلانگیز انگور و با مردم صمیمی و فرهنگ بالنده نه تنها میتواند شاخهای از گلهای سبد گردشگری کشور باشد بلکه شهر قزوین مرکز این استان با بازارهای زیبا بةویژه بازار قیصریه و تاریخ بازرگانی آن، میتواند نقطه به حرکت درآوردن چرخ اقتصادی کشور شود. استان قزوین به استانهای گیلان، مازندران، البرز، همدان، زنجان و استان مرکزی چسبیده است و با آن که ریشه قبایلی آنها فارس، کرد، لر، آذری و مراغی هستند، اما عمده مردم گویش فارسی دارند. قزوین با باغها و چشمانداز دلنشین خود باغ خلوتی برای تهرانیها در پایتخت است که در شهر پر از دود، حسرت هوای پاکیزه دارند. شهر قزوین از دیرباز با دستهها و قبایل بومی خود آوازهدار بوده و حاصل درهم آمیختگی ملی در قزوین مردان و زنان خوش قامت، زیبای و با فرهنگ این استان است. بنیان درهم آمیختگی مردم قزوین به روزگار شاه تهماسب یکم صفوی بر میگردد. چون قزوین به عنوان پایتخت ایران انتخاب شد، سران کشوری و لشکری، هنرمندان، شاعران و معماران سرشناسی برای برپایی پایتخت از چهار گوشه کشور به قزوین آمدند.
جا به جایی پایتخت از تبریز به قزوین به آن دلیل بود که پس از جنگ چالدران و شکست شاه اسماعیل یکم صفوی، او در نظر داشت پایتخت را از تبریز به جای دیگری منتقل کند تا در تیررس ارتش امپراتوری عثمانی نباشد. تبریز پایتخت نخست روزگار صفوی، در یک نوبت به وسیله ترکهای عثمانی اشغال شد و تجاوز به زنان و دختران به حدی رسید که تاریخ ایران تا آن روز به خود ندیده بود. عمر کوتاه ۳۷ سال شاه اسماعیل یکم به او این فرصت را نداد اما پسر بزرگ او شاه تهماسب به خواسته پدر جامه عمل پوشید و با مطالعات ژرف تصمیم گرفت پایتخت را به قزوین که از مرز دور بود جابجا کند. شاه تهماسب پیش از هر چیز برای برپایی پایتخت، زمینهای موسوم به "زنگی آباد" یا "برمکی آباد" را در جایی که امروز بافت تاریخی و "سبزه میدان" قرار دارد از «میرزا اشرف جهان حسنی قزوینی» وزیر، خریداری و معماران و نقاشان و هنرمندان از سراسر کشور به سوی قزوین آمدند.
با طرح شهرسازی و ایجاد خیابانها و ساختمانهای کاخ، شاه تهماسب با ورود خود به قزوین، این شهر را به یکی از زیباترین شهرهای آن روز کشور تبدیل کرد. باغهای زیبای قزوین در آن روزگار زبانزد پیشینه نگاران و جهانگردان بود. این شهر روزگاری دروازه بهشت (باب الجنه) خوانده میشد. باغ کاخ قزوین با توصیفاتی که در متون تاریخی بهویژه در اشعار عبدی بیگ شیرازی از آن ها شده، چنان زیبا و روح انگیز بود که شاه تهماسب چندین سال از کاخ بیرون نرفت. با صدای شرشر آب جویبارهایی که از لای درختان چنار و صنوبر میگذشتند، همراه با گلهای رنگارنگ و آواز پرندگان، این کاخ در روزگار خود بینظیر بود. نقاشیهای ساختمانهای کاخ آن چنان گیرا و دلپذیر بودند که پیشینه نگاران و جهانگردان درباره آن بسیار نوشتند و در روزگار کنونی نیز جای پای آنها را میشود در کلاه فرنگی یا چهلستون قزوین که در روزگار شاه تهماسب "ارشی خانه" نامیده میشد، دید. از نقاشی درخت و گل و بلبل گرفته تا قصه دیدن روی جمال خوش قامت عزیز مصر و بریده شدن دست دختران در هنگام قاچ کردن میوه و سر پُر سودای مجنون و بزمها و سراپرده لیلی، کاخ را آوردگاه هنر و عشق کرده بودند. شاه تهماسب صفوی که خود دستی در نگارگری مینیاتور داشت نیز با موج مدرسه هنری قزوین کاخ را به جایگاهی برای هنرمندان تبدیل کرده بود. شاعر شیرازی روزگار شاه تهماسب، عبدی بیگ فرصت یافته بود تا با شاه بر فراز دروازه عالیقاپو قزوین که در روزگار خود بلندترین ساختمان شهر بود، رفته و چشمانداز زیبای شهر آن چنان او را به وجد آورد که در تعریف باغشاه قزوین آن را "بهشت برین" توصیف کرد. زیبایی قزوین و هجوم هنرمندان به این شهر و پناهندگی سیاسی همایون شاهزاده هند به ایران و پس از آن برگشت او به هند همراه با چند هنرمند ایرانی باعث تاثیر گزاری هنر مینیاتور بر مدرسه هنر هند و برجستگی ساختمان و باغهای آن کشور شد، که این خود نمادی از تاثیر هنر ایران روزگار صفوی بر برون از مرزها بود.
بازار قزوین
قزوین که از روزگارانی دراز محل تاخت و تاز بوده دژهای بسیاری دارد. از میان دژها، از دژ چال، دژ دختر، میمون دژ، دژ لمبسر، دژ الموت و رودبار الموت روزگار اسماعیلیان یاد شده است. دژ الموت بر فراز پوزهای قرار دارد و کوهها از هر سو همراه با دشت "گازر" دیده میشود. بومیان دژ الموت را دژ حسن صباح نیز مینامند. به دلیل آوازه جهانی در خیلی از زبانها از آن یاد شده است. این دژ از سرگذشت حسن صباح حکایت دارد. بر فراز دژ حوضی از میان سنگ کنده شده که بسیار زیباست. ساختمانی نیز در کنار آب انبار، در روزگار صفوی ساخته شده که زندان شاهزادههای سرکش بر فراز این دژ بود.
ورودی مسجد النبی در قزوین
از سوی دیگر مساجد قزوین نیز با شاهکارهای معماری از جمله مسجد سنجیده بازمانده از روزگار سلجوقی، مسجد جامع عتیق، مسجد پنجه علی، مسجد حیدریه و مسجد النبی با ورودی به دروازه و کتابخانه زیبای آن از دیدنیهای این شهر هستند.
آرامگاه مستوفی
آرامگاه مستوفی با گنبد چرخوکی آن نیز یکی از دیدنیهای دیگر تاریخی قزوین است. در متون تاریخی از مساجد و امامزادههای بسیاری در قزوین یاد شده است. مسجد جامع عتیق با معماری بسیار زیبا در حاشیه خیابان صفوی "سپه" قرار گرفته است. ایوانهای بسیار بلند و گچبریهای بسیار زیبای آن حکایت از سبکهای روزگار سلجوقی و صفوی دارد. در چهار گوشه مسجد چهار ایوان بلند قرار گرفته اند. ایوان جنوبی در هر دو سوی خود دارای دو گوشواره است. حیاط مسجد مستطیل است و منارههای آن کاشیهای بسیار خوش رنگی دارند. این مسجد در درازنای تاریخ چند نوبت بازسازی شده و در روزگار کنونی نیز شدیدا به بازسازی نیاز دارد. در یکی دو تاق بزرگ آن شکافهای عمیقی سر برون آورده است. داربستهای آهنی در گوشه و کنار مسجد برای بازسازی دیده میشد، اما با زنگ زدگی آنها، پیدا بود که خود داربستها نیز به تاریخ پیوستهاند.

نمای ورودی مسجد جامع عتیق قزوین، از خیابان سپه
دروازهها و دالان ورود به این مسجد بهویژه در غروب آفتاب گیرایی عارفانه دارند. سعدالسلطنه استاندار قزوین در روزگار قاجار نیز نه تنها در بازسازی این مسجد بلکه خیلی از ساختمانهای قزوین تلاش داشته است. قزوین دارای مدرسههای زیبایی نیز هست که از میان آنها مدرسه "التقاتیه" گفته میشود بازمانده از روزگار ایلخانی است.
گرمابه نوآباد شده قجر، موزه مردمشناسی
پل شاهعباسی و کاروانسرای محمد آباد همراه با آب انبار مسجد جامع و بسیاری از آب انبارهای دیگر، گرمابهها بهویژه گرمابه قجر، دروازهها، بقعهها و دژهای بسیاری در استان قزوین، از روزگار ساسانی، سلجوقی، ایلخانی، صفوی و قاجار وجود دارند. منطقه طارم سفلی در ۹۰ کیلومتری قزوین نیز نگین تمدنی دیلمیان سرزمین کهن قزوین است که با آبشار، غار، دژها، درختان کهنسال و زیتونزار یکی از مناطق بسیار زیبا و گردشگر پذیر است.
نمای بیرونی شاهزاده حسین
سبک معماری ساختمان شاهزاده حسین از ساختمانهای بسیار معروف در مرکز استان قزوین در نوع خود بینظیر است. از سازنده آن و این که در چه روزگاری ساخته شده اطلاعات دقیقی تا روزگار شاه تهماسب صفوی در دست نیست. اما به این که شاه تهماسب در توسعه آن دست داشته است، نباید شک داشت. این ساختمان را «زینت بیگم» دختر شاه تهماسب نوآباد کرد. مخارج سنگین ساختن یکی از درهای بلند منبتکاری شده زیبا و قیمتی را او برعهده داشت. زیباترین قسمت ساختمان شاهزاده حسین نمای بیرونی آن است که با کاشیکاری بیهمتا و طرح معماری منحصر بهفرد چشمها را به خود میخکوب میکند. با داشتن چندین مناره و کاشی کاری بینظیر فیروزهای و کمربند زرینگون گنبد، یکی از شاهکارهای معماری در شهر قزوین را به نمایش گذاشته شده است. شاهزاده حسین از دیرباز خلوتگهی روحی برای مردم قزوین و گردشگران بوده است و تاریخ آن نیز پر از فراز و نشیبهاست. این ساختمان در روزگار قاجار نوآباد شده است. کتیبههای بسیاری در شاهزاده حسین قرار دارند که نشان میدهد از دیرباز آرامگاه سران لشکری و کشوری و بزرگان شهر، در روزگار صفوی تا روزگار کنونی بوده است.
قزوین به دلیل قرار گرفتن بر سر راههای ارتباطی روزگاران گذشته بهویژه در روزگار صفوی و پس از آنها، دارای کلیسا و ساختمانهایی برای مسیحیان نیز بوده و مبلغان مذهبی اروپایی بهویژه در روزگار شاه عباس یکم به قزوین سفر میکردهاند. سفیر انگلستان "سر داد مور کاتن" و "رابرت شرلی" هر دو در بازگشت از سفر بهشهر مازندران به اصفهان، هر یک با فاصله چهارده روز در قزوین درگذشتند و در این شهر با آداب مسیحی از طرف مسیحیان قزوین به خاک سپرده شدند. شرح آن سرگذشت را "توماس هربرت" نویسنده جوان دانشمند و تیزبین که سفیر را همراهی میکرد در سفرنامه خود نوشته است. از کلیساهای قزوین یکی نیایشگاه ارامنه درون مدرسه ارامنه، دیگری کلیسای آسوریها و سوم کلیسای روسها میباشد.
کلیسای کانتور
کلیسای روسها با نام "کانتور" پیش از جنگ جهانی اول ساخته شده و تا چندی پیش در اختیار اداره کل ثبت احوال قزوین بود. این کلیسا با آجر قرمز بالا رفته و در ساختن آن از ستونهای چوبی نیز استفاده شده است. ناقوس و طرح معماری این کلیسا بسیار زیبا و دیدنی است. صلیب گچبری شده در حلقهای از گل، نشانی از ذوق هنرمندانه در معماری این کلیسا ی کوچک است. در حیاط کلیسا آرامگاه یک خلبان روس نیز قرار دارد.
سردر عالی قاپو و خیابان سپه در قزوین به هنگام بازسازی
از ساختمانهای به جا مانده روزگار صفوی دروازه بلند عالیقاپوی قزوین تنها بازمانده از هفت دروازه کاخ میباشد. در ورودی به دروازه زیر نیمتاق، از هر دو سو سکوهای سنگی ساختهاند. درون ساختمان نیز سقف بلند نیمه گنبدی آن دارای آجر کاری بسیار زیباست و با پله ای حلزونی به اشکوب بالا و نقارهخانه راه دارد. در روزگار صفوی وزرا و استانداران و سفرای کشورهای بیگانه برای گفتگوی سیاسی و دیدار با شاه درون ساختمان دروازه که دارای سکوی گستردهتری بوده، بر روی قالیهای خوشرنگ مینشستند تا کارمندان کاخ برای ورود آنان از درون کاخ دستور بگیرند. اسطبل اسب در گوشهای از ساختمان بزرگ دروازه بود.
ساختمانی روبروی دروازه از درون کاخ با نام "جهاننما" برای پذیرایی و سکونت چند روزه میهمانان بود. در روزگار قاجار بر شالوده جهاننما ساختمانی ساختند که تا به امروز پابرجاست. از رویدادهای مهمی که این سردر شاهد بوده یکی نیز پناهندگی «سلطان بایزید» فرزند «سلیمان» پادشاه عثمانی است.
اهمیت دروازه عالیقاپوی قزوین و زیبایی آن در خیلی از گزارشهای سفرا از جمله "دون گارسیا – د سیلوا – ای – فیگوئروا" سفیر اسپانیا و مسیونرهای مسیحی "کاراملیت" (پابرهنه ها) و جهانگردان از جمله "پیترو – د – لاواله"، شاردن، تاورنیه، اولاریوس و توماس هربرت و همچنین همه پیشینهنگاران ایرانی آن روزگار بازتاب داشته است. خیابان سپه یکی از خیابانهای تاریخی ایران، به جا مانده از روزگار صفوی نیز روبروی دروازه عالیقاپو قرار گرفته که تا روزگار قاجار دارای درختانی بسیار بلند و تنومند بوده است. این خیابان هم اکنون به گونهای آبرومندانه کفسازی شده، اما بر این باورم که با بارش برف، شاید امکان سُریدن چرخ اتومبیل نیز در آن بیشتر شود.
کاخ کلاه فرنگی (چهلستون قزوین)
در محوطه کاخ، بجز ساختمان روزگار قاجار که بر شالوده جهاننما ساخته شده، از روزگار صفوی نیز کلاه فرنگی چهلستون روزانه پذیرای بازدیدکنندگان بیشمار است. اشکوب بالایی چهلستون قزوین، در روزگار قاجار نوآباد شده اما اشکوب همکف یادگاری از روزگار شاه تهماسب یکم صفوی است. در سالن این کلاه فرنگی یک حوض دیده میشود که با سنگهای زیبای مرمر مغز پستهای رنگ، ساخته شده و فوارهای در میان آن فوران میکند. با پلهای اشکوب همکف به بالا راه دارد. بر اثر تیشه ناشیانه کارگران در روزگار قاجار به نقاشیهای روزگار صفوی لطمه وارد شده است. این ساختمان در حال بازسازی است ولی نوآبادی نقاشیها نیازمند فرصت کافی و هنرمندان چیره دست است. از این ساختمان بیشتر برای بزمها و جشنها از جمله نوروز باستانی و پذیرایی مهمانان استفاده میشده و احتمالا شاه تهماسب هنرمندان قزوین را در روزگار خود در همین ساختمان گرد هم میآورده است.
ساختمانهای تاریخی استان قزوین به بازسازی و نگهداری نیاز دارند چرا که با پیشینه فرهنگی قزوین، تاکستانها، میوهها بهویژه انگور آن که همه جهانگردان اروپایی روزگار صفوی از خوشمزگی و شادابی آن نوشتهاند، همراه با آثار باستانی و ساختمانهای تاریخی بهتر از پیش میتواند گردشگران را به سوی خود بکشاند. اما متاسفانه در استان قزوین نیز مثل استانهای سراسر کشور کار بازسازی به دلیل کمبود بودجه با اسلوب درست پیش نمیرود. برخی کارمندان اداره میراث فرهنگی، هر صبح از تهران به شهر قزوین میآیند و با پایان وقت اداری به تهران برمیگردند. بازده کار این کارمندان و خستگی هر روز سفر، فرصت فکر و کار مفید نمیدهد.
درست در لحظه ای که نگارنده جهت بازدید از ساختمانهای تاریخی، از سیدنی استرالیا به قزوین رفته و برای جهتیابی دروازههای از میان رفته کاخ، بر فراز سر در عالیقاپو تنها دروازه باقیمانده کاخ صفوی قزوین بودم، صدایی مهیب من و همه مردم را در خیابان سپه وحشت زده کرد. در چند قدمی سردر عالی قاپو، کامیونی پر از قیر را بر روی سقف یک گرمابه قدیمی، بدون در نظر گرفتن توان سقف برده بودند. سقف در هم شکسته و چرخ کامیون در آن فرو رفته بود. وقتی از سردر عالی قاپو پایین آمدم و سراسیمه به سوی راننده کامیون رفتم، هاج و واج گفت: " نگفتند تاق زیر این گذر هست ".
فرو رفتن کامیونی پر از آسفالت بر روی سقف یک گرمابه قدیمی
عکس ها از : محمود دهقانی
بازتاب در معمارنت: http://www.memarnet.com/detail_homebook/cultura_heritage/139
دیداری از استان بوشهر، دیار رئیس علی دلواری
دیداری از استان بوشهر، دیار رئیس علی دلواری
دکتر محمود دهقانی
لیست سایت ها و نشریات بازتاب دهنده این نوشته در زیر اعلام شده است
هر چند بندر بوشهر یکی از بنادر تاریخی ایران است اما نام بوشهر بیشتر با نام رئیس علی دلواری و مبارزه او بر علیه استعمار انگلیس گره خورده است. استان بوشهر با داشتن 600 کیلومتر کرانه دریایی خلیج فارس، به استانهای هرمزگان، فارس، خوزستان و کهگیلویه و بویر احمد چسبیده است. شهرستانها و شهرهای مهم استان بوشهر، برازجان، دلوار، سعدآباد، سیراف، کنگان، دیلم، جم، دیر، دشتی، گناوه، اهرم، خورموج، ریگ، امام حسنی، عسلویه، و شهر نوپای «عالی شهر» می باشند. از میان جزایر نیز جزیره پرآوازه خارگ، خارگو و جزایر کوچکی از جمله تحیلو، شیف، گرم و عباسک و جزایر ریز و درشت دیگری هستند که برخی از آن ها را میشود بسیار زیبا کرد. مردم استان بوشهر شیعه و سنی هستند. از میان غذاهای عمده استان به دلیل داشتن شهرهای بندری غذاهای دریایی به ویژه قلیه ماهی، کباب ماهی، خورشت میگو، ماهی دودی با دال عدس را میتوان نام برد و از میان دسرها رنگینک که با خرمای بدون هسته و آرد بوداده و دارچین درست میشود به دلیل نخلستانهای گسترده، ریشه سنتی دارند. از میان سبزیهای خوردنی این استان «کاکل» و «منگک» در نقاط دیگر کشور دیده نمیشوند. با آن که شهرهای سرحدی با طبیعت خود دارای میوههای رنگارنگ هلو، گیلاس، سیب، انگور و انار هستند ولی بوشهر هم با خارکهای سرخ و زرد کبکاب و زینی، پنیر نخل، کنار، لیل و «گاروم زنگی» در طبیعت خود، دست خالی نیست.
پیشینه باستانی بوشهر مرکز استان، به اردشیر ساسانی نسبت داده میشود، اما یافتههای باستانی در شهرهای استان، گویای پیشینه باستانی کهنتر از ساسانیان است. پس از روزگار ساسانیان بوشهر باز هم پرآوازه بوده و در روزگار صفوی به سبب نزدیک بودن به جزیره بحرین مورد توجه بود و در روزگار افشاری نیز برای گسترش نیروی دریایی ایران، نادر شاه به آن اهمیت داد.
از سویی چون با دلاوری «امام قلی خان» سرلشکر ارتش شاه عباس صفوی، استعمار اروپایی پرتغال از جزایر خلیج فارس بیرون رانده شد و «گامبرون» را بندر عباس نامیدند، نادر قلی نیز که خود از سرداران نامدار اواخر روزگار صفوی بود، احتمالا در نظر داشت بوشهر که به اهمیت آن بیشتر از پیش پی برده شد، به نام او «بندر نادر» نامگذاری شود.
رگ و پی شواهد تاریخی، وجود کنیسه یهودیان و کلیسای مسیحی کیشان در جزیره خارگ و بوشهر به ویژه در روزگار قاجار و پس از آن رقابت بوشهر با بندر بصره، نشان از اهمیت و رونق بندر بوشهر و پیشینه تاریخی آن دارد.
با گویشهای فارسی، لری، ترکی قشقایی و عربی در شهرهای استان، شاید نام بوشهر با فراز و نشیبهایی دگرگون شده «ریشهر» باشد. هر چند که نامهای دیگری از جمله "رام اردشیر" و "لیان" نیز گفته شده اما راست و ناراستی آن در مجال این سخن نیست و به پژوهشهای گستردهتری نیاز است.
اگر پرتو فانوس تاریخ را بر بوشهر روزگار نادر شاه افشار تا به امروز بیافکنیم دیده میشود که در روزگار زندیه و قاجار این بندر بیشتر از پیش اهمیت پیدا کرده است؛ چرا که آرام آرام کنسولگریها و نمایندگیهای بازرگانی کشورها از جمله انگلستان، روسیه، آلمان و عثمانی در آن ایجاد شده است.
در روزگار پیش از انقلاب، برای گسترش نیروی دریایی ایران اهمیت بوشهر بیشتر از پیش نمایان شد. شرکتهای آمریکایی، اسرائیلی و آلمانی هریک پروژهای را در اختیار گرفتند. استقرار گستردهتر نیروی دریایی و هوایی و نیاز مسکن ارتشیان و خانوادهها باعث گسترش شهر و ساختمان سازی شد و مهندسان و معماران با نقشههای بسیار زیبا همراه با کارگران فنی به بوشهر سرازیر شدند. از آن زمان، نمای بوشهر با بالا رفتن ساختمانهای مدرن به سبک اروپایی دگرگون شد. اما بافت قدیم بوشهر که بیشتر با سنگهای مرجانی و ساروج و چوب صندل ساخته شدهاند بر لب آب همان گونه دست نخورده باقی ماند و کوچههای تنگ با آمدن کولرهای پر سر و صدای گازی نفسها را در کوچهها بند میآورد.
در همان روزگار شهرداران و مسئولان خطاهای بسیار کردند چرا که اگر از آن روز دگرگونی در امور شهر به ویژه در حاشیه آب آغاز شده بود، مشکلات تا به امروز تلنبار نمیشد. به هر روی در گستره شهرسازی پس از انقلاب نیز ناکارآمدی برخی شهرداران و شهرسازان باعث نازیبایی چهره این بندر تاریخی شده است.
جمعیت بوشهردر سرشماریهای پیشین ۱۶۱۶۷۴ نفر اعلام شده بود ولی در هنگام ویراستاری، از گزارش «سحر دهقانی» دانشجوی رشته جمعیت و جغرافیا، و پرسشهایی که از اداره کل ثبت احوال استان بوشهر برای تکمیل گزارش خود کرده بود، متوجه شدم آخرین آمار جمعیت بوشهر ۲۲۸۰۰۰ نفر ذکر شده است. با ازدیاد جمعیت بندر بوشهرکه مرکز استان بوشهر می باشد، برای بازسازی آن نیاز به کارهای مهم و حساب شده زیر بنایی دارد.
از آنجا که برخی از شهرسازان و مسئولان بیشتر از کارهای اساسی به بزک کردن شهر ادامه داده اند باز هم مشکلات برهم تلنبار خواهند شد. باید به یاد داشت که برای پیشرفت یک شهر نه با ریخت و پاش بلکه با گزینش مسئولان ماهر و دلسوز و با نظارت فنی و مهندسی از جانب دولت، می بایست به امور شهر و زیبایی آن رسیدگی نمود. تجربه در بوشهر ثابت کرده که هر بودجهای بدون نظارت دقیق دولت بر باد فنا رفته و کارهای سست ناپایدار، زیبایی شهر را از میان برده است. با از میان رفتن زیبایی و رونق شهر، نخست شهروندان ثروتمند شهر را ترک میکنند. همانهایی که کار و بازرگانیشان اساس درآمد شهرداران و تداوم بخش، زیبایی شهر است. با آوازه پیشرفت و آبادانی در آن سوی آب، بازرگانان بوشهری به آنجا کوچ کرده اند. پس از انقلاب نیز بسیاری از بوشهریها رو به سوی تهران، شیراز و شهرهای دیگر رفتهاند. اگر شهر آباد و زیبا و دلنشین بود، صاحبان شهر از آن دل برنمیکندند.
نمای کنونی بوشهر با تمام پیشینه تاریخی آن نمودار بندری محقر و بدون پیشرفت است. بوشهر با مساحتی بالغ بر ۹۸۴ کیلومتر مربع شهر کوچکی است که همچون پرندهای خیس و غمزده بر کرانه ساحل به موازات پرندگان شاداب و سر زنده آن سوی آب، وامانده و دژم در این سو سردرگریبان نشسته است. واقعیت تلخ این است که به دلیل ریخت و پاش در بودجه بوشهر، برخی از مسئولان بومی که دل در گرو شهر خود دارند نیز بجز مانورهای تبلیغاتی و بزک کردن، به سبب کمبود بودجه نتوانستهاند دستی بر سر و روی غبار آلوده این شهر بکشند و این شهر با آن که تختگاه ترلیونها متر مکعب گاز برای یک سده خواهد بود اما امور شهرداری و شهرسازی و میراث فرهنگی در آن پایش میلنگد و تا دولت آستین بالا نزند و از تعارفات بومی دست بر ندارد و متخصصان کار کشته از هر جای ایران را در این بندر پیر برای آبادانی آبرومندانه و ماندگار آن به کار نگمارد، در بر همین لولای زنگار بسته خواهد چرخید.
برحسب اتفاق در سفری به بوشهر مسئول بلند پایهای را در کنار ورودی استانداری بوشهر دیدم. آن روز هنگام خداحافظی استاندار پیشین آقای شفقت بود که سرپرستان همه ادارات دولتی بوشهر برای خداحافظی با آقای شفقت به استانداری میآمدند. وقتی از آن مسئول بلند پایه پرسیدم چرا بندر تاریخی بوشهر که در آن سوی آب رقبایش همه پیشرفت کردهاند، باید این گونه محقر باشد؟ او به نکاتی اشاره و بر مسائلی انگشت گذاشت و از بومیها گله کرد. چیزی که تا به آن روز نشنیده بودم. میگفت: بومیان بیشتر حرف میزنند و برای شهرشان کاری انجام نمیدهند. آنها فقط یاد گرفته اند اگر نشریهای در این استان از حق نوشت در و دفتر و دهانش را اندود کنند. آنها سرگرم تصیفه حسابهای شخصیاند. پس از آن در چند نوبت نقشههایی را در رابطه با امور شهر دیدم که نه نقشه با بودجه میخواند و نه مجریان به کار خود آشنا بودند.
حال و هوا و تلاش کارکنان اداره محیط زیست استان تا حدودی تغییر کرده و صمیمانه بود ولی صدایشان در رسانههای عمومی بجز یکی دو نشریه به گوش کسی نمیرسید. با این اوصاف، کارکنان محیط زیست به شدت در تلاش بودند. روزی که به اداره کل محیط زیست استان رفتم ساعتی با مسئولی در آنجا از محیط زیست در ایران و محیط زیست کشورهای گوناگون گفتگو کردیم. به لطف سردبیر هفتهنامه «نسیم جنوب» بوشهر آقای یونس قیصیزاده، سعادت دیدار با روشنفکران و دانشگاهیان و هنرمندان بوشهری دست داد. در میزگردی در دفتر هفتهنامه نسیم جنوب به دنبال این پاسخ بودم که چرا بوشهر در گستره شهرسازی پیشرفت نکرده است. در میان آنچه شنیدم بحث جالب دکتر آذین از دانشگاه خلیج فارس بوشهر و پیش کشیدن امور آبادانی در کشور «عمان» همسایه ما در آن سوی تنگه هرمز بسیار خوب و سنجیده بود. در یک گردهمایی فرهنگی دیگری در منزل ادیبی پیش کسوت در امور تاریخ و سیاست و ادبیات در استان بوشهر، از زاویه مذهبی نیز آقای فولادی دیدگاهی ژرف داشتند که این امید در من زنده شد که نخبگان شهر با دیدگاه های متفاوت در تلاش برای بهتر کردن روزگار این شهر و استان هستند.
این پندار با فراخوان خانه مطبوعات بوشهر و برنامه زیبایی در سینما بهمن و خیامخوانی گروه موسیقی و ایفای نقش هنرمندان بوشهری بیشتر جان گرفت و تا روزی که ما به گونه همه مردم جهان در کنار هم به گفت و شنود نپردازیم، نه تنها بندر بوشهر بلکه هیچ بندری در ایران روز خوش نخواهد دید. هنگام دل گرفتگی از عقب ماندگی بوشهر، با شب شعری که به همت علی قنبری و علی هوشمند و آقای برازجانی و چند خانم ادیب و فرهنگی برگزار شده بود، چراغ کم نوری در کوچه غم افزای دلم سوسو زد که شهر خالی نیست.
از سوی دیگر برای آگاهی از آثار باستانی استان بوشهر توانستم با دکتر مشایخی، تحصیل کرده دانشگاه تبریز شهر دلاورانی چون ستارخان و باقر خان، در ایرانشناسی بوشهر دیدار کنم که این غنیمتی بود. در دفتر میراث فرهنگی استان با آقای احمد دشتی نیز دیدار شد. پرسشهایی کردم که چون ایشان در حال رفتن به فرودگاه و پرواز به تهران بودند، پاسخ به آن ها میسر نشد.
پس از بازگشت ایشان از سفر، این بار با گرفتاری و کمبود وقت، من نتوانستم پاسخ ایشان را بشنوم. اما پرسشهای من این بود که چرا میراث فرهنگی استان بوشهر تاکنون ضعیف عمل کرده و نتوانسته است آثار و بناهای تاریخی و عظمت تاریخ استان را آن گونه که لایق آن است در سطح کشور به مردم سراسر ایران بشناساند. چرا آثار تاریخی سیراف، حفاریها و کشف ستونهای کاخ هخامنشی چرخاب برازجان، بردک سیاه و آثار معماری، تل مر، گور دختر و استخر آسیاب و جویبارهای آن در دل کوه در روستای حرمی اناری جم مربوط به روزگار ساسانی و خیلی از جاهای دیدنی گمنام ماندهاند؟

ته ستونهای کاخ هخامنشی چرخاب برازجان
در روزگار کنونی با تبلیغات و برجسته نمودن پیشینه دیرین آثار باستانی و دیدنیها میشود استانی مثل بوشهر را آباد نمود. یکی از جاهایی که در نوع خود در سراسر کشور بی همتاست، گنبدهای نمکی بوشهر است. برای نمونه از جاده خورموج به کنگان، رنگ سفید گنبدهای نمک همچون کوه پر برف، زیبایی حیرت انگیزی به بخش شرقی دشت داده است و سیمای کوه جاشک با تنوع رنگ و قندیلهای زیبای نمکی "استلاگتیت" در غارها که خود از شگفتترین پدیده زمین شناسی است با رگههای رنگارنگ گنبدهای نمکی بسیار زیبا و دیدنی است. "تخت دیو" با نمایی سحر آمیزهمراه با پوشش گیاهی نادر کوه پایه، از ویژگی و زیباییهای کوه شکوهمند جاشک است.
در عسلویه نیز شعلههای گاز به ویژه در شب بسیار زیبا و دل انگیز است. چشمههای آب گرم "آب باد" اهرم، چشمه آب گرم دالکی و میراحمد از جاهای پر جاذبهاند . چهلخانه سعدآباد و رودخانه و نخلستانهای بی نظیر آبپخش و شبانکاره و جاهای زیبایی مثل چاهکوتاه را میبایست برای جذب گردشگر به مردم سراسر کشور شناساند.
این استان که روزگاری فرهنگ آن پرآوازه بود، متاسفانه جولانگاه سرکشیها شده و به جای به تصویر کشیدن فرهنگ و آثار باستانی، بازتاب فیلم درگیریهای مسلحانه در نزدیکی برازجان با پخش در رسانههای نمایشی و سخن پراکنیهای جهانی، بوشهریهای ساکن شهرستان های کشور و برخی از کشورهای جهان را انگشت به دهان و غمزده کرد. دیدیم که با پخش آن رسانههای بیگانه چه نیشگونی از گونه ضد استعماری اجدادی ما گرفتند.
آثار باستانی و جنب و جوش در گستره گردشگری، فرهنگ را در رگ زندگی شهروندان جاری میکند. اگر با دقت علمی به امور گردشگری بوشهر پرداخته شود آثار باستانی آن بیشتر از منابع گاز به داد مردم این استان خواهد رسید و دزدی دوچرخه و موتور سیکلت راه درآمد جوانان بی کار و بدون سرگرمی نخواهد شد. در جا به جای این استان آثار باستانی و ساختمانهای تاریخی هستند که میبایست بازسازی شوند و با تبلیغات میبایست آن ها را بر سر راه بازدید قرار داد تا با درآمد گردشگری سر و روی استان زیبا شود.
از ساختمانهای روزگار قاجار در محله بهمنی بوشهر، «ارگ ملک» پا برجاست ولی سازمان میراث فرهنگی سالهاست که آن را بازسازی نکرده و چند خانواده بی پناه در آن زندگی رقتباری دارند. سگ و گربههای دست و پا شکسته در هراس از سنگپرانی نوجوانان روان پریش، در سایه دیوارهای ارگ، لهله زنان لمداده بودند و مویه میکردند. بیش از 100 متر دورتر از ارگ ملک، گورستان انگلیسیها در شرف تخریب و ساییده شدن است.
تنها جایی که تا حدودی سرپا بود، موزه دریانوردی در سبزآباد است که گویای یکی دو قرن امور دریایی کشور است ولی ساختمان این موزه، از درون و به ویژه سقف و ستون آن به شدت به بازسازی نیاز دارد.

موزه دریانوردی بوشهر و بدنه یک زیردریایی در محوطه باز آن
آب انبار قوام هم در لب آب به رستوران سنتی تبدیل شده و مزار سرتیپ انگلیسی نیز نمادی ضد استعماری از درگیری مردم این استان با انگلیس در جنوب ایران است.
ارگ رئیس، ساختمان زیبای دیگری در بوشهر به دفتر میراث تبدیل شده بود. اما کلیسای مسیحیان و جاهای دیدنی شهر که گردشگر پذیرند متاسفانه آبرومندانه بازسازی نشدهاند و شنیدم ناقوس کلیسا با شبیخون سوداگران به یغما رفته است. در دلوار، خانه رئیس علی دلواری به همت مردم یکرنگ دلوار و میراث فرهنگی پابرجاست. اما کاروانسرای بسیار زیبای دالکی در حال فروریزی است و برای مرمت آن کاری انجام ندادهاند.
ساختمان بسیار زیبای قاجاری "دژ برازجان" که در رژیم گذشته آقای مهندس بازرگان، آیت الله طالقانی و برخی از اعضای حزب توده و مبارزان پیشین در آن زندانی بودهاند، از دیدنیهای این شهر به صورت آبرومندانه در حال بازسازی بود که این کار مفید به همت مردم برازجان و میراث فرهنگی انجام می گیرد.
دژ قاجاری برازجان
پُلی بر سر راه تنگ ارم قرار دارد که هنوز پابرجاست ولی به بازسازی نیاز دارد چرا که در کنار جاده بوشهر به شیراز یکی از پلهای زیبای دیدنی است که استان بوشهر را بر روی رود دالکی به استان فارس پیوند زده است.
پُل تنگ ارم و نگارنده بر فراز آن
کاروانسرایی که تا یک دهه پیش در چند قدمی آن پل قرار داشت، از میان رفته است. قرار بود پل و کاروانسرا بازسازی شود ولی با آغاز به کار در نیمه راه آن را به حال خود رها کردهاند و آنچه انجام دادهاند ناشیانه و با اسلوب نبوده که این خود دردی بالای درد است.
با آمدن نوروز که استان بوشهر دارای بهترین آب و هوا میشود و عشایر به سوی آن کوچ میکنند و مسافران بیشماری از سراسر کشور دوست دارند شهرهای سرد خود را به سوی جایی چون بوشهر ترک کنند. برنامهریزی درست و حساب شده جذب گردشگر برای این استان بسیار ضروری است. متاسفانه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و شهرداری و شهرسازان با سر و روی زشت شهر، و با بازار ماهی بد ریخت و بدبو، و موشهای زمخت و سمچ نتوانسته اند بوشهر را میزبان خوبی برای گردشگران کشور کنند چون تسهیلات شهر پاسخگوی گردشگری نیست. برخی از مسئولان فقط توانسته اند گربه و سگ کشی را در بوشهر نهادینه کنند هر چند که می شود این حیوانات را اخته کرد تا تولههای ویلان در سطح شهر کم شود.
مسافران نوروزی در کنار دریا، کولی وار با کودکان خرد و درشت، و نبود امنیت و با ترس از وجود قداره بندهای ولگرد، شب را صبح می کنند و دستشویی و حمامهای عمومی پاکیزه در شهر نیست و از دستشویی های جابهجا شونده مثل اروپا نیز استفاده نمی شود. در حاشیه آب، برخی از جوانان بوشهری تا پاسی از شب قلیان میوهای مخلفاتدار می کشند و گویی بر مزار طبیعت و دریا به فاتحه نشستهاند. باید تعارف را کنار گذاشت و برای این جوانان سرگرمی مفید و تفریحات سالم خلق کرد. شهر بوشهر برای این که شهری برجسته و زیبا برای مرکزیت استان بوشهر باشد به تامین امنیت بیشتر از سوی نیروی انتظامی از یک سو، و از سویی کارهای اساسی و فنی از جمله بازسازی و نوآبادی آبرومندانه در امور شهر و استان نیاز دارد. منابع گازی مردم نجیب کشور دراین بندر پیر که ورزشگاهها، ساختمانها و خیابانها و شهرهای غیر خودی را در آن سوی آب آباد و فربه کرده، باید خودش را نیز آباد کند و نباید بیش از این پیش روی رقبای آن سوی آب سر افکنده شود.
عکسها از: داریو مزدا
سایت ایران نامه دکتر شاهین سپنتا. منبع اصفهان
http://drshahinsepanta.blogsky.com/1390/10/24/post-739/
سایت مصطفا دهقان (ایکاریوس). کارشناس ارشد و رئیس موسسه مترجمی زبان های خارجی .جزیره خارگ
http://www.icarius.blogfa.com/post-51.aspx
نیستان. دکتر الهه معروضی
پایگاه خبری خلیج فارس
http://www.pgnews.ir/showpage.aspx?id=39754
هفته نامه نسیم جنوب. بوشهر
http://www.nasimjonoub.com/articles/article.asp?id=13877
معمارنت
http://www.memarnet.com/detail_homebook/cultura_heritage/140
نقدی بر بازسازی و نگهداری آثار باستانی خوزستان
این نقد در سایت ها و نشریات گوناگون بازتاب داشته که لیست آن ها در زیر این نوشته خواهدآمد
دکتر محمود دهقانی
پس از آن که با گروهی از دوستداران دانشنامه "ایرانیکا" توانستیم از دکتر "خاویر آلبارز-مون" استاد باستانشناس دانشگاه سیدنی، برای سخنرانی در سالن دانشگاه دعوت کنیم، در مورد تاریخ ایلام که رشته تخصصی اوست سخنرانی مبسوطی با نمایش اسلاید و فیلم برگزار نمود. ایشان چند بار به ایران سفر کرده و مدتی را در خوزستان، ایذه و ممسنی برای پژوهش به سر برده است. پس از سخنرانی بر سر میز شام به من که راهی ایران بودم توصیهاش این شد تا از آثار باستانی خوزستان بهویژه معماری منحصربهفرد زیگورات چغازنبیل که رشته تخصصی او در باستانشناسی است بازدید کنم. تاکید و سخنرانی ایشان من را بیشتر به وسوسه انداخت و در تیرماه گرم تابستان، در هوای تبدار و شرجی به اهواز رسیدم. مشکل عمدهای که من در هنگام سفر به ایران شاهد آن بودهام، گرما و سرما نیست بلکه، نبود نظم و تاخیرهای حوصله سوز در امور هوایی و زمینی است و بر این باورم که تا این مهم به سرانجام نرسد امور گردشگری در ایران پایش لنگ است و ره به جایی نخواهد برد.
دکتر "خاویر آلبارز-مون" در لباس بختیاری
اهواز مرکز استان خوزستان با وجود رود کارون که از دل شهر میگذرد یکی از زیباترین شهرهای جنوبی ایران است که زیبایی خود را مدیون طبیعت بکر بوده و این امر ربطی به دانش دولتها و مسئولان شهری در گذشته و حال نداشته و ندارد. مسئولان امور به دلیل نداشتن آگاهی در امور شهر سازی، به ویژه در عصر الکترونیک از این واقعیت غافلاند که با هجوم روستاییان به اهواز و نداشتن برنامههای سنجیده و حساب شده در امور شهرسازی چهره این شهر عبوس و غمزده و رنجآور شده است.
چه در گذشته و چه در روزگار کنونی هر مسافری غروبهای دل انگیز اهواز، به ویژه در حاشیه رود کارون را به خاطر میآورد. اگر دولت آستین بالا زده و دستی بر سر و روی این شهر بکشد، اهواز با گذر کارون از دل دم کرده خود، از نظر زیبایی می تواند خواهر خون گرم اصفهان و زاینده رود بشود.
از سوی دیگر یکی از مشکلات عمدهای که نه تنها اهواز، بلکه همه شهرهای ایران در حال حاضر با آن دست به گریبانند تقلیدهای چشم و گوش بسته معماران و شهر سازان است. این موضوع بیشتر از هر چیز در امور ساختمانسازی به چشم میخورد. در امور پلسازی نیز در شهری مثل اهواز با وجود کارون و گستردگی بدون ملاحظه شهر و نیاز به پلهای جدید، این تقلیدها مشاهده میشوند.
باید به یاد داشت که سه رود کرخه، کارون و دز به جلگه خوزستان سرازیر هستند. از این رو این استان نیاز به پلهای بیشتری دارد. پلهای جدید در اهواز بیشتر تقلیدی چشم و گوش بسته از پل های شهرهای برخی از کشورهاست و نشانه این که معماران و شهرسازان خودی از وضعیت منطقهای و جغرافیایی غافلاند.
از شمایل ناتمام یکی از پلها در اهواز چنین پیدا بود که تقلیدی از پلی در سیدنی استرالیاست که "انزاک بریج" نامیده میشود. ولی واقعیت این است که با در نظر گرفتن آب و هوا از نظر مقاومت مطمئنا پل اهواز به پای "انزاک بریج" نخواهد رسید.
چمبره شاهراههای اطلاعاتی الکترونیکی و ماهوارهها در عصر کنونی، جهان را شبیه به یک دهکده کرده است. مسئولان شهر سازی و شهرداران ما، نا آشنا به امور شهر سازی مثل کبک سر در برف فرو بردهاند. بی خیال از آن که شاهکارهای مضحکشان بر سر بازار جهان در حال نمایش است و دیده میشود.
از طرف دیگر در خرمشهر، یکی از شهرهای این استان، نیز شاهد ساختمانی بودم که به تقلید از "اوپرا هاوس" سیدنی با قیافهای بسیار زشت و خندهآور ساخته شده بود و لابد شهردار وقت، آن را یکی از عجایب هفتگانه خرمشهر به ثبت رسانده تا از دولت مربوطه خود در پایتخت تشویق نامه بگیرد!
اشتباهات مسئولان در مورد شهرسازی و بازسازی شهرها در خوزستان به ویژه پس از پایان جنگ عراق با ایران، نابخشودنی است، چرا که پس از ویرانی خرمشهر نظارت محکم و علمی بر نوسازی شهرهای جنگزده استان خوزستان صورت نپذیرفت. خرمشهر و آبادان تا مدتی پس از جنگ از سکنه خالی بودند، با این وجود پیش از آن که شهروندان به شهر ویران شده خود برگردند، دولتها یکی پس از دیگری میتوانستند با کمک شهرسازان برجسته آبادان ویران را دوباره با اسلوب، آباد کنند. اما این کار را نکردند و با برای مثال سپردن مسئولیت احداث سیستم فاضلاب به نور چشمیهای ناشی و بیخبر از امور شهرسازی حدود سه بار عدهای آمدند و بودجه گرفتند و فرار کردند و فاضلاب شهر آبادان تا همین امروز هم دچار اشکال فنی و تخصصی است.
اگر در همان روزگار شهردار و شهرسازانی دلسوز و کارآمد بر سر کار گمارده بودند، شهر خرمشهر در نزدیکی آبادان را نیز یکی از زیباترین شهرها نه تنها در استان خوزستان و سراسر ایران، بلکه زیباترین شهر جهان میکردند.
خرمشهر با وجود طبیعت بکر خود، شایستگی زیبارویی داشته و دارد. ولی صد حیف که پس از خونینشهر شدن و تلاش خستگی ناپذیر فرزندان این خاک و زدودن رخت ماتم از اندام این عروس ماتم نشسته در آتش جنگ ابلهانه صدام، مسئولان ناشی نتوانستند روح و روان شهر را خرم کنند.
با این که سال ها جنگ پایان یافته اما هنوز چهره این شهر عبوس است. علم و تجربه ثابت کرده که شهرهای عبوس کودکان و شهروندانی غمزده و روان پریش به بار خواهد آورد. استان خوزستان که به مدت یک قرن بر روی طلای سیاه نشسته است، حال و روزش نباید این چنین باشد.
خوزستان از استانهای پرآوازه جنوب کشور، با پلهای کارون همراه با آثار باستانی هفتتپه و چغازنبیل، کاخ آپادانا و دژ تپه اگروپل و آثارهای منحصر به فرد در شهرهای شوشتر و دزفول، دارای جاذبههای گردشگری است. حال که دریای نفت رو به خشکیدن است و درآمد آن نتوانست به داد این استان برسد، حداقل بگذاریم صنعت گردشگری در آن رونق بگیرد. چرا که خوزستان در تاریخ و فرهنگ ایران نیز نامی برجسته دارد. نه تنها آرامگاه دانیال نبی در شوش، بلکه آثار به جا مانده از ایلامیها، هخامنشیها و سنگنبشتهها و آثار حیرتانگیز این استان همگی بازتاب دهنده فرهنگ و تاریخ ایران در آیینه جهان نمای نخستین فرهنگ تمدن بشری "میان رودان" (بین النهرین) است. ولی قبای ژنده روزگار، را باید به کجای این شب تیره آویخت که آثار باستانی خوزستان نیز همچون همه استانهای کشور از نگهداری و مرمت دلسوزانه و علمی برخوردار نبوده و متاسفانه پس از انقلاب مورد هجوم سوداگران تاراج دهنده یادگارهای تاریخی کشور بوده است.
سستی در نگهداری از آثار باستانی بسیار حساب شده است و مسئولان در برابر نابودکنندگان آثار باستانی این خاک، چشمپوشی میکنند. این واقعیت تلخ باعث شده تا دست سوداگران و دشمنان فرهنگ را برای هر تاراجی باز بگذارند. از نداشتن دوربینهای مدار بسته و دیوارهای سیمی اطراف آثار باستانی گرفته تا زنگزدگی تابلوهایی که سازمان میراث فرهنگی در سالهای نخست انقلاب نصب کرده و هم اکنون نوشته تابلوها پاک شدهاند و خوانا نیستند، گرفته تا ساعات کم اجازه ورود به بازدیدکنندگان که آنقدر ضعیف و اسفبار است که روح و روان بازدیدکننده این آثار در غمی جانکاه فرو میرود.
در کنار کیوسک نگهبانی در هوای دم کرده و پر شرجی دستگاه آب سردکن برای بازدید کنندگان نصب نیست. سطل آشغال آبرومندانهای برای پلاستیک شکلات و "پفک" کودکان وجود ندارد و با وزش باد، پلاستیکهای ویلان بر فراز آثار باستانی به پرواز در میآیند. فروشگاه کوچک آبرومندانهای در نزدیکی در ورودی نیست تا با عرضه محصولات فرهنگی از جمله عکس و سیدی، چکیدهای از تاریخ آثار باستانی برای بیننده مشتاق نمایش داده شود و بازدیدکننده را با بروشور آگاهی بدهند تا بداند پا به کجا گذاشته و از گذشته سرزمین خود آگاهی بیشتری داشته باشد.
چغازنبیل
گلنبشته چغازنبیل
نصب یک آب سرد کن و عرضه محصولات فرهنگی در ورودی چغازنبیل بسیار ضروری است چرا که پرستشگاه چغازنبیل یکی از آثار مهم باستانی است که در چهل و پنج کیلومتری شوش، دور از شهر و بازار قرار دارد. این اثر معماری که خود نادرترین شناسنامه معماری جهان است آیینه تاریخ معماری و تمدن چند هزار ساله است. پرستشگاه چغازنبیل در قلب شهر "دارنتاش" به دستور "اونتاش گال" پادشاه روزگار ایلام میانه در بین سالهای ۱۲۷۵ تا ۱۲۴۰ پیش از میلاد مسیح ساخته شده و در پیش از اسلام یک جایگاه نیایش نیاکان ما بوده که نه تنها در روزگار آشور بنی پال از نینوا سپاهیان او آن را مورد هجوم قرار دادند و ویران شد، بلکه در تیررس موشکهای صدام حسین نیز قرار داشته است. در روزگار کنونی و با پشت سر گذاشتن توفانهای تاریخی این بار نباید مورد بیمهری دولت های خودی در ایران قرار بگیرد.
حفاری و سر و سامان دادن به زیگورات چغازنبیل که از میراث جهانی است به عهده "رومن گریشمن" بوده که با همسرش "تانیا" سالها در ایران بودند. پرستشگاه باستانی چهارگوش چغازنبیل ویژه خدای "اینشو شینک" چند طبقه و ارتفاع آن در اصل ۵۰ متر بوده که در حال حاضر از آن فقط ۲۵ متر باقی مانده است. از نظر تزئینات معماری نیز نه تنها قدیمیترین کاشی دنیا در این جا به دست آمده بلکه دارای قدیمیترین تصفیهخانه آب بوده است. بر گل نبشته و آجرهای این پرستشگاه نوشته هایی به خط ایلامی کشف شده است.
از دیدنیهای برجسته دیگر در شوش، آرامگاه دانیال نبی است که نه تنها برای ایرانیان بلکه در باور پیروان ادیان ابراهیمی نیز دارای ارج و احترام است. از زیباییهای منحصر بهفرد معماری آرامگاه دانیال، گنبد چرخوکی (مخروطی) آن است.
دانیال نبی در شوش
شهر شوش که مقر ایلامیها و جایگاه فصلی هخامنشیان بود و روزگاری تمدن ایلام و میانرودان را بههم گره زده بود، در حال حاضر با وجود شهرداران و شهرسازان مبتدی و بیخبر از تاریخ، نمای یک روستای زهواردر رفته دارد که تمدن آن را فقط در کتابهای تاریخ باید خواند و نمای کنونی آن خسته و رنجور گویای عظمت دیرینه آن نیست.
بر فراز تپه مشرف به آرامگاه دانیال شوش، دژ زیبایی قرار دارد که به سبک دژهای ایرانی- اروپایی ساخته شده است. این دژ تا حدودی به گونه دژ سپهر سپهران در خرم آباد لرستان بوده که آن نیز در روزگار قاجار ساخته شده است. دژ شوش از ویرانههای به جا مانده تختگاه آپادانای داریوش، در سال ۱٨٩۷ میلادی توسط " ژاک د مورگان" سرپرست گروه باستانشناسی فرانسوی بر فراز تپه "اگروپل" ساخته شد. نقشه این دژ اقتباسی از قلعههای روزگار فئودالی سدههای میانی فرانسه است. یافتههای قابل ملاحظهای از کاوشهای گروه فرانسوی در آپادانا به اروپا منتقل و هم اکنون نیز در موزه "لوور" پاریس از آن ها نگهداری میشود.
دژ شوش
با این که دژ شوش همچون نگینی در چشم انداز شهر میدرخشد ولی به این ساختمان هم خوب رسیدگی نشده و در انبار آن گربههای ماده ویلان زایمان کردهاند. به درختان "گز" اطراف آن که به آب هم نیازی ندارند، اهمیت داده نشده و سقف و ناودان ها به مرمت و بازسازی فنی و مهندسی نیاز دارند. از سوی دیگر در بستر کاخ آپادانا نیز پرچینهای سیمی چون زنگ زدهاند، برخی از بازدیدکنندگان نا آگاه برای گرفتن عکس از روی آن میگذرند و بر گرده اسبهای سنگی دو سر، که صدمه دیده اند، میایستند و عکس میگیرند. نگهبانی نیز در آنجا نیست تا از این کار جلوگیری کند. هر چند که بوتههای "لگجی" ( کاپربری) سر سبزی به پیرامون داده است ولی حرس این بوتهها حداقل در کنار ستونها و ته ستونهای کاخ باید انجام بپذیرد. از سویی دوربینهای مداربسته بر فراز دژ شوش نیز میتوانند نگهبانان الکترونیکی خوبی برای پیگیری خطاها باشد.
سرستون سنگی کاخ آپادانا
ستون و پایه ستون کاخ آپادانا
آثار بیشماری در خوزستان از جمله گستره آبشارهای شوشتر، پل دیلمیان، تاق پیروزی ساسانی (تاق نصرت)، دژ داوود لور، گور هرمز ساسانی، آتشکدهها، بافت های تاریخی غار اشکفت سلمان و سنگ نبشتهها نیاز مبرم و فوری به نگهداری دلسوزانه دارند.
متاسفانه به هر جا پا گذاشتم بر سنگ و دیوارهای تاریخی یادبود نوشتهاند. باید در دبستانها و دبیرستانها به نوجوانان و جوانان یاد داده شود تا قدر آثار باستانی کشور خود را دانسته و بر سنگنگارهها یادبود ننویسند. در سایه آموزش نگهداری از آثار باستانی است که این برگهای زرین تاریخ ایران مخدوش نخواهند شد.
این نقد در سایت ها و نشریات زیر بازتاب داشته است:
ایران نامه دکتر شاهین سپنتا . اصفهان
http://drshahinsepanta.blogsky.com/1390/10/16/post-736
سخنگو انجمن تاریانا. خوزستان:
http://sokhango.blogfa.com/post-1002.aspx
سلام خوزستان:
http://khouzestan.blogsky.com/1390/10/20/post-5062/
سایت معماری مهندس محمد منفرد. تهران
http://www.memarbashi.blogsky.com/1390/10/25/post-772/
هفته نامه نسیم جنوب. بوشهر
http://nasimjonoub.com/articles/article.asp?id=13815
خوزستان نیوز
http://www.khouznews.ir/fa/news/14215
مجله میراث ایران. دکتر شاهرخ احکامی. چاپ امریکا .شماره 65 بهار 1391. صفحات 38 و 39.
http://persian-heritage.com/wp-content/uploads/PH-Magazine/PH65/PH65-F.pdf
معماری مدرن ایران و کمبود حافظه تاریخی!
| نقدی بر معماری مدرن ایران | |
|
این نقد در نشریات و سایت های گوناگون پژواک داشته که لیست آن در انتهای مطلب تقدیم می شود معماری مدرن ایران و کمبود حافظه تاریخی! دکتر محمود دهقانی
در قاموسها واژه معماری "آر شیتکتور" از دو کلمه یونانی "آرشی" به معنی بالا یا اعلا و "تکنوتیکی" به معنی مهارت و فن ساختمان است که در واقع معنی تمام و کمال واژه معماری یعنی (به معرض دید قرار دادن فن ساختمان).۱ آنچه که با ورود سبک مدرن اروپایی وارد ایران شد تهی از فن نبود و بهتر است گفته شود تهی از فن شد. معماری ایران بگفته "آرتور اوپهام پوپ" ادامه تاریخ سدهها و هزارههایی بود که روزگاری از سوریه و شمال هند تا مرز چین گرفته و از قفقاز تا زنجبار را تحت تاثیر خود داشت.۲ چرا که دارای فن دوران خود و برخوردار از هنر بود. اما این معماری در دهه های پایانی روزگار قاجار تا روزگار پهلوی الگو بردار نادرست معماری غرب شد. معماران قاجاری یکی دو دهه سعی در تلفیقی از معماری مدرن و سنتی نمودند، ولی چیزی نپایید که پس از آن ها در روزگار پهلوی ساختمان سازی و بازار بساز و بفروشی راه افتاد و آن هم بدون داشتن حتا یک مجله معماری در کشور و اطلاع رسانی به معماران این روند ادامه پیدا کرد تا جائی که سردر فرودگاه مهرآباد یعنی دروازه کشور بدون زمین لرزه خود به خود فرو ریخت و رسوایی بزرگی به وجود آورد. در گیر و دار ساختمانسازی و بساز و بفروشی سال ۱٩۷۰ میلادی و الگو برداری از ساختمانهای سبک غرب، مدیر یکی از مجلات معماری فرانسه که شناخت خوبی از معماری سنتی ایران داشت، آمده بود تا مطالبی پیرامون معماری مدرن ایران تهیه کند. از معماران و از جمله مهندس فروغی رئیس کنگره بینالمللی معماری ایران خواست چند مجله معماری به او معرفی کند تا او بتواند پژوهش خود را با مطالعه و بحث با سردبیران آن مجلات تکمیل و در مورد معماری مدرن ایران در مجله معماری خود در پاریس مطالبی بنویسد. وقتی به او پاسخ داده بودند که در ایران مجله ویژه معماری وجود ندارد انگشت به دهان در حضور امیر عباس هویدا نخست وزیر وقت که زبان فرانسوی را خوب میدانست پرسیده بود: پس معماران شما چطور می توانند بدون اطلاع از نظرات و عقاید دوستان معمارشان برای مردم ایران معماری کنند و شهر بسازند؟ ۳ به هر روی در روزگار کنونی که در چمبره الکترونیک و ماهوارهها جهان به دهکده ای شباهت پیدا کرده و در روند معماری و شهرسازی نیز شتابی درگرفته است، دسترسی به طرح و تصویر و مجلات بینالمللی معماری آسان و در یک چشم به هم زدن است. با این رویداد آغاز فصل نوین در ایران نیز هر چه باشد در شهرهای کشور نمایانگر صدای پای نهضت هنری و فنی مدرنی در گستره معماری غیر سنتی است و چون تاکنون کار عمدهای صورت نگرفته داوری آن بر عهده آیندگان خواهد ماند. از نکات دیگر، حلول روی ماه طراحان و مهندسان زن به میدان کارزار معماری در ایران نیز نوید بخش این آرزو است تا شاید با چربیدن احساس مسئولیت زنان بر مردان در کشور، سدی بر بدبختی های تاریخی شده و خانه ها بر سر ساکنان آن در کشوری که بر کمربند زمین لرزه قرار گرفته است فرو نریزند. وجود زنان در گستره معماری و شهرسازی حتا در زیبا سازی چهره شهرها نیز تاثیر خواهد گذاشت و تا چند دهه دیگر، کشور بطور فزاینده ای شاهد آن خواهد شد. با رویش ساختمان های بلند مرتبه در شهرهای ایران و مقایسه این طرح ها با طرح های گرداگرد جهان، تاثیرپذیری معماران و طراحان تحصیل کرده امروزی دانشگاههای ایران از کشورهای اروپایی و ساختمانهای کشورهای کوچک حاشیه خلیج فارس که با حراج نفت و بانک های پر پول توانسته اند زبده ترین طرح ها و معماران برجسته را به این ناحیه بکشانند بر روند ساختمان سازی در ایران مشاهده میشود. از این منظر طراحان شهری در ایران نباید از بافتهای سنتی غافل بمانند. اصولا بافتهای قدیمی شهرهاست که نام شهرها را پر آوازه میکنند. از سوی دیگر گسترش روابط سیاسی و بازرگانی ایران پس از انقلاب با کشورهای آسیایی نظیر ژاپن، چین، مالزی و سنگاپور نیز سلیقههایی به ایران آورده است. از این رو نگاه ایرانی همچون گذشته فقط به اروپا نیست بلکه تاثیر فرهنگ معماری مدرن در آسیا نیز که خود متاثر از معماری اروپایی شده، معماران ایرانی را وسوسه می کند. اگر در روزگار کهن ایوان، گنبد و ستون های ایرانی آوازهاش جهان را فراگرفت و طرح باغ و معماری آن بر کشور هند اثر گذار بود ولی امروز خود تحت تاثیر هنر و طرح های وارداتی معماری کشورهای کوچکی چون قطر و امارات است و با سفرهای طراحان ایرانی و دیدار از شهرهای دبی و دوحه و ابوظبی چشم به چشمی در گرفته است. اگر روزگاری بادگیرها به دلیل گرمی هوا بر فراز خانه ها در دیره و دبی همانند بوشهر و لنگه و دیگر شهرهای حاشیه این سوی خلیج فارس بود ولی امروز با وجود برق و کولر، در آن سوی خلیج فارس با هجوم معماران اروپائی و آمدن فرهنگ معماری و شهر سازی غرب به آنجا، همه آن نمادها از بین رفته و طرح های ساختمانهای بلند مرتبه خیابان "بن یاس" دیره در دبی بر سر شهر تهران که خود از پیروان نخست معماری اروپایی بود نیز سایه افکنده است. بنابراین اگر از چند دهه پیش شهرسازی و معماری ایران از اروپاییان پیروی می کرد، در حال حاضر آسیا و دیگر نقاط جهان بویژه حاشیه خلیج فارس نیز به آن افزوده است. با نکات بر شمرده شده هرچند سبک مدرن سراسر ایران را فرا خواهد گرفت ولی این دگرگونی به میمنت عصر الکترونیک و وجود دانشکده ها، معماری ایران را به ورطه نخواهد انداخت. اما واقعیت این است که معماری و شهر سازی از طعم و بوی سنتی فاصله خواهد گرفت و بیم آن میرود که ایران آینده چشم و گوش بسته شمایل خود را به سلیقه های وارداتی بسپارد. از آنجا که ایرانیان مقلدان خوبی در طرح ها بوده اند امید است سبک های جدید در حاشیه خلیج فارس که با مدرن ترین طرح های اروپایی پیاده میشوند، باعث شگفتی و تقلید چشم و گوش بسته نشود و بر سبک و سیاق فرهنگ اصیل ایرانی در این امور راه برنبندد. پر واضح است که معماری ایران یعنی آن چیزی که برپایه و اساس سنت و تاریخ بود بکلی از دهه های پیش از انقلاب بهمن از گردونه بیرون رفته است ولی در روزگار کنونی در گوشه و کنار، گاه رنگ و بوی نمای یک ساختمان با تلفیقی از مدرن و سنتی نیز دیده می شود. اما عصر الکترونیک آوردگاه خلق طرح های دل انگیز شده است. اگر ساروتقی وزیر و مسئول شهرسازی و امور ساختمان ها در روزگار صفوی کاخ "صفی آباد" را بر فراز تپه نگین شهر اشرف (بهشهر) کرد، نسل امروز معماران در چهل کیلومتری آن از تلفیقی از طرح ها ساختمان شهرداری ساری را به گونه یک تاج بر کاکل شهر گذاشته اند. اگر سی و سه پل اصفهان تا به امروز چشم جهانگردان را به خود میخکوب میکند، زیبایی چنگال عقرب بر پل جوادیه تهران نیز چشمها را نوازش میدهد. به هر روی سبکهای مدرن در ایران نیز طرفداران خود را پیدا کرده است. البته نه تنها در ایران بلکه در سایر کشورها نیز در بر همین لولا چرخیده و در خیلی از کشورها تاکید بر معماری مدرن بیشتر از پیش شده، تا جایی که در برخی از دانشکده ها هزینه پژوهش در مورد معماری سنتی به حداقل خود رسیده و نظرها معطوف معماری مدرن میباشد. هر چند معماری مدرن به کلی دارای فاصله عمیق با سبک و سیاق سنتی شده و طراحان شهری را غافل گیر و سردرگم نموده ولی میبایست طراحی بافت سنتی را نیز گرامی داشت چرا که نشانه فرهنگی ایران را داراست و در گذشته خوش درخشیده است. البته ساختمان های مذهبی در سراسر کشور با تزئینات و کاشیها شکل و شمایل سنتی دارند. در واقع چنین پیداست که معماری ساختمانهای مسکونی و اداری با ساختمانهای مذهبی در ایران هریک به موازات همدیگر راه خود را مستقل ادامه می دهند. در روزگار کنونی حرف نوآوری است و کسانی که خواهان این رویکرد هستند از دیگران در ایران و شاید بتوان گفت در سراسر جهان جلو افتاده اند. آنچه که در ایران باید به آن اهمیت داده شود، شالوده و پی مناسب است تا ساکنان ساختمان ها با زمین لرزه زیر آوار نروند. سبک و روال معماری در عصر الکترونیک راه خود را خواهد یافت و در دهکده جهانی فرهنگها و از جمله معماری و شهرسازی قاره به قاره، کشور به کشور، شهر به شهر و روستا به روستا بر هم اثر خواهند گذاشت. ولی تقلیدهای بدون مطالعه تاریخی عواقب وحشتناکی به بار خواهد آورد. در شهری مثل تبریز که به گواه تاریخ با زمین لرزه های وحشتناک روبرو بوده و "شاردن" جهانگرد و طلافروش فرانسوی نیز در سفرنامهاش از ویرانی آن نوشته است در حال حاضر بدون مطالعه تاریخی، سرتا پای "برج آذربایجان" دارای نمای شیشه ای است. این خطا به صورت فزاینده ای در همه شهرهای ایران دیده میشود. در شهرهای شمال، بویژه ساری نیز بیشتر نماهای بیرونی ساختمان های جدید شیشهای هستند. این موضوع در مرحله اول ناشیگری دولتها، مسئولان شهرداری و امور شهری را میرساند و در مرحله دوم گواهی از در غلتیدن طراحان و معماران در زرق و برق و نداشتن حافظه تاریخی است که دانشکدههای معماری در سراسر کشور نیز مسئول این خطا خواهند بود. بستن چشم بر رویدادها و نداشتن مطالعات تاریخی در مورد زمین لرزه و از سویی زدودن سنت و نکات زیبای فرهنگی در گستره شهرسازی و معماری چهره شهرها را هر چند بزک میکند اما دارای فرهنگ هنری ماندگار نیست. " فرهنگ آن چیزی است که میماند هنگامی که تتمه همه چیز فراموش شده باشد".۴ پی نوشت ها: ۱-سخنرانی "دکسیادیس" در دانشگاه آریزونا امریکا. دکتر اعتماد ۱٩۷۳ ۲-معماری ایران نوشته آرتور اوپهام پوپ. ص ٩ . نسخه انگلیسی. تایمز و هودسن. لندن ۱٩۶۵ ۳-نگاه کنید به هنر و معماری شماره ۲۵ – ۲۶ سال ششم. آذر – اسفند ۱۳۵۳ ۴-جمله از "ادوارد هریو" در مقاله ناصر بدیع "هنر و معماری کشورهای در حال صنعتی شدن". اسفند ۵۲ ص. ۳۱
|
این نقد در سایت ها و نشریات زیر بازتاب داشته است:
ایران نامه دکتر شاهین سپنتا اصفهان:
http://drshahinsepanta.blogsky.com/1390/08/27/post-712/
سایت معماری مهندس محمد منفرد تهران:
http://www.memarbashi.blogsky.com/1390/04/31/post-699/
هفته نامه نسیم جنوب بوشهر:
http://nasimjonoub.com/articles/article.asp?id=13377
معماری نوین. مهندس فرشته خلیلی:
http://fereshte2011.blogfa.com/post-3.aspx
ایران امروز:
http://www.mehremihan.ir/irantv/1672-memarimodern.html
شرکت چکادسازان سایبان-تیرچه چکاد. مهندس سید کریم صدیق
همسایگان و سه جزیره ایرانی در خلیج فارس
| یادداشتی از دکتر محمود دهقانی | |
|
این نوشته در سایت ها و هفته نامه های مختلفی بازتاب داشته که لیست آن ها در زیر نوشته تقدیم می شود همسایگان و سه جزیره ایرانی در خلیج فارس
اروپاییان برای مهیا کردن ترکیه برای عضویت در اتحادیه خود، با وجود عضویت ترکیه در ناتو و ایجاد سایت موشکهای امریکا در خاک این کشور، سیاستمداران ترک را به هر نوعی که دوست دارند به رقص واداشتهاند ولی در این میان با حقیقت سخت دیگر روبرو هستند و آن فرهنگ و مذهب ملت ترکیه است. مردم ترکیه بر عکس مردم همه کشورهای اروپایی ساختار فکری ناهمگونی با تمامی اروپا دارند، که اگر در روزگار کنونی موقعیت ترکیه برای اروپاییان ارزش منطقهای داشته باشد ولی شاید در دراز مدت تحمل داشتن عضوی مسلمان را در اتحادیه خود نداشته باشند. این شناخت بر اروپا در سدههای گذشته و در روزگار سرکشی امپراتوری عثمانی در تاریخ آنها به ثبت رسیده است. از سوی دیگر ترکها نیز به درستی از ناپایداری سیاست اروپاییان در قبال خود و به ویژه از اندیشه پافشاری اروپاییان بر تحریم ایران آگاهند. اما از هر سو که ترکها به این مسایل بنگرند، در این مورد شکی نیست که به خوبی توانستهاند با ایجاد بازرگانی با کشور همسایه، دستی بر سر و روی اوضاع اقتصادی خود کشیده و غیر مستقیم مزد خود را با بازی سیاسی مورد علاقه اروپا و امریکا با فشار تحریم بر ایران و به اجبار نیاز ایران به ترکیه دریافت کنند. به سخن دیگز، تحریم ایران به خوبی توانسته است به ترکیه سود برساند و حداقل تا این زمان آنها را روی پای خود نگه دارد. از این رو، سیاست ترکیه با ایران بر مبنای فرهنگ و کیش نیست، بلکه بر مبنای سود با پیدایش رویکرد تازه و روزنهای برای پیوند زدن خود به اتحادیه اروپاست. همچنین باید به یاد داشت که ایرانیان نیز از روزگار صفوی تجربیات خوبی از اندیشههای سیاسی همسایه خود دارند. شرایط جهانی به وجود آمده، رهبران کشورهای منطقه خاورمیانه را در کابوس و هول و هراس انداخته و تنها راه آسان فرار از چنگال دگرگونیهای شبیه به انقلابهای مصر و تونس را، راه اندازی و ادعاهایی نظیر جزایر سهگانه ایرانی میدانند. چرا که از یک سو امریکا و انگلیس را خوشحال میکنند و از سوی دیگر ملتهای خود را سرگرم کرده و با این ترفند که از آغاز تا به امروز نیز کاربرد تبلیغاتی داشته است، خواهان آن هستند تا بر گرده مردم خود سوار باشند. امریکا و اروپا نیز از اختلافات مرزی در میان کشورهای منطقه خاورمیانه استفادههای بهینهای تا به امروز بردهاند. چرا که جنگ ابلهانه هشت ساله صدام حداقل توانست برای یکی دو دهه بحران اقتصادی را از سر آنها دور کند. البته این اختلافات برگی برای چرخشهای سیاسی است و رهبران این کشورها نیز هر جا و هر زمان که نیاز بود به آن دامن میزنند. در این گیر و دار سردمداران این کشورها، تنها زمانی که اسم مردم ایران به میان میآید، دست به کار ادعاهای واهی میشوند ولی از اختلافات حقیقی عمیق مرزی خود با کشورهای دیگر خودداری میکنند. برای مثال قطر که این روزها امیر آن برای سرنگونی قذافی و کمک به اروپا و امریکا در منطقه به شدت دست و دلبازی راه انداخته، با عربستان سعودی از بدو پیدایش تا به امروز اختلاف مرزی دارد. از سوی دیگر عربستان نیز که در راس کشورهای شورای همکاری خلیج فارس دایه دلسوزتر از مادر برای امارات است، دو جزیرهاش در اشغال اسرائیل است ولی عربستان حتا جرات ادعای این را تا به امروز نداشته است. کویت با عراق ادعاهای مرزی دارند که در گذشته صدام کویت را استان هشتم عراق اعلام کرد. کشور ترکیه نیز که این روزها حسابی کاسه صبرش برای حقوق بشر در سوریه لبریز شده با سوریها ادعاهای مرزی دارند. دعوای مرزی سوریه با ترکیه بر سر مالکیت استان "حتای" از روزگاران پیش سابقهدار است. این ایالت در سال ۱۹۲۰ میلادی به کشور سوریه و در ۱۹۳۹ به کشور ترکیه واگذار گشت. اما بهتر است در انتهای این مطلب بسیار کوتاه و فشرده، به شورای همکاری خلیج فارس بپردازیم. عربستان که یکی از کشورهای بزرگ شورای همکاری خلیج فارس است دو جزیره به نام های جزیره "تیران" و جزیره دیگری به نام جزیره "صنافیر" که در ورودی تنگه تیران یعنی نقطهای که خلیج عقبه از دریای سرخ جدا میشود را در جنگ معروف شش روزه اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۶۷ میلادی و در روزگار حکمرانی ملک فیصل پادشاه وقت عربستان در اختیار ارتش مصر روزگار زمام داری جمال عبد الناصر قرار داد. هدف از آن کار این بود تا عبدالناصر از این دو جزیره که یکی ۸۰ کیلومتر و دیگری بالغ بر ۳۳ کیلومتر است در جنگ بر علیه اسرائیل استفاده کند. محمود عباس رئیس شورای خودگردان مطالبه آغازین به رسمیت شناختن فلسطین در سازمان ملل که اخیرا صحبت آن در رسانههای جهان بود را بر مبنای مرزهای همان سال ۱۹۶۷ یعنی سال شکست اعراب در برابر اسرائیل درخواست کرده است. پس از شکست کلیه کشورهای عربی و پیروزی اسرائیل در سال ۱۹۶۷ میلادی که دو جزیره "تیران" و "صنافیر" عربستان هم بر باد فنا رفت، بجز چند ماهی پس از جنگ دیگر تا به امروز در سازمان ملل و دادگاههای حقوقی جهان هیچگاه از این جزایر نامی به میان نیامده است. حتا اکثریت ملت های عرب و کشورهای حاشیه خلیج فارس نام این جزایر را نشنیدهاند. ولی همین مردمی که سردمداران نگذاشتهاند آن ها نام دو جزیره از دست رفته سعودی را بدانند، با تبلیغات دروغین آنها را به این باور واداشتهاند که جزایر سهگانه ایرانی را ملت ایران به زور تسخیر کرده است. البته ناکار آمدی تبلیغاتی و اشتباهات نابخشودنی دولتهای ایران را نیز در این کارزار نباید از نظر دور داشت. خلیج فارس در نقشه عربستان سعودی ( برای دیدن نقشه در اندازه بزرگتر روی آن کلیک کنید)
جزایر صنافیر و تیران این نوشته در این هفته نامه ها و سایت ها بازتاب داشته است ایران نامه دکتر شاهین سپنتا http://drshahinsepanta.blogsky.com/1390/07/25/post-696/ب هفته نامه نسیم جنوب http://www.nasimjonoub.com/articles/article.asp?id=13623 پایگاه خبرگزاری استان نیوز http://www.ostannews.com/showpage.aspx?id=2327&title سایت ملی مذهبی های ایران عصر ایران: http://www.asriran.com/fa/news/209356/همسایگان-و-سه-جزیره-ایرانی-در-خلیج-فارس هرمز آنلاین: http://www.hormozonline.com/telex-4939.html پایگاه خبری مرز نیوز: http://marznews.com/index.php/news/inter/12080- سخن نیوز. خبر ی تحلیلی شمال کشور http://sokhannews.com/contentsdetails.php?contentsid=6361&cat=sokhan |
با پیشینه لارستان کهن، شهر






پس از ورود سبک مدرن معماری اروپایی به ایران دیری نپایید که آفت بساز و بفروشی بدون هنر گریبان همه شهرهای ایران را گرفت و از جانب دولتها و شهرداریها نیز راهی ارائه نشد. این آفت تا آنجا پیش رفت که ایرانی ساختمان را فقط برای خورد و خوراک و خواب در نظر گرفت و از فضا و زیبایی و چشمانداز و دیگر اموری که در هنر معماری به کار گرفته میشود، بیبهره ماند. مصالح ساختمان بهویژه کاشیها مثل ماشین پیکان سالها هم رنگ و هم شکل و در بازار آن تنوع و ابداعی نبود. سود جویی بازار بساز و بفروشی و چشمپوشی دولتها به دلیل سود اقتصادی، تاثیر ناخوشایندی بر هنر معماری و شهر سازی ایران گذاشت. هنگامی که موجی از دلسوزان گستره معماری که تعدادی از آن ها چشم بر جهان فرو بستهاند و چند نفری هنوز در تلاشاند و عدهای در غربت عمر خود را سپری میکنند، با الهام از تاریخ معماری کشور و با راهاندازی مجله هنری و مقالات معماری خواستند چهره زیبایی از پایتخت و شهرها بسازند، در غناهشت بیل و کلنگ بساز و بفروشها صدایشان خفه بود. اما چند نماد باقی مانده از دهههای پایانی پیش از انقلاب در چند نقطه کشور حاصل پا پس نکشیدن و حقانیت همین غول های دلسوز معماری آن روز ایران است.


کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس گاهی صحبت از جزایر سهگانه ایرانی تنب بزرگ و کوچک و بوموسی میکنند. راه انداختن تبلیغات این کشورها همیشه همزمان با چشمک کشورهای اروپایی از جمله انگلیس و همچنین کشور ایالات متحده امریکا صورت میگیرد. در میان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس عربستان سعودی، به طور سنتی خود را رقیب ایران میپندارد، هر چند که عربستان در روزگاران گذشته هیچ وقت نتوانسته است در این رقابت به آرزوهای دیرینه خود برسد. البته به غیر از عربستان رقیبهای سنتی دیگری هم هستند که از جمله آن کشورها یکی مصر در آفریقاست و دیگری ترکیه همسایه ایران است که برای نشان دادن اهمیت خود به اتحادیه اروپا به عنوان رقیب منطقهای در تلاش است. هر چند تاکنون اتحادیه اروپا عضویت ترکیه را نپذیرفته است ولی ترکیه به تازگی در همه گیر و دارهای سیاسی منطقهای اعم از مشاجرات اعراب و اسرائیل و راهپیماییها و کشمکش در سوریه، با مانورهای سیاسی سعی دارد ارزش و اعتبار خود را به اروپاییان و امریکاییان نشان دهد. واقعیتی را که اروپا و امریکا به درستی از دیرباز دریافته و در روزگار کنونی نیز در مییابند، اهمیت برتر استراتژیکی کشور ایران و تنگه هرمز شاهرگ حیاتی پنجاه درصد نفت جهان است.

