دیداری از استان بوشهر، دیار رئیس علی دلواری
دیداری از استان بوشهر، دیار رئیس علی دلواری
دکتر محمود دهقانی
لیست سایت ها و نشریات بازتاب دهنده این نوشته در زیر اعلام شده است
هر چند بندر بوشهر یکی از بنادر تاریخی ایران است اما نام بوشهر بیشتر با نام رئیس علی دلواری و مبارزه او بر علیه استعمار انگلیس گره خورده است. استان بوشهر با داشتن 600 کیلومتر کرانه دریایی خلیج فارس، به استانهای هرمزگان، فارس، خوزستان و کهگیلویه و بویر احمد چسبیده است. شهرستانها و شهرهای مهم استان بوشهر، برازجان، دلوار، سعدآباد، سیراف، کنگان، دیلم، جم، دیر، دشتی، گناوه، اهرم، خورموج، ریگ، امام حسنی، عسلویه، و شهر نوپای «عالی شهر» می باشند. از میان جزایر نیز جزیره پرآوازه خارگ، خارگو و جزایر کوچکی از جمله تحیلو، شیف، گرم و عباسک و جزایر ریز و درشت دیگری هستند که برخی از آن ها را میشود بسیار زیبا کرد. مردم استان بوشهر شیعه و سنی هستند. از میان غذاهای عمده استان به دلیل داشتن شهرهای بندری غذاهای دریایی به ویژه قلیه ماهی، کباب ماهی، خورشت میگو، ماهی دودی با دال عدس را میتوان نام برد و از میان دسرها رنگینک که با خرمای بدون هسته و آرد بوداده و دارچین درست میشود به دلیل نخلستانهای گسترده، ریشه سنتی دارند. از میان سبزیهای خوردنی این استان «کاکل» و «منگک» در نقاط دیگر کشور دیده نمیشوند. با آن که شهرهای سرحدی با طبیعت خود دارای میوههای رنگارنگ هلو، گیلاس، سیب، انگور و انار هستند ولی بوشهر هم با خارکهای سرخ و زرد کبکاب و زینی، پنیر نخل، کنار، لیل و «گاروم زنگی» در طبیعت خود، دست خالی نیست.
پیشینه باستانی بوشهر مرکز استان، به اردشیر ساسانی نسبت داده میشود، اما یافتههای باستانی در شهرهای استان، گویای پیشینه باستانی کهنتر از ساسانیان است. پس از روزگار ساسانیان بوشهر باز هم پرآوازه بوده و در روزگار صفوی به سبب نزدیک بودن به جزیره بحرین مورد توجه بود و در روزگار افشاری نیز برای گسترش نیروی دریایی ایران، نادر شاه به آن اهمیت داد.
از سویی چون با دلاوری «امام قلی خان» سرلشکر ارتش شاه عباس صفوی، استعمار اروپایی پرتغال از جزایر خلیج فارس بیرون رانده شد و «گامبرون» را بندر عباس نامیدند، نادر قلی نیز که خود از سرداران نامدار اواخر روزگار صفوی بود، احتمالا در نظر داشت بوشهر که به اهمیت آن بیشتر از پیش پی برده شد، به نام او «بندر نادر» نامگذاری شود.
رگ و پی شواهد تاریخی، وجود کنیسه یهودیان و کلیسای مسیحی کیشان در جزیره خارگ و بوشهر به ویژه در روزگار قاجار و پس از آن رقابت بوشهر با بندر بصره، نشان از اهمیت و رونق بندر بوشهر و پیشینه تاریخی آن دارد.
با گویشهای فارسی، لری، ترکی قشقایی و عربی در شهرهای استان، شاید نام بوشهر با فراز و نشیبهایی دگرگون شده «ریشهر» باشد. هر چند که نامهای دیگری از جمله "رام اردشیر" و "لیان" نیز گفته شده اما راست و ناراستی آن در مجال این سخن نیست و به پژوهشهای گستردهتری نیاز است.
اگر پرتو فانوس تاریخ را بر بوشهر روزگار نادر شاه افشار تا به امروز بیافکنیم دیده میشود که در روزگار زندیه و قاجار این بندر بیشتر از پیش اهمیت پیدا کرده است؛ چرا که آرام آرام کنسولگریها و نمایندگیهای بازرگانی کشورها از جمله انگلستان، روسیه، آلمان و عثمانی در آن ایجاد شده است.
در روزگار پیش از انقلاب، برای گسترش نیروی دریایی ایران اهمیت بوشهر بیشتر از پیش نمایان شد. شرکتهای آمریکایی، اسرائیلی و آلمانی هریک پروژهای را در اختیار گرفتند. استقرار گستردهتر نیروی دریایی و هوایی و نیاز مسکن ارتشیان و خانوادهها باعث گسترش شهر و ساختمان سازی شد و مهندسان و معماران با نقشههای بسیار زیبا همراه با کارگران فنی به بوشهر سرازیر شدند. از آن زمان، نمای بوشهر با بالا رفتن ساختمانهای مدرن به سبک اروپایی دگرگون شد. اما بافت قدیم بوشهر که بیشتر با سنگهای مرجانی و ساروج و چوب صندل ساخته شدهاند بر لب آب همان گونه دست نخورده باقی ماند و کوچههای تنگ با آمدن کولرهای پر سر و صدای گازی نفسها را در کوچهها بند میآورد.
در همان روزگار شهرداران و مسئولان خطاهای بسیار کردند چرا که اگر از آن روز دگرگونی در امور شهر به ویژه در حاشیه آب آغاز شده بود، مشکلات تا به امروز تلنبار نمیشد. به هر روی در گستره شهرسازی پس از انقلاب نیز ناکارآمدی برخی شهرداران و شهرسازان باعث نازیبایی چهره این بندر تاریخی شده است.
جمعیت بوشهردر سرشماریهای پیشین ۱۶۱۶۷۴ نفر اعلام شده بود ولی در هنگام ویراستاری، از گزارش «سحر دهقانی» دانشجوی رشته جمعیت و جغرافیا، و پرسشهایی که از اداره کل ثبت احوال استان بوشهر برای تکمیل گزارش خود کرده بود، متوجه شدم آخرین آمار جمعیت بوشهر ۲۲۸۰۰۰ نفر ذکر شده است. با ازدیاد جمعیت بندر بوشهرکه مرکز استان بوشهر می باشد، برای بازسازی آن نیاز به کارهای مهم و حساب شده زیر بنایی دارد.
از آنجا که برخی از شهرسازان و مسئولان بیشتر از کارهای اساسی به بزک کردن شهر ادامه داده اند باز هم مشکلات برهم تلنبار خواهند شد. باید به یاد داشت که برای پیشرفت یک شهر نه با ریخت و پاش بلکه با گزینش مسئولان ماهر و دلسوز و با نظارت فنی و مهندسی از جانب دولت، می بایست به امور شهر و زیبایی آن رسیدگی نمود. تجربه در بوشهر ثابت کرده که هر بودجهای بدون نظارت دقیق دولت بر باد فنا رفته و کارهای سست ناپایدار، زیبایی شهر را از میان برده است. با از میان رفتن زیبایی و رونق شهر، نخست شهروندان ثروتمند شهر را ترک میکنند. همانهایی که کار و بازرگانیشان اساس درآمد شهرداران و تداوم بخش، زیبایی شهر است. با آوازه پیشرفت و آبادانی در آن سوی آب، بازرگانان بوشهری به آنجا کوچ کرده اند. پس از انقلاب نیز بسیاری از بوشهریها رو به سوی تهران، شیراز و شهرهای دیگر رفتهاند. اگر شهر آباد و زیبا و دلنشین بود، صاحبان شهر از آن دل برنمیکندند.
نمای کنونی بوشهر با تمام پیشینه تاریخی آن نمودار بندری محقر و بدون پیشرفت است. بوشهر با مساحتی بالغ بر ۹۸۴ کیلومتر مربع شهر کوچکی است که همچون پرندهای خیس و غمزده بر کرانه ساحل به موازات پرندگان شاداب و سر زنده آن سوی آب، وامانده و دژم در این سو سردرگریبان نشسته است. واقعیت تلخ این است که به دلیل ریخت و پاش در بودجه بوشهر، برخی از مسئولان بومی که دل در گرو شهر خود دارند نیز بجز مانورهای تبلیغاتی و بزک کردن، به سبب کمبود بودجه نتوانستهاند دستی بر سر و روی غبار آلوده این شهر بکشند و این شهر با آن که تختگاه ترلیونها متر مکعب گاز برای یک سده خواهد بود اما امور شهرداری و شهرسازی و میراث فرهنگی در آن پایش میلنگد و تا دولت آستین بالا نزند و از تعارفات بومی دست بر ندارد و متخصصان کار کشته از هر جای ایران را در این بندر پیر برای آبادانی آبرومندانه و ماندگار آن به کار نگمارد، در بر همین لولای زنگار بسته خواهد چرخید.
برحسب اتفاق در سفری به بوشهر مسئول بلند پایهای را در کنار ورودی استانداری بوشهر دیدم. آن روز هنگام خداحافظی استاندار پیشین آقای شفقت بود که سرپرستان همه ادارات دولتی بوشهر برای خداحافظی با آقای شفقت به استانداری میآمدند. وقتی از آن مسئول بلند پایه پرسیدم چرا بندر تاریخی بوشهر که در آن سوی آب رقبایش همه پیشرفت کردهاند، باید این گونه محقر باشد؟ او به نکاتی اشاره و بر مسائلی انگشت گذاشت و از بومیها گله کرد. چیزی که تا به آن روز نشنیده بودم. میگفت: بومیان بیشتر حرف میزنند و برای شهرشان کاری انجام نمیدهند. آنها فقط یاد گرفته اند اگر نشریهای در این استان از حق نوشت در و دفتر و دهانش را اندود کنند. آنها سرگرم تصیفه حسابهای شخصیاند. پس از آن در چند نوبت نقشههایی را در رابطه با امور شهر دیدم که نه نقشه با بودجه میخواند و نه مجریان به کار خود آشنا بودند.
حال و هوا و تلاش کارکنان اداره محیط زیست استان تا حدودی تغییر کرده و صمیمانه بود ولی صدایشان در رسانههای عمومی بجز یکی دو نشریه به گوش کسی نمیرسید. با این اوصاف، کارکنان محیط زیست به شدت در تلاش بودند. روزی که به اداره کل محیط زیست استان رفتم ساعتی با مسئولی در آنجا از محیط زیست در ایران و محیط زیست کشورهای گوناگون گفتگو کردیم. به لطف سردبیر هفتهنامه «نسیم جنوب» بوشهر آقای یونس قیصیزاده، سعادت دیدار با روشنفکران و دانشگاهیان و هنرمندان بوشهری دست داد. در میزگردی در دفتر هفتهنامه نسیم جنوب به دنبال این پاسخ بودم که چرا بوشهر در گستره شهرسازی پیشرفت نکرده است. در میان آنچه شنیدم بحث جالب دکتر آذین از دانشگاه خلیج فارس بوشهر و پیش کشیدن امور آبادانی در کشور «عمان» همسایه ما در آن سوی تنگه هرمز بسیار خوب و سنجیده بود. در یک گردهمایی فرهنگی دیگری در منزل ادیبی پیش کسوت در امور تاریخ و سیاست و ادبیات در استان بوشهر، از زاویه مذهبی نیز آقای فولادی دیدگاهی ژرف داشتند که این امید در من زنده شد که نخبگان شهر با دیدگاه های متفاوت در تلاش برای بهتر کردن روزگار این شهر و استان هستند.
این پندار با فراخوان خانه مطبوعات بوشهر و برنامه زیبایی در سینما بهمن و خیامخوانی گروه موسیقی و ایفای نقش هنرمندان بوشهری بیشتر جان گرفت و تا روزی که ما به گونه همه مردم جهان در کنار هم به گفت و شنود نپردازیم، نه تنها بندر بوشهر بلکه هیچ بندری در ایران روز خوش نخواهد دید. هنگام دل گرفتگی از عقب ماندگی بوشهر، با شب شعری که به همت علی قنبری و علی هوشمند و آقای برازجانی و چند خانم ادیب و فرهنگی برگزار شده بود، چراغ کم نوری در کوچه غم افزای دلم سوسو زد که شهر خالی نیست.
از سوی دیگر برای آگاهی از آثار باستانی استان بوشهر توانستم با دکتر مشایخی، تحصیل کرده دانشگاه تبریز شهر دلاورانی چون ستارخان و باقر خان، در ایرانشناسی بوشهر دیدار کنم که این غنیمتی بود. در دفتر میراث فرهنگی استان با آقای احمد دشتی نیز دیدار شد. پرسشهایی کردم که چون ایشان در حال رفتن به فرودگاه و پرواز به تهران بودند، پاسخ به آن ها میسر نشد.
پس از بازگشت ایشان از سفر، این بار با گرفتاری و کمبود وقت، من نتوانستم پاسخ ایشان را بشنوم. اما پرسشهای من این بود که چرا میراث فرهنگی استان بوشهر تاکنون ضعیف عمل کرده و نتوانسته است آثار و بناهای تاریخی و عظمت تاریخ استان را آن گونه که لایق آن است در سطح کشور به مردم سراسر ایران بشناساند. چرا آثار تاریخی سیراف، حفاریها و کشف ستونهای کاخ هخامنشی چرخاب برازجان، بردک سیاه و آثار معماری، تل مر، گور دختر و استخر آسیاب و جویبارهای آن در دل کوه در روستای حرمی اناری جم مربوط به روزگار ساسانی و خیلی از جاهای دیدنی گمنام ماندهاند؟

ته ستونهای کاخ هخامنشی چرخاب برازجان
در روزگار کنونی با تبلیغات و برجسته نمودن پیشینه دیرین آثار باستانی و دیدنیها میشود استانی مثل بوشهر را آباد نمود. یکی از جاهایی که در نوع خود در سراسر کشور بی همتاست، گنبدهای نمکی بوشهر است. برای نمونه از جاده خورموج به کنگان، رنگ سفید گنبدهای نمک همچون کوه پر برف، زیبایی حیرت انگیزی به بخش شرقی دشت داده است و سیمای کوه جاشک با تنوع رنگ و قندیلهای زیبای نمکی "استلاگتیت" در غارها که خود از شگفتترین پدیده زمین شناسی است با رگههای رنگارنگ گنبدهای نمکی بسیار زیبا و دیدنی است. "تخت دیو" با نمایی سحر آمیزهمراه با پوشش گیاهی نادر کوه پایه، از ویژگی و زیباییهای کوه شکوهمند جاشک است.
در عسلویه نیز شعلههای گاز به ویژه در شب بسیار زیبا و دل انگیز است. چشمههای آب گرم "آب باد" اهرم، چشمه آب گرم دالکی و میراحمد از جاهای پر جاذبهاند . چهلخانه سعدآباد و رودخانه و نخلستانهای بی نظیر آبپخش و شبانکاره و جاهای زیبایی مثل چاهکوتاه را میبایست برای جذب گردشگر به مردم سراسر کشور شناساند.
این استان که روزگاری فرهنگ آن پرآوازه بود، متاسفانه جولانگاه سرکشیها شده و به جای به تصویر کشیدن فرهنگ و آثار باستانی، بازتاب فیلم درگیریهای مسلحانه در نزدیکی برازجان با پخش در رسانههای نمایشی و سخن پراکنیهای جهانی، بوشهریهای ساکن شهرستان های کشور و برخی از کشورهای جهان را انگشت به دهان و غمزده کرد. دیدیم که با پخش آن رسانههای بیگانه چه نیشگونی از گونه ضد استعماری اجدادی ما گرفتند.
آثار باستانی و جنب و جوش در گستره گردشگری، فرهنگ را در رگ زندگی شهروندان جاری میکند. اگر با دقت علمی به امور گردشگری بوشهر پرداخته شود آثار باستانی آن بیشتر از منابع گاز به داد مردم این استان خواهد رسید و دزدی دوچرخه و موتور سیکلت راه درآمد جوانان بی کار و بدون سرگرمی نخواهد شد. در جا به جای این استان آثار باستانی و ساختمانهای تاریخی هستند که میبایست بازسازی شوند و با تبلیغات میبایست آن ها را بر سر راه بازدید قرار داد تا با درآمد گردشگری سر و روی استان زیبا شود.
از ساختمانهای روزگار قاجار در محله بهمنی بوشهر، «ارگ ملک» پا برجاست ولی سازمان میراث فرهنگی سالهاست که آن را بازسازی نکرده و چند خانواده بی پناه در آن زندگی رقتباری دارند. سگ و گربههای دست و پا شکسته در هراس از سنگپرانی نوجوانان روان پریش، در سایه دیوارهای ارگ، لهله زنان لمداده بودند و مویه میکردند. بیش از 100 متر دورتر از ارگ ملک، گورستان انگلیسیها در شرف تخریب و ساییده شدن است.
تنها جایی که تا حدودی سرپا بود، موزه دریانوردی در سبزآباد است که گویای یکی دو قرن امور دریایی کشور است ولی ساختمان این موزه، از درون و به ویژه سقف و ستون آن به شدت به بازسازی نیاز دارد.

موزه دریانوردی بوشهر و بدنه یک زیردریایی در محوطه باز آن
آب انبار قوام هم در لب آب به رستوران سنتی تبدیل شده و مزار سرتیپ انگلیسی نیز نمادی ضد استعماری از درگیری مردم این استان با انگلیس در جنوب ایران است.
ارگ رئیس، ساختمان زیبای دیگری در بوشهر به دفتر میراث تبدیل شده بود. اما کلیسای مسیحیان و جاهای دیدنی شهر که گردشگر پذیرند متاسفانه آبرومندانه بازسازی نشدهاند و شنیدم ناقوس کلیسا با شبیخون سوداگران به یغما رفته است. در دلوار، خانه رئیس علی دلواری به همت مردم یکرنگ دلوار و میراث فرهنگی پابرجاست. اما کاروانسرای بسیار زیبای دالکی در حال فروریزی است و برای مرمت آن کاری انجام ندادهاند.
ساختمان بسیار زیبای قاجاری "دژ برازجان" که در رژیم گذشته آقای مهندس بازرگان، آیت الله طالقانی و برخی از اعضای حزب توده و مبارزان پیشین در آن زندانی بودهاند، از دیدنیهای این شهر به صورت آبرومندانه در حال بازسازی بود که این کار مفید به همت مردم برازجان و میراث فرهنگی انجام می گیرد.
دژ قاجاری برازجان
پُلی بر سر راه تنگ ارم قرار دارد که هنوز پابرجاست ولی به بازسازی نیاز دارد چرا که در کنار جاده بوشهر به شیراز یکی از پلهای زیبای دیدنی است که استان بوشهر را بر روی رود دالکی به استان فارس پیوند زده است.
پُل تنگ ارم و نگارنده بر فراز آن
کاروانسرایی که تا یک دهه پیش در چند قدمی آن پل قرار داشت، از میان رفته است. قرار بود پل و کاروانسرا بازسازی شود ولی با آغاز به کار در نیمه راه آن را به حال خود رها کردهاند و آنچه انجام دادهاند ناشیانه و با اسلوب نبوده که این خود دردی بالای درد است.
با آمدن نوروز که استان بوشهر دارای بهترین آب و هوا میشود و عشایر به سوی آن کوچ میکنند و مسافران بیشماری از سراسر کشور دوست دارند شهرهای سرد خود را به سوی جایی چون بوشهر ترک کنند. برنامهریزی درست و حساب شده جذب گردشگر برای این استان بسیار ضروری است. متاسفانه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و شهرداری و شهرسازان با سر و روی زشت شهر، و با بازار ماهی بد ریخت و بدبو، و موشهای زمخت و سمچ نتوانسته اند بوشهر را میزبان خوبی برای گردشگران کشور کنند چون تسهیلات شهر پاسخگوی گردشگری نیست. برخی از مسئولان فقط توانسته اند گربه و سگ کشی را در بوشهر نهادینه کنند هر چند که می شود این حیوانات را اخته کرد تا تولههای ویلان در سطح شهر کم شود.
مسافران نوروزی در کنار دریا، کولی وار با کودکان خرد و درشت، و نبود امنیت و با ترس از وجود قداره بندهای ولگرد، شب را صبح می کنند و دستشویی و حمامهای عمومی پاکیزه در شهر نیست و از دستشویی های جابهجا شونده مثل اروپا نیز استفاده نمی شود. در حاشیه آب، برخی از جوانان بوشهری تا پاسی از شب قلیان میوهای مخلفاتدار می کشند و گویی بر مزار طبیعت و دریا به فاتحه نشستهاند. باید تعارف را کنار گذاشت و برای این جوانان سرگرمی مفید و تفریحات سالم خلق کرد. شهر بوشهر برای این که شهری برجسته و زیبا برای مرکزیت استان بوشهر باشد به تامین امنیت بیشتر از سوی نیروی انتظامی از یک سو، و از سویی کارهای اساسی و فنی از جمله بازسازی و نوآبادی آبرومندانه در امور شهر و استان نیاز دارد. منابع گازی مردم نجیب کشور دراین بندر پیر که ورزشگاهها، ساختمانها و خیابانها و شهرهای غیر خودی را در آن سوی آب آباد و فربه کرده، باید خودش را نیز آباد کند و نباید بیش از این پیش روی رقبای آن سوی آب سر افکنده شود.
عکسها از: داریو مزدا
سایت ایران نامه دکتر شاهین سپنتا. منبع اصفهان
http://drshahinsepanta.blogsky.com/1390/10/24/post-739/
سایت مصطفا دهقان (ایکاریوس). کارشناس ارشد و رئیس موسسه مترجمی زبان های خارجی .جزیره خارگ
http://www.icarius.blogfa.com/post-51.aspx
نیستان. دکتر الهه معروضی
پایگاه خبری خلیج فارس
http://www.pgnews.ir/showpage.aspx?id=39754
نقدی بر بازسازی و نگهداری آثار باستانی خوزستان
این نقد در سایت ها و نشریات گوناگون بازتاب داشته که لیست آن ها در زیر این نوشته خواهدآمد
دکتر محمود دهقانی
پس از آن که با گروهی از دوستداران دانشنامه "ایرانیکا" توانستیم از دکتر "خاویر آلبارز-مون" استاد باستانشناس دانشگاه سیدنی، برای سخنرانی در سالن دانشگاه دعوت کنیم، در مورد تاریخ ایلام که رشته تخصصی اوست سخنرانی مبسوطی با نمایش اسلاید و فیلم برگزار نمود. ایشان چند بار به ایران سفر کرده و مدتی را در خوزستان، ایذه و ممسنی برای پژوهش به سر برده است. پس از سخنرانی بر سر میز شام به من که راهی ایران بودم توصیهاش این شد تا از آثار باستانی خوزستان بهویژه معماری منحصربهفرد زیگورات چغازنبیل که رشته تخصصی او در باستانشناسی است بازدید کنم. تاکید و سخنرانی ایشان من را بیشتر به وسوسه انداخت و در تیرماه گرم تابستان، در هوای تبدار و شرجی به اهواز رسیدم. مشکل عمدهای که من در هنگام سفر به ایران شاهد آن بودهام، گرما و سرما نیست بلکه، نبود نظم و تاخیرهای حوصله سوز در امور هوایی و زمینی است و بر این باورم که تا این مهم به سرانجام نرسد امور گردشگری در ایران پایش لنگ است و ره به جایی نخواهد برد.
دکتر "خاویر آلبارز-مون" در لباس بختیاری
اهواز مرکز استان خوزستان با وجود رود کارون که از دل شهر میگذرد یکی از زیباترین شهرهای جنوبی ایران است که زیبایی خود را مدیون طبیعت بکر بوده و این امر ربطی به دانش دولتها و مسئولان شهری در گذشته و حال نداشته و ندارد. مسئولان امور به دلیل نداشتن آگاهی در امور شهر سازی، به ویژه در عصر الکترونیک از این واقعیت غافلاند که با هجوم روستاییان به اهواز و نداشتن برنامههای سنجیده و حساب شده در امور شهرسازی چهره این شهر عبوس و غمزده و رنجآور شده است.
چه در گذشته و چه در روزگار کنونی هر مسافری غروبهای دل انگیز اهواز، به ویژه در حاشیه رود کارون را به خاطر میآورد. اگر دولت آستین بالا زده و دستی بر سر و روی این شهر بکشد، اهواز با گذر کارون از دل دم کرده خود، از نظر زیبایی می تواند خواهر خون گرم اصفهان و زاینده رود بشود.
از سوی دیگر یکی از مشکلات عمدهای که نه تنها اهواز، بلکه همه شهرهای ایران در حال حاضر با آن دست به گریبانند تقلیدهای چشم و گوش بسته معماران و شهر سازان است. این موضوع بیشتر از هر چیز در امور ساختمانسازی به چشم میخورد. در امور پلسازی نیز در شهری مثل اهواز با وجود کارون و گستردگی بدون ملاحظه شهر و نیاز به پلهای جدید، این تقلیدها مشاهده میشوند.
باید به یاد داشت که سه رود کرخه، کارون و دز به جلگه خوزستان سرازیر هستند. از این رو این استان نیاز به پلهای بیشتری دارد. پلهای جدید در اهواز بیشتر تقلیدی چشم و گوش بسته از پل های شهرهای برخی از کشورهاست و نشانه این که معماران و شهرسازان خودی از وضعیت منطقهای و جغرافیایی غافلاند.
از شمایل ناتمام یکی از پلها در اهواز چنین پیدا بود که تقلیدی از پلی در سیدنی استرالیاست که "انزاک بریج" نامیده میشود. ولی واقعیت این است که با در نظر گرفتن آب و هوا از نظر مقاومت مطمئنا پل اهواز به پای "انزاک بریج" نخواهد رسید.
چمبره شاهراههای اطلاعاتی الکترونیکی و ماهوارهها در عصر کنونی، جهان را شبیه به یک دهکده کرده است. مسئولان شهر سازی و شهرداران ما، نا آشنا به امور شهر سازی مثل کبک سر در برف فرو بردهاند. بی خیال از آن که شاهکارهای مضحکشان بر سر بازار جهان در حال نمایش است و دیده میشود.
از طرف دیگر در خرمشهر، یکی از شهرهای این استان، نیز شاهد ساختمانی بودم که به تقلید از "اوپرا هاوس" سیدنی با قیافهای بسیار زشت و خندهآور ساخته شده بود و لابد شهردار وقت، آن را یکی از عجایب هفتگانه خرمشهر به ثبت رسانده تا از دولت مربوطه خود در پایتخت تشویق نامه بگیرد!
اشتباهات مسئولان در مورد شهرسازی و بازسازی شهرها در خوزستان به ویژه پس از پایان جنگ عراق با ایران، نابخشودنی است، چرا که پس از ویرانی خرمشهر نظارت محکم و علمی بر نوسازی شهرهای جنگزده استان خوزستان صورت نپذیرفت. خرمشهر و آبادان تا مدتی پس از جنگ از سکنه خالی بودند، با این وجود پیش از آن که شهروندان به شهر ویران شده خود برگردند، دولتها یکی پس از دیگری میتوانستند با کمک شهرسازان برجسته آبادان ویران را دوباره با اسلوب، آباد کنند. اما این کار را نکردند و با برای مثال سپردن مسئولیت احداث سیستم فاضلاب به نور چشمیهای ناشی و بیخبر از امور شهرسازی حدود سه بار عدهای آمدند و بودجه گرفتند و فرار کردند و فاضلاب شهر آبادان تا همین امروز هم دچار اشکال فنی و تخصصی است.
اگر در همان روزگار شهردار و شهرسازانی دلسوز و کارآمد بر سر کار گمارده بودند، شهر خرمشهر در نزدیکی آبادان را نیز یکی از زیباترین شهرها نه تنها در استان خوزستان و سراسر ایران، بلکه زیباترین شهر جهان میکردند.
خرمشهر با وجود طبیعت بکر خود، شایستگی زیبارویی داشته و دارد. ولی صد حیف که پس از خونینشهر شدن و تلاش خستگی ناپذیر فرزندان این خاک و زدودن رخت ماتم از اندام این عروس ماتم نشسته در آتش جنگ ابلهانه صدام، مسئولان ناشی نتوانستند روح و روان شهر را خرم کنند.
با این که سال ها جنگ پایان یافته اما هنوز چهره این شهر عبوس است. علم و تجربه ثابت کرده که شهرهای عبوس کودکان و شهروندانی غمزده و روان پریش به بار خواهد آورد. استان خوزستان که به مدت یک قرن بر روی طلای سیاه نشسته است، حال و روزش نباید این چنین باشد.
خوزستان از استانهای پرآوازه جنوب کشور، با پلهای کارون همراه با آثار باستانی هفتتپه و چغازنبیل، کاخ آپادانا و دژ تپه اگروپل و آثارهای منحصر به فرد در شهرهای شوشتر و دزفول، دارای جاذبههای گردشگری است. حال که دریای نفت رو به خشکیدن است و درآمد آن نتوانست به داد این استان برسد، حداقل بگذاریم صنعت گردشگری در آن رونق بگیرد. چرا که خوزستان در تاریخ و فرهنگ ایران نیز نامی برجسته دارد. نه تنها آرامگاه دانیال نبی در شوش، بلکه آثار به جا مانده از ایلامیها، هخامنشیها و سنگنبشتهها و آثار حیرتانگیز این استان همگی بازتاب دهنده فرهنگ و تاریخ ایران در آیینه جهان نمای نخستین فرهنگ تمدن بشری "میان رودان" (بین النهرین) است. ولی قبای ژنده روزگار، را باید به کجای این شب تیره آویخت که آثار باستانی خوزستان نیز همچون همه استانهای کشور از نگهداری و مرمت دلسوزانه و علمی برخوردار نبوده و متاسفانه پس از انقلاب مورد هجوم سوداگران تاراج دهنده یادگارهای تاریخی کشور بوده است.
سستی در نگهداری از آثار باستانی بسیار حساب شده است و مسئولان در برابر نابودکنندگان آثار باستانی این خاک، چشمپوشی میکنند. این واقعیت تلخ باعث شده تا دست سوداگران و دشمنان فرهنگ را برای هر تاراجی باز بگذارند. از نداشتن دوربینهای مدار بسته و دیوارهای سیمی اطراف آثار باستانی گرفته تا زنگزدگی تابلوهایی که سازمان میراث فرهنگی در سالهای نخست انقلاب نصب کرده و هم اکنون نوشته تابلوها پاک شدهاند و خوانا نیستند، گرفته تا ساعات کم اجازه ورود به بازدیدکنندگان که آنقدر ضعیف و اسفبار است که روح و روان بازدیدکننده این آثار در غمی جانکاه فرو میرود.
در کنار کیوسک نگهبانی در هوای دم کرده و پر شرجی دستگاه آب سردکن برای بازدید کنندگان نصب نیست. سطل آشغال آبرومندانهای برای پلاستیک شکلات و "پفک" کودکان وجود ندارد و با وزش باد، پلاستیکهای ویلان بر فراز آثار باستانی به پرواز در میآیند. فروشگاه کوچک آبرومندانهای در نزدیکی در ورودی نیست تا با عرضه محصولات فرهنگی از جمله عکس و سیدی، چکیدهای از تاریخ آثار باستانی برای بیننده مشتاق نمایش داده شود و بازدیدکننده را با بروشور آگاهی بدهند تا بداند پا به کجا گذاشته و از گذشته سرزمین خود آگاهی بیشتری داشته باشد.
چغازنبیل
گلنبشته چغازنبیل
نصب یک آب سرد کن و عرضه محصولات فرهنگی در ورودی چغازنبیل بسیار ضروری است چرا که پرستشگاه چغازنبیل یکی از آثار مهم باستانی است که در چهل و پنج کیلومتری شوش، دور از شهر و بازار قرار دارد. این اثر معماری که خود نادرترین شناسنامه معماری جهان است آیینه تاریخ معماری و تمدن چند هزار ساله است. پرستشگاه چغازنبیل در قلب شهر "دارنتاش" به دستور "اونتاش گال" پادشاه روزگار ایلام میانه در بین سالهای ۱۲۷۵ تا ۱۲۴۰ پیش از میلاد مسیح ساخته شده و در پیش از اسلام یک جایگاه نیایش نیاکان ما بوده که نه تنها در روزگار آشور بنی پال از نینوا سپاهیان او آن را مورد هجوم قرار دادند و ویران شد، بلکه در تیررس موشکهای صدام حسین نیز قرار داشته است. در روزگار کنونی و با پشت سر گذاشتن توفانهای تاریخی این بار نباید مورد بیمهری دولت های خودی در ایران قرار بگیرد.
حفاری و سر و سامان دادن به زیگورات چغازنبیل که از میراث جهانی است به عهده "رومن گریشمن" بوده که با همسرش "تانیا" سالها در ایران بودند. پرستشگاه باستانی چهارگوش چغازنبیل ویژه خدای "اینشو شینک" چند طبقه و ارتفاع آن در اصل ۵۰ متر بوده که در حال حاضر از آن فقط ۲۵ متر باقی مانده است. از نظر تزئینات معماری نیز نه تنها قدیمیترین کاشی دنیا در این جا به دست آمده بلکه دارای قدیمیترین تصفیهخانه آب بوده است. بر گل نبشته و آجرهای این پرستشگاه نوشته هایی به خط ایلامی کشف شده است.
از دیدنیهای برجسته دیگر در شوش، آرامگاه دانیال نبی است که نه تنها برای ایرانیان بلکه در باور پیروان ادیان ابراهیمی نیز دارای ارج و احترام است. از زیباییهای منحصر بهفرد معماری آرامگاه دانیال، گنبد چرخوکی (مخروطی) آن است.
دانیال نبی در شوش
شهر شوش که مقر ایلامیها و جایگاه فصلی هخامنشیان بود و روزگاری تمدن ایلام و میانرودان را بههم گره زده بود، در حال حاضر با وجود شهرداران و شهرسازان مبتدی و بیخبر از تاریخ، نمای یک روستای زهواردر رفته دارد که تمدن آن را فقط در کتابهای تاریخ باید خواند و نمای کنونی آن خسته و رنجور گویای عظمت دیرینه آن نیست.
بر فراز تپه مشرف به آرامگاه دانیال شوش، دژ زیبایی قرار دارد که به سبک دژهای ایرانی- اروپایی ساخته شده است. این دژ تا حدودی به گونه دژ سپهر سپهران در خرم آباد لرستان بوده که آن نیز در روزگار قاجار ساخته شده است. دژ شوش از ویرانههای به جا مانده تختگاه آپادانای داریوش، در سال ۱٨٩۷ میلادی توسط " ژاک د مورگان" سرپرست گروه باستانشناسی فرانسوی بر فراز تپه "اگروپل" ساخته شد. نقشه این دژ اقتباسی از قلعههای روزگار فئودالی سدههای میانی فرانسه است. یافتههای قابل ملاحظهای از کاوشهای گروه فرانسوی در آپادانا به اروپا منتقل و هم اکنون نیز در موزه "لوور" پاریس از آن ها نگهداری میشود.
دژ شوش
با این که دژ شوش همچون نگینی در چشم انداز شهر میدرخشد ولی به این ساختمان هم خوب رسیدگی نشده و در انبار آن گربههای ماده ویلان زایمان کردهاند. به درختان "گز" اطراف آن که به آب هم نیازی ندارند، اهمیت داده نشده و سقف و ناودان ها به مرمت و بازسازی فنی و مهندسی نیاز دارند. از سوی دیگر در بستر کاخ آپادانا نیز پرچینهای سیمی چون زنگ زدهاند، برخی از بازدیدکنندگان نا آگاه برای گرفتن عکس از روی آن میگذرند و بر گرده اسبهای سنگی دو سر، که صدمه دیده اند، میایستند و عکس میگیرند. نگهبانی نیز در آنجا نیست تا از این کار جلوگیری کند. هر چند که بوتههای "لگجی" ( کاپربری) سر سبزی به پیرامون داده است ولی حرس این بوتهها حداقل در کنار ستونها و ته ستونهای کاخ باید انجام بپذیرد. از سویی دوربینهای مداربسته بر فراز دژ شوش نیز میتوانند نگهبانان الکترونیکی خوبی برای پیگیری خطاها باشد.
سرستون سنگی کاخ آپادانا
ستون و پایه ستون کاخ آپادانا
آثار بیشماری در خوزستان از جمله گستره آبشارهای شوشتر، پل دیلمیان، تاق پیروزی ساسانی (تاق نصرت)، دژ داوود لور، گور هرمز ساسانی، آتشکدهها، بافت های تاریخی غار اشکفت سلمان و سنگ نبشتهها نیاز مبرم و فوری به نگهداری دلسوزانه دارند.
متاسفانه به هر جا پا گذاشتم بر سنگ و دیوارهای تاریخی یادبود نوشتهاند. باید در دبستانها و دبیرستانها به نوجوانان و جوانان یاد داده شود تا قدر آثار باستانی کشور خود را دانسته و بر سنگنگارهها یادبود ننویسند. در سایه آموزش نگهداری از آثار باستانی است که این برگهای زرین تاریخ ایران مخدوش نخواهند شد.
این نقد در سایت ها و نشریات زیر بازتاب داشته است:
ایران نامه دکتر شاهین سپنتا . اصفهان
http://drshahinsepanta.blogsky.com/1390/10/16/post-736
سخنگو انجمن تاریانا. خوزستان:
http://sokhango.blogfa.com/post-1002.aspx
سلام خوزستان:
http://khouzestan.blogsky.com/1390/10/20/post-5062/
سایت معماری مهندس محمد منفرد. تهران
http://www.memarbashi.blogsky.com/1390/10/25/post-772/
هفته نامه نسیم جنوب. بوشهر
معماری مدرن ایران و کمبود حافظه تاریخی!
| نقدی بر معماری مدرن ایران | |
|
این نقد در نشریات و سایت های گوناگون پژواک داشته که لیست آن در انتهای مطلب تقدیم می شود معماری مدرن ایران و کمبود حافظه تاریخی! دکتر محمود دهقانی
در قاموسها واژه معماری "آر شیتکتور" از دو کلمه یونانی "آرشی" به معنی بالا یا اعلا و "تکنوتیکی" به معنی مهارت و فن ساختمان است که در واقع معنی تمام و کمال واژه معماری یعنی (به معرض دید قرار دادن فن ساختمان).۱ آنچه که با ورود سبک مدرن اروپایی وارد ایران شد تهی از فن نبود و بهتر است گفته شود تهی از فن شد. معماری ایران بگفته "آرتور اوپهام پوپ" ادامه تاریخ سدهها و هزارههایی بود که روزگاری از سوریه و شمال هند تا مرز چین گرفته و از قفقاز تا زنجبار را تحت تاثیر خود داشت.۲ چرا که دارای فن دوران خود و برخوردار از هنر بود. اما این معماری در دهه های پایانی روزگار قاجار تا روزگار پهلوی الگو بردار نادرست معماری غرب شد. معماران قاجاری یکی دو دهه سعی در تلفیقی از معماری مدرن و سنتی نمودند، ولی چیزی نپایید که پس از آن ها در روزگار پهلوی ساختمان سازی و بازار بساز و بفروشی راه افتاد و آن هم بدون داشتن حتا یک مجله معماری در کشور و اطلاع رسانی به معماران این روند ادامه پیدا کرد تا جائی که سردر فرودگاه مهرآباد یعنی دروازه کشور بدون زمین لرزه خود به خود فرو ریخت و رسوایی بزرگی به وجود آورد. در گیر و دار ساختمانسازی و بساز و بفروشی سال ۱٩۷۰ میلادی و الگو برداری از ساختمانهای سبک غرب، مدیر یکی از مجلات معماری فرانسه که شناخت خوبی از معماری سنتی ایران داشت، آمده بود تا مطالبی پیرامون معماری مدرن ایران تهیه کند. از معماران و از جمله مهندس فروغی رئیس کنگره بینالمللی معماری ایران خواست چند مجله معماری به او معرفی کند تا او بتواند پژوهش خود را با مطالعه و بحث با سردبیران آن مجلات تکمیل و در مورد معماری مدرن ایران در مجله معماری خود در پاریس مطالبی بنویسد. وقتی به او پاسخ داده بودند که در ایران مجله ویژه معماری وجود ندارد انگشت به دهان در حضور امیر عباس هویدا نخست وزیر وقت که زبان فرانسوی را خوب میدانست پرسیده بود: پس معماران شما چطور می توانند بدون اطلاع از نظرات و عقاید دوستان معمارشان برای مردم ایران معماری کنند و شهر بسازند؟ ۳ به هر روی در روزگار کنونی که در چمبره الکترونیک و ماهوارهها جهان به دهکده ای شباهت پیدا کرده و در روند معماری و شهرسازی نیز شتابی درگرفته است، دسترسی به طرح و تصویر و مجلات بینالمللی معماری آسان و در یک چشم به هم زدن است. با این رویداد آغاز فصل نوین در ایران نیز هر چه باشد در شهرهای کشور نمایانگر صدای پای نهضت هنری و فنی مدرنی در گستره معماری غیر سنتی است و چون تاکنون کار عمدهای صورت نگرفته داوری آن بر عهده آیندگان خواهد ماند. از نکات دیگر، حلول روی ماه طراحان و مهندسان زن به میدان کارزار معماری در ایران نیز نوید بخش این آرزو است تا شاید با چربیدن احساس مسئولیت زنان بر مردان در کشور، سدی بر بدبختی های تاریخی شده و خانه ها بر سر ساکنان آن در کشوری که بر کمربند زمین لرزه قرار گرفته است فرو نریزند. وجود زنان در گستره معماری و شهرسازی حتا در زیبا سازی چهره شهرها نیز تاثیر خواهد گذاشت و تا چند دهه دیگر، کشور بطور فزاینده ای شاهد آن خواهد شد. با رویش ساختمان های بلند مرتبه در شهرهای ایران و مقایسه این طرح ها با طرح های گرداگرد جهان، تاثیرپذیری معماران و طراحان تحصیل کرده امروزی دانشگاههای ایران از کشورهای اروپایی و ساختمانهای کشورهای کوچک حاشیه خلیج فارس که با حراج نفت و بانک های پر پول توانسته اند زبده ترین طرح ها و معماران برجسته را به این ناحیه بکشانند بر روند ساختمان سازی در ایران مشاهده میشود. از این منظر طراحان شهری در ایران نباید از بافتهای سنتی غافل بمانند. اصولا بافتهای قدیمی شهرهاست که نام شهرها را پر آوازه میکنند. از سوی دیگر گسترش روابط سیاسی و بازرگانی ایران پس از انقلاب با کشورهای آسیایی نظیر ژاپن، چین، مالزی و سنگاپور نیز سلیقههایی به ایران آورده است. از این رو نگاه ایرانی همچون گذشته فقط به اروپا نیست بلکه تاثیر فرهنگ معماری مدرن در آسیا نیز که خود متاثر از معماری اروپایی شده، معماران ایرانی را وسوسه می کند. اگر در روزگار کهن ایوان، گنبد و ستون های ایرانی آوازهاش جهان را فراگرفت و طرح باغ و معماری آن بر کشور هند اثر گذار بود ولی امروز خود تحت تاثیر هنر و طرح های وارداتی معماری کشورهای کوچکی چون قطر و امارات است و با سفرهای طراحان ایرانی و دیدار از شهرهای دبی و دوحه و ابوظبی چشم به چشمی در گرفته است. اگر روزگاری بادگیرها به دلیل گرمی هوا بر فراز خانه ها در دیره و دبی همانند بوشهر و لنگه و دیگر شهرهای حاشیه این سوی خلیج فارس بود ولی امروز با وجود برق و کولر، در آن سوی خلیج فارس با هجوم معماران اروپائی و آمدن فرهنگ معماری و شهر سازی غرب به آنجا، همه آن نمادها از بین رفته و طرح های ساختمانهای بلند مرتبه خیابان "بن یاس" دیره در دبی بر سر شهر تهران که خود از پیروان نخست معماری اروپایی بود نیز سایه افکنده است. بنابراین اگر از چند دهه پیش شهرسازی و معماری ایران از اروپاییان پیروی می کرد، در حال حاضر آسیا و دیگر نقاط جهان بویژه حاشیه خلیج فارس نیز به آن افزوده است. با نکات بر شمرده شده هرچند سبک مدرن سراسر ایران را فرا خواهد گرفت ولی این دگرگونی به میمنت عصر الکترونیک و وجود دانشکده ها، معماری ایران را به ورطه نخواهد انداخت. اما واقعیت این است که معماری و شهر سازی از طعم و بوی سنتی فاصله خواهد گرفت و بیم آن میرود که ایران آینده چشم و گوش بسته شمایل خود را به سلیقه های وارداتی بسپارد. از آنجا که ایرانیان مقلدان خوبی در طرح ها بوده اند امید است سبک های جدید در حاشیه خلیج فارس که با مدرن ترین طرح های اروپایی پیاده میشوند، باعث شگفتی و تقلید چشم و گوش بسته نشود و بر سبک و سیاق فرهنگ اصیل ایرانی در این امور راه برنبندد. پر واضح است که معماری ایران یعنی آن چیزی که برپایه و اساس سنت و تاریخ بود بکلی از دهه های پیش از انقلاب بهمن از گردونه بیرون رفته است ولی در روزگار کنونی در گوشه و کنار، گاه رنگ و بوی نمای یک ساختمان با تلفیقی از مدرن و سنتی نیز دیده می شود. اما عصر الکترونیک آوردگاه خلق طرح های دل انگیز شده است. اگر ساروتقی وزیر و مسئول شهرسازی و امور ساختمان ها در روزگار صفوی کاخ "صفی آباد" را بر فراز تپه نگین شهر اشرف (بهشهر) کرد، نسل امروز معماران در چهل کیلومتری آن از تلفیقی از طرح ها ساختمان شهرداری ساری را به گونه یک تاج بر کاکل شهر گذاشته اند. اگر سی و سه پل اصفهان تا به امروز چشم جهانگردان را به خود میخکوب میکند، زیبایی چنگال عقرب بر پل جوادیه تهران نیز چشمها را نوازش میدهد. به هر روی سبکهای مدرن در ایران نیز طرفداران خود را پیدا کرده است. البته نه تنها در ایران بلکه در سایر کشورها نیز در بر همین لولا چرخیده و در خیلی از کشورها تاکید بر معماری مدرن بیشتر از پیش شده، تا جایی که در برخی از دانشکده ها هزینه پژوهش در مورد معماری سنتی به حداقل خود رسیده و نظرها معطوف معماری مدرن میباشد. هر چند معماری مدرن به کلی دارای فاصله عمیق با سبک و سیاق سنتی شده و طراحان شهری را غافل گیر و سردرگم نموده ولی میبایست طراحی بافت سنتی را نیز گرامی داشت چرا که نشانه فرهنگی ایران را داراست و در گذشته خوش درخشیده است. البته ساختمان های مذهبی در سراسر کشور با تزئینات و کاشیها شکل و شمایل سنتی دارند. در واقع چنین پیداست که معماری ساختمانهای مسکونی و اداری با ساختمانهای مذهبی در ایران هریک به موازات همدیگر راه خود را مستقل ادامه می دهند. در روزگار کنونی حرف نوآوری است و کسانی که خواهان این رویکرد هستند از دیگران در ایران و شاید بتوان گفت در سراسر جهان جلو افتاده اند. آنچه که در ایران باید به آن اهمیت داده شود، شالوده و پی مناسب است تا ساکنان ساختمان ها با زمین لرزه زیر آوار نروند. سبک و روال معماری در عصر الکترونیک راه خود را خواهد یافت و در دهکده جهانی فرهنگها و از جمله معماری و شهرسازی قاره به قاره، کشور به کشور، شهر به شهر و روستا به روستا بر هم اثر خواهند گذاشت. ولی تقلیدهای بدون مطالعه تاریخی عواقب وحشتناکی به بار خواهد آورد. در شهری مثل تبریز که به گواه تاریخ با زمین لرزه های وحشتناک روبرو بوده و "شاردن" جهانگرد و طلافروش فرانسوی نیز در سفرنامهاش از ویرانی آن نوشته است در حال حاضر بدون مطالعه تاریخی، سرتا پای "برج آذربایجان" دارای نمای شیشه ای است. این خطا به صورت فزاینده ای در همه شهرهای ایران دیده میشود. در شهرهای شمال، بویژه ساری نیز بیشتر نماهای بیرونی ساختمان های جدید شیشهای هستند. این موضوع در مرحله اول ناشیگری دولتها، مسئولان شهرداری و امور شهری را میرساند و در مرحله دوم گواهی از در غلتیدن طراحان و معماران در زرق و برق و نداشتن حافظه تاریخی است که دانشکدههای معماری در سراسر کشور نیز مسئول این خطا خواهند بود. بستن چشم بر رویدادها و نداشتن مطالعات تاریخی در مورد زمین لرزه و از سویی زدودن سنت و نکات زیبای فرهنگی در گستره شهرسازی و معماری چهره شهرها را هر چند بزک میکند اما دارای فرهنگ هنری ماندگار نیست. " فرهنگ آن چیزی است که میماند هنگامی که تتمه همه چیز فراموش شده باشد".۴ پی نوشت ها: ۱-سخنرانی "دکسیادیس" در دانشگاه آریزونا امریکا. دکتر اعتماد ۱٩۷۳ ۲-معماری ایران نوشته آرتور اوپهام پوپ. ص ٩ . نسخه انگلیسی. تایمز و هودسن. لندن ۱٩۶۵ ۳-نگاه کنید به هنر و معماری شماره ۲۵ – ۲۶ سال ششم. آذر – اسفند ۱۳۵۳ ۴-جمله از "ادوارد هریو" در مقاله ناصر بدیع "هنر و معماری کشورهای در حال صنعتی شدن". اسفند ۵۲ ص. ۳۱
|
این نقد در سایت ها و نشریات زیر بازتاب داشته است:
ایران نامه دکتر شاهین سپنتا اصفهان:
http://drshahinsepanta.blogsky.com/1390/08/27/post-712/
سایت معماری مهندس محمد منفرد تهران:
http://www.memarbashi.blogsky.com/1390/04/31/post-699/
هفته نامه نسیم جنوب بوشهر:
http://nasimjonoub.com/articles/article.asp?id=13377
معماری نوین. مهندس فرشته خلیلی:
http://fereshte2011.blogfa.com/post-3.aspx
ایران امروز:
http://www.mehremihan.ir/irantv/1672-memarimodern.html
شرکت چکادسازان سایبان-تیرچه چکاد. مهندس سید کریم صدیق
همسایگان و سه جزیره ایرانی در خلیج فارس
| یادداشتی از دکتر محمود دهقانی | |
|
این نوشته در سایت ها و هفته نامه های مختلفی بازتاب داشته که لیست آن ها در زیر نوشته تقدیم می شود همسایگان و سه جزیره ایرانی در خلیج فارس
اروپاییان برای مهیا کردن ترکیه برای عضویت در اتحادیه خود، با وجود عضویت ترکیه در ناتو و ایجاد سایت موشکهای امریکا در خاک این کشور، سیاستمداران ترک را به هر نوعی که دوست دارند به رقص واداشتهاند ولی در این میان با حقیقت سخت دیگر روبرو هستند و آن فرهنگ و مذهب ملت ترکیه است. مردم ترکیه بر عکس مردم همه کشورهای اروپایی ساختار فکری ناهمگونی با تمامی اروپا دارند، که اگر در روزگار کنونی موقعیت ترکیه برای اروپاییان ارزش منطقهای داشته باشد ولی شاید در دراز مدت تحمل داشتن عضوی مسلمان را در اتحادیه خود نداشته باشند. این شناخت بر اروپا در سدههای گذشته و در روزگار سرکشی امپراتوری عثمانی در تاریخ آنها به ثبت رسیده است. از سوی دیگر ترکها نیز به درستی از ناپایداری سیاست اروپاییان در قبال خود و به ویژه از اندیشه پافشاری اروپاییان بر تحریم ایران آگاهند. اما از هر سو که ترکها به این مسایل بنگرند، در این مورد شکی نیست که به خوبی توانستهاند با ایجاد بازرگانی با کشور همسایه، دستی بر سر و روی اوضاع اقتصادی خود کشیده و غیر مستقیم مزد خود را با بازی سیاسی مورد علاقه اروپا و امریکا با فشار تحریم بر ایران و به اجبار نیاز ایران به ترکیه دریافت کنند. به سخن دیگز، تحریم ایران به خوبی توانسته است به ترکیه سود برساند و حداقل تا این زمان آنها را روی پای خود نگه دارد. از این رو، سیاست ترکیه با ایران بر مبنای فرهنگ و کیش نیست، بلکه بر مبنای سود با پیدایش رویکرد تازه و روزنهای برای پیوند زدن خود به اتحادیه اروپاست. همچنین باید به یاد داشت که ایرانیان نیز از روزگار صفوی تجربیات خوبی از اندیشههای سیاسی همسایه خود دارند. شرایط جهانی به وجود آمده، رهبران کشورهای منطقه خاورمیانه را در کابوس و هول و هراس انداخته و تنها راه آسان فرار از چنگال دگرگونیهای شبیه به انقلابهای مصر و تونس را، راه اندازی و ادعاهایی نظیر جزایر سهگانه ایرانی میدانند. چرا که از یک سو امریکا و انگلیس را خوشحال میکنند و از سوی دیگر ملتهای خود را سرگرم کرده و با این ترفند که از آغاز تا به امروز نیز کاربرد تبلیغاتی داشته است، خواهان آن هستند تا بر گرده مردم خود سوار باشند. امریکا و اروپا نیز از اختلافات مرزی در میان کشورهای منطقه خاورمیانه استفادههای بهینهای تا به امروز بردهاند. چرا که جنگ ابلهانه هشت ساله صدام حداقل توانست برای یکی دو دهه بحران اقتصادی را از سر آنها دور کند. البته این اختلافات برگی برای چرخشهای سیاسی است و رهبران این کشورها نیز هر جا و هر زمان که نیاز بود به آن دامن میزنند. در این گیر و دار سردمداران این کشورها، تنها زمانی که اسم مردم ایران به میان میآید، دست به کار ادعاهای واهی میشوند ولی از اختلافات حقیقی عمیق مرزی خود با کشورهای دیگر خودداری میکنند. برای مثال قطر که این روزها امیر آن برای سرنگونی قذافی و کمک به اروپا و امریکا در منطقه به شدت دست و دلبازی راه انداخته، با عربستان سعودی از بدو پیدایش تا به امروز اختلاف مرزی دارد. از سوی دیگر عربستان نیز که در راس کشورهای شورای همکاری خلیج فارس دایه دلسوزتر از مادر برای امارات است، دو جزیرهاش در اشغال اسرائیل است ولی عربستان حتا جرات ادعای این را تا به امروز نداشته است. کویت با عراق ادعاهای مرزی دارند که در گذشته صدام کویت را استان هشتم عراق اعلام کرد. کشور ترکیه نیز که این روزها حسابی کاسه صبرش برای حقوق بشر در سوریه لبریز شده با سوریها ادعاهای مرزی دارند. دعوای مرزی سوریه با ترکیه بر سر مالکیت استان "حتای" از روزگاران پیش سابقهدار است. این ایالت در سال ۱۹۲۰ میلادی به کشور سوریه و در ۱۹۳۹ به کشور ترکیه واگذار گشت. اما بهتر است در انتهای این مطلب بسیار کوتاه و فشرده، به شورای همکاری خلیج فارس بپردازیم. عربستان که یکی از کشورهای بزرگ شورای همکاری خلیج فارس است دو جزیره به نام های جزیره "تیران" و جزیره دیگری به نام جزیره "صنافیر" که در ورودی تنگه تیران یعنی نقطهای که خلیج عقبه از دریای سرخ جدا میشود را در جنگ معروف شش روزه اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۶۷ میلادی و در روزگار حکمرانی ملک فیصل پادشاه وقت عربستان در اختیار ارتش مصر روزگار زمام داری جمال عبد الناصر قرار داد. هدف از آن کار این بود تا عبدالناصر از این دو جزیره که یکی ۸۰ کیلومتر و دیگری بالغ بر ۳۳ کیلومتر است در جنگ بر علیه اسرائیل استفاده کند. محمود عباس رئیس شورای خودگردان مطالبه آغازین به رسمیت شناختن فلسطین در سازمان ملل که اخیرا صحبت آن در رسانههای جهان بود را بر مبنای مرزهای همان سال ۱۹۶۷ یعنی سال شکست اعراب در برابر اسرائیل درخواست کرده است. پس از شکست کلیه کشورهای عربی و پیروزی اسرائیل در سال ۱۹۶۷ میلادی که دو جزیره "تیران" و "صنافیر" عربستان هم بر باد فنا رفت، بجز چند ماهی پس از جنگ دیگر تا به امروز در سازمان ملل و دادگاههای حقوقی جهان هیچگاه از این جزایر نامی به میان نیامده است. حتا اکثریت ملت های عرب و کشورهای حاشیه خلیج فارس نام این جزایر را نشنیدهاند. ولی همین مردمی که سردمداران نگذاشتهاند آن ها نام دو جزیره از دست رفته سعودی را بدانند، با تبلیغات دروغین آنها را به این باور واداشتهاند که جزایر سهگانه ایرانی را ملت ایران به زور تسخیر کرده است. البته ناکار آمدی تبلیغاتی و اشتباهات نابخشودنی دولتهای ایران را نیز در این کارزار نباید از نظر دور داشت. خلیج فارس در نقشه عربستان سعودی ( برای دیدن نقشه در اندازه بزرگتر روی آن کلیک کنید)
جزایر صنافیر و تیران این نوشته در این هفته نامه ها و سایت ها بازتاب داشته است ایران نامه دکتر شاهین سپنتا http://drshahinsepanta.blogsky.com/1390/07/25/post-696/ب هفته نامه نسیم جنوب http://www.nasimjonoub.com/articles/article.asp?id=13623 پایگاه خبرگزاری استان نیوز http://www.ostannews.com/showpage.aspx?id=2327&title سایت ملی مذهبی های ایران |
گزارشی از دژ سپهر سپهران و گردشگری در استان لرستان
این گزارش در روزنامه روزگار: http://roozegardaily.com/pdf/90-04-18/08.pdf
"ایران نامه" دکتر شاهین سپنتاhttp://drshahinsepanta.blogsky.com/1390/05/24/post-656/
وب سایت تاریخ تاتر. بابک دهقانی : http://tarikhtheater.blogfa.com/post-195.aspx
هفته نامه نسیم جنوب بوشهر:http://www.nasimjonoub.com/authors/?id=-2031953756
رادیوهای فارسی در سیدنی. هلند و امریکا بازتاب داشته است.
پیشکش به روان پاک ارتشی خویشاوند شادروان چنگیز طولابی که برای سفر به زادگاهش خرم آباد لرستان مشوق من بود و به تازگی در بندر بوشهر رخ در نقاب خاک کشیده است. دکتر محمود دهقانی
خرم آباد مرکز استان لرستان در جنوب غربی کشور در میان دره های زاگرس قرار گرفته و از این منظر از زیباترین مراکز استان های کشور است. لرستان با ساختمان های تاریخی و آثار باستانی با ارزش، یکی از مستندات برجسته فرهنگی ایران است. با وجود غار و اشکفت های فراوان و چشمه سارها و اشیاء بدست آمده در این ناحیه از کشور چنین پیداست که از هزاره ها پیش از میلاد مسیح محل سکونت انسان بوده است. با پیشرفت علم و تکنولوژی و همچنین پیدایش دانشکده ها و مراکز علمی در کشور به پژوهش های گسترده تر بدون آب و تاب نیاز است تا پرده بر نکات کشف نشده در این استان بردارد. از ریشه و دنباله آنچه مورخان و پژوهشگران ایرانی نگاشته اند و با اطلاعاتی که از پژوهش های اروپائیان از روزگار گذشته در مورد این ناحیه در دست است و با دعوت و برقراری رابطه های بین دانشگاه های ایران با کشورهای گوناگون نکات پوشیده باستانی بیشتر از پیش برملا می شوند. اما شوربختانه آنچه که می بایست به آن تجربیات تلخ تر از ذقنبوت نام نهاد این که در بازار شوم تاراج میراث های کشور دست به هر گونه کنکاش تا به امروز بجز پشیمانی و حسرت ملی چیزی به بار نیاورده است. گوئی سرنوشت چنین رقم خورده که ما باید اشیاء و لوحه ها و گل نبشته های تاریخی دودمان های گذشته این سرزمین را با ساز و کرنا از موزه های بیگانه به صورت موقت قرض کنیم.
هنگامی که از کرمانشاه با دوستی از میراث به خرم آباد آمدیم و با همراهی او به جاهای دیدنی و ساختمان های تاریخی و آثار باستانی سر زدیم، با استقبال خوبی از سوی مسئولان در قلعه فلک الافلاک " دژ سپهر سپهران" روبرو شدیم. نه تنها از موزه بلکه از آزمایشگاه آثار باستانی نیز بازدید کردیم. برای یک لحظه با خود فکر کردم مگر تمدن بشری در ایران چه زمانی آغاز شده است که این همه آثار باستانی از دل هزاره ها و سده ها در این کشور وجود دارد، آیا ما از آنچه که پیشینیان از خود بر جا گذاشته اند با نم دل نگهداری کرده ایم؟ آن هم از آثار گران بها در شهری که پژوهشگران بر سر چرخش نام آن از روزگاران کهن تا به امروز که خرم آباد نام دارد سردرگم ریشه یابی آن هستند و تمدن آن ریشه در هزاره ها دارد. شهری در کشور باستانی ایران که بقول باستانی پاریزی تاریخ این کشور "کامپیوتر را هم گیچ می کند".
آثار به جا مانده در سراسر استان لرستان ارزش و اهمیت ویژه ای دارند. لرستان جائی است که با تنوع فضای کوهستانی و جاذبه های گردشگری باید دولت ها بیش از پیش در آبادانی آن کوشا باشند. خرم آباد مرکزاستان با زیبائی و سابقه ژرف فرهنگی می تواند گردشگران و جهانگردان بیشتری را سالانه پذیرا شود. اما مثل همه جای ایران، در لرستان نیز به دلیل هرج و مرج درشیوه رانندگی، فرصت پیشرفت در صنعت گردشگری و جهانگردی به مرز دل خواه نیست.
قلعه فلک الافلاک یکی از ساختمان های منحصر بفرد خرم آباد از نظر هنر معماری زیبا و دارای اهمیت است. این قلعه بر تپه ای در قلب شهر، در کنار چشمه ای ساخته شده و در درازنای تاریخ با نام های گوناگون از جمله "دژ شاپور خواست" ، "دژ خرم آباد" و "دژ دوازده برج" نامیده شده است. اما نام فلک الافلاک میراث روزگار قاجار است که برای پالودگی این نام برخی از گذشته تا به امروز بر این باورند که "سپهر سپهران" برازنده آن است. با نام تاریخی "دژ شاپور" گفته می شود شالوده نخستین آن به روزگار شاپور اول ساسانی بر می گردد.
از آثار دیگر به جا مانده ساسانیان که در جاهای مختلف کشور به چشم می خورد، چنین پیداست که احتمالا بر فراز این تپه در خرم آباد نیز برج دیدبانی وجود داشته است، اما در روزگاران پس از آن ها پی در پی، نمای آن دگرگون شده است. به دلیل موقعیت و تسلط بر پیرامون در روزگار آل بویه و اتابکان و پس از آن در روزگار صفوی و قاجار دیدبانان از آن استفاده می کرده اند. در روزگار قاجار با دگرگون کردن و نوسازی سراسری و افزودن به ساختمان، اسطبل اسبان سران لشکری و همچنین توپخانه برای امنیت شهر نیز در این دژ جا داده شده است. وجود چاه و حوض و تسهیلات زندگی در این دژ نشان می دهد که در گذشته های دور محلی برای آسایش سران لشکری پادگان ارتش در لرستان بوده است. به هر روی نمای کنونی آن مدیون قاجاری هاست که آن را به سبک دژهای ایرانی-اروپائی ساخته اند. فلک الافلاک (سپهر سپهران) تا حدودی به گونه قلعه دیگر قاجار در شوش خوزستان است. قلعه قاجارشوش در کنار ویرانه های کاخ آپادانا داریوش در سال ۱٨٩۷ میلادی توسط " ژاک د مورگان" سرپرست هیات باستان شناسی فرانسوی بر فراز تپه "اگروپل" ساخته شد. نقشه قلعه شوش اقتباسی از قلعه های روزگار فئودالی سده های میانی فرانسه است.
فلک الافلاک (سپهر سپهران) پس از روزگار قاجار نیز کاربرد لشکری داشته و مدتی نیز زندانیان سیاسی را درآن نگهداری می کرده اند، تا آنکه سرانجام "وزارت فرهنگ و هنر" چند سال پیش از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ آن را به موزه تبدیل کرد. در روزگار کنونی نیز این دژ یکی از موزه های بسیار با ارزش تاریخ و سنن و مردم شناسی استان لرستان است و در چند سال پیش سازمان میراث فرهنگی دست به بازسازی آبرومندانه ای در این دژ زده است ولی به دلیل بازدید انبوه روزانه گردشگران این دژ زیبا و منحصر بفرد به نگهداری مبرم فنی و مهندسی بیشتر نیاز دارد.
آثار به جا مانده پیش از اسلام در آزمایشگاه موزه دژ سپهر سپهران را به جرات می توان گفت در هیچ جای دیگر ایران و حتا در موزه های جهان نمی توان یافت. تابوتی از جنس مفرغ کشف شده که استخوان بندی جسد سربازی در آن است و حکایت از اهمیت و سرگذشت این سامان در روزگار پیش از اسلام دارد. نتایج آزمایشات فنی حکایت از آن دارد که سرباز از ناحیه زانو شمشیر خورده و از پا درآمده است. با ارزش جنس تابوت می شود چنین گمان کرد که با اشیای بدست آمده در کنار تابوت، سرباز از پا درآمده یکی از فرماندهان و یا از شاهزاده گانی بوده که سرسختانه در برابر هجوم دشمن ایستادگی کرده است.
در بخش دیگری از موزه لباس های محلی و فرهنگ مردم، "فولکلور" لرستان از جمله جشن ها و تولید ماست ، دوغ، کره و قالی بافی و چادرهای صحرانشینی به نمایش گذاشته شده است. رنگ لباس زنان و مردان، هم گون با طبیعت، از رنگ های شاد و روشن حکایت می کند. از سوی دیگر با ردیابی فرهنگ و توده شناسی در این موزه می شود پی برد که این مردم در کنار آوازه رزم و سلحشوری خود ، دارای نشاط و ذوق هنری ژرف نیز بوده اند.
چنین پیداست که دامداری در لرستان از دیر باز همراه با زندگی صحرانشینی ادامه داشته است. با وجود دشت و دمن، در روزگار کنونی نیز بوی کباب در هنگام ناهار و شام در فضا می پیچد. کباب در لرستان و بویژه خرم آباد درست مثل "بابی کیو" درکشور استرالیا، نه تنها زبانزد مردم شهر بلکه زبانزد همه کسانی است که به این استان سفر کرده اند. پر آوازگی کباب خرم آباد نشان دهنده رونق دامداری و مرغداری در آن ناحیه می باشد. وجود درختان با سایه های مشت تابستانی بویژه در نقاط قدیمی تر شهر نیز بسیار زیبا و دیدنی است.
با همه این زیبائی ها و فرهنگ ژرف متاسفانه مسئولان دولتی به آثار باستانی پیش از اسلام اهمیت نداده اند و ذوق و سلیقه فنی در امور شهر سازی نادیده گرفته شده و در برخی نقاط بدلیل کمبود دانش زیباشناسی و ناشیگری مسئولان دولتی، زیبائی طبیعی شهر نیز از میان رفته است. در گذر از رویه نامناسب توسعه غیر مهندسی در نقاطی از شهر، برکه آب "گرداب سنگی" که یادگاری از روزگار کهن بوده و درست در قلب شهر قرار دارد و تا روزگار صفوی کاربرد بسیار ارزنده ای در آب رسانی با آسیاب ها به زمین های کشاورزی داشته، در حال حاضر تبدیل به آب و لجن مملو از زباله و قوطی و کیسه های پلاستیکی است. این برکه، خیلی راحت می تواند ناقل بیماری به سراسر خرم آباد شود. بوی تعفن در پیرامون آن به اندازه ای چندش آور بود که حکایت از لاشه حیوانات در آب برکه می کرد. هیچکس به این امور توجه ندارد و این برکه تاریخی و آن هم در قلب مرکز استان با بی مهری مواجه هست و آن را مرمت نکرده اند.
از سوی دیگر آثار باستانی، جائی برای تبلیغات شرکت های تولیدی شده و شهرداری با قدرت جلو این افراد خاطی را نگرفته است. بر روی برج یا مناری که گفته می شود در روزگاران گذشته کاربرد هدایت کاروان ها را داشته در حال حاضر با خط درشت تبلیغ تولید آشپزی کرده اند. درشتی تبلیغ نشان می دهد ساعت ها کار نوشتن آن ادامه داشته و تبلیغ کننده دلواپس قانون نبوده و ترس از تعقیب شهرداری و پلیس و سازمان های اجتماعی نیز نداشته است. از سوی دیگر این خود نشان می دهد که پلیس و شهرداری هم دلواپس این امور در شهر نبوده اند.
ساختمان ها و خانه های بد قواره و زشتی که در پیرامون آثار باستانی ساخته اند عقده های سر گشوده ای هستند که پیداست در همین سال های اخیر ساخته شده اند. کسی از این خطا کاران و تجاوزگران به تاریخ این خاک نپرسیده است از چه کسی و از کجا مجوز تجاوز به تاریخ این مملکت را گرفته اند که که با این کار روی مغول ، تاتار و اعراب را هم سفید کرده است.
در گوشه دیگر شهر سنگ نبشته ای با خط کوفی وجود دارد که در چمبره تابلوها و نئون های ساختمان های نو ساز نه تنها نمای تاریخی و باستانی از آن گرفته شده، بلکه بازدیده کننده را به این فکر وا می دارد که شاید این سنگ نبشته یک بدل ساختگی متعلق به پنج شش سال پیش است. مسئولان به دلیل ناشیگری از این نکات ظریف در خرم آباد غافل مانده اند و تاوان این غفلت ها در امور شهر سازی را مردم ایران و تاریخ این سرزمین پرداخت می کند.
از آثار باستانی دیگر در خرم آباد، پل شکسته "شاپوری" بازمانده از روزگار ساسانیان می باشد که در روزگاران پس از آن ها بازسازی شده است. در روزگار کنونی نیز ناشیانه اقدام به بازسازی آن کرده اند ولی در نیمه راه به حال خود رها شده است. این پل با مرمت و مهندسی دلسوزانه می تواند سرپا بماند و به گونه سی و سه پل اصفهان، پل "شاپوری" خرم آباد نیز مازه اش را همچون اژدهای خفته پیشکش آمد و شد رهگذران در این گوشه کشور کند و از سوئی برگی از تاریخ دیر پای سرزمین ایران بوده و برای گردشگران و جهانگردان عکس های آن ارمغان سفر شود.
فلک الافلاک یا دژ سپهر سپهران
موزه مردم شناسی فلک الافلاک
میل خرم آباد
تابوت مفرغی - موزه فلک الافلاک
گرداب سنگی
پلشکسته خرم آباد
سنگ نبشته کوفی
عکس ها از: داریو مزدا
پیشرفت جهانگردی و گردشگری در استرالیا
پیشرفت جهانگردی و گردشگری در استرالیا
دکتر محمود دهقانی
هنگامی که دریانورد اسپانیائی به سوی فلیپین مستعمره اسپانیا از حاشیه سرسبز استرالیا می گذشت هیچوقت فکر نمی کرد که این شبهه قاره روزی جهانگردان جهان را به سوی خود بکشاند. هر چند ناخدای اسپانیائی برای ماندن در این شبهه قاره وسوسه شد ولی چون اینجا آوازه ای نداشت بادبان برکشید و سکان به سوی سرزمین فلیپین چرخاند و به راه خود ادامه داد. پس از آن هلندی ها نیز در ۱۶۰۶ میلادی برابر با ۱۰۱۵ هجری، درست همزمان با روزگاری که شاه عباس اول صفوی در گیر با قزلباشان خودی از یک سو و از سوئی در تدارک بیرون راندن پرتقالی ها از جزایر هرمز و قشم در خلیج فارس بود، هلندی ها درپی سرزمین هائی در اقیانوسیه بودند. دیری نپائید که قدرت بریتانیا چربید و با ضعف هلندی ها که پیش از آن "نیوزیلند" (زلاند نو) و مناطقی در استرالیا را "نیوهلند" (هلند نو) نام نهاده بودند، به سر آمد و بریتانیا برنده رقابت شد. پس از استیلای سفید پوستان بر استرالیا و تبعید تبهکاران سیاسی از طرف دولت بریتانیا به این سرزمین، در حق سیاهپوستان بومی "ابوریجینال" که امروز آوازه هنر آن ها باعث پیشرفت صنعت جهانگردی است، بی عدالتی شد. از جمله آن بی عدالتی ها ربودن کودکان "ابوریجینال" از دامان مادران بود که به "نسل دزدیده شده" معروف است و پس از دو سده آقای "کیون راد" وزیر امور خارجه کنونی که دو سال پیش نخست وزیر بود از بومی ها در سیزدهم فوریه ۲۰۰٩ میلادی، در پارلمان استرالیا عذر خواهی کرد تا شاید مرهمی بر زخم صاحبان اصلی این سرزمین باشد که دویست سال ترکه بی رحمی و تبعیض نژادی را متحمل شده اند. بومی هائی که همیشه مد نظر جهانگردان و هنرمندان جهان بوده اند در حال حاضر نیز هنر استرالیا را به جهانیان عرضه می کنند و این خود باعث رونق گردشگری و جهانگردی در این کشور پهناور شده است.
استرالیا جزو کشورهای همسود "مشترک المنافع" است. آب و هوائی متغییر دارد و در همه فصل ها در نقاطی از آن باران می بارد. از این رو دارای کرانه های همیشه سبز است. در تابستان نیز با گرمی هوا، جنگل هایش چندین بار دستخوش آتش سوزی های مهیب شده اند. از سوی دیگر در وسط خود کویری خشک و لم یزرع دارد. اما با وصف آن به دلیل مدیریت درست، نه تنها در کشاورزی و دامپروری و علوم و فنون در رده کشورهای نخست جهان است بلکه با صنعت پیشرفته جهانگردی و ایجاد دانشکده هائی برای این امور توانسته جهانگردان و دانشجویان بی شماری را از چهار گوشه جهان به اینجا بکشاند. اگر روزگاری اعراب پول دار خاورمیانه برای گردش به کشورهای اروپائی و انگلستان می رفتند و اروپائیان نیز استرالیا را کشوری دورافتاده می پنداشتند، امروز با درایت مردم استرالیا، جهانگردان صف می بندند و برای دیدن استرالیا، از سفارت خانه های این کشور درخواست روادید می کنند. آوازه زندگی و نظم این مردم حتا باعث شده برخی از شیوخ پول داری که روزگاری در شهر شیراز و شمال ایران خانه های تابستانی می خریدند، از راهی دور به استرالیا بیایند که چندی پیش شیخ مکتوم حاکم پیشین دوبی و سخنگوی دولت امارات در خانه اش در استان "کوینزلند" استرالیا چشم بر جهان فرو بست.
هرچند صاحبان اصلی استرالیا، سیاه پوستان بومی ، از سوی سفید پوستان اروپائی به کناری رانده شدند ولی پا پس نکشیدند و شعار سیاسی اشان این است که : "این استرالیای سفید تاریخ سیاهی دارد". هنر این مردم آبرو و افتخار استرالیائی ها از همه رنگ و نژاد است و ثابت شده صنعت گردشگری این کشور بدون فرهنگ سیاهان بومی در میان مردم جهان جذابیتی ندارد. همان گونه که اسپانیائی ها از هنر رقص و موسیقی کولی ها "خیتانو" در آمد سرشاری از صنعت جهانگردی در اروپا کسب می کنند، استرالیائی ها نیز از هنر موسیقی و نقاشی بومی ها، چشم جهانگردان و گالری های جهان را به سوی خود میخکوب کرده اند. جهانگردانی که به استرالیا می آیند بیشترخواهان دیدن بومی ها و هنر این مردم هستند.صنعت گردشگری استرالیا توانسته است سالانه با تولید "بومه رنگ" تزئینی، تکه تخته کمانی شکل نقاشی شده ای، که بومی ها با پرتاب آن مسیر گله و رمه را تغییر می دهند، با فروش به جهانگردان ملیون ها دلار به خزانه واریز کند. در خانه های برخی هنرمندان و سیاستمداران در جهان تابلو نقاشی بومی های استرالیا نصب است. چه برای همدردی با آلام تاریخی این انسان های هنرمند و چه هنر زیبای نقاشی "دات" (نقطه چینی) ، تابلوهایشان خریدار دارد و دولت نیز دیدنی های هنری و طبیعی کشور را در رسانه های جهان برجسته می کند. بنابراین نه تنها در درون با برقراری نظم، جهانگرد ترغیب و استرالیا را پرآوازه می کنند، بلکه در برون مرز نیز تبیلیغات سفارت خانه ها پشتوانه ای برای صنعت جهانگردی است.
مسئولان صنعت گردشگری در سایه نظم امور مسافرت هوائی ، دریائی ، زمینی بویژه قوانین رانندگی ، این صنعت را پیشرفته کرده اند. با کوچکترین تصادف، رسانه ها مسئولان را آنچنان می پیچند که گاه مجبور به استعفا شده اند. برای نمونه یک هواپیما از هواپیمائی ملی استرالیا "کوانتاس" از روز پیدایش این شرکت تاکنون سرنگون نشده. این موضوع صف خرید بلیط از شرکت هواپیمائی استرالیا را بیشتر کرده است. در چند نوبت که هواپیمائی دچار نقص فنی شده حتا بدون آنکه خونی از بینی مسافر بریزد خبرنگاران با نیش زبان، مسئولان را به گریه انداخته اند. دولت استرالیا سدی بر پرسش نیشدار خبرنگاران ندارد و جرات آن را هم نمی کند که با رسانه ها کج تا کند. البته خبرنگاران نیز صادقانه برای پیشرفت اجتماع و زندگی مردم خود در تلاشند. با این کار مسئولیت پذیری را ریشه دار، و به امور گردشگری در این کشور پهناور کمک می کنند. اگر در حرکت قطارهای شهر "مترو" اشکالی رخ دهد مسئولان بی درنگ، اتوبس های اجاره ای به همه ایستگاه ها می فرستند تا مسافر و گردشگر از کار و گردش خود بازنماند و در آن مرحله طبق قانون از مسافران پول بلیط درخواست نمی شود.
استرالیائی ها از دیر باز به دلیل پهناوری خاک در امور حمل و نقل تجربه های خوبی دارند. با ورود کاپیتان "جیمز کوک" و همراهانش به این شبهه قاره شالوده نوینی از فرهنگ و قوانین اروپائی بر استرالیا با مساحت ۷ ملیون و ۶٨۶٨۵۰ کیلومتر مربع، یعنی بیش از چهار برابر خاک ایران، برقرار کردند و تا آغاز سده بیستم انگلستان بر این شبهه قاره حاکم بود. پس از استقلال، مردم استرالیا دریافتند حمل و نقل با اسب و خر و قاطر کار آسانی نیست و این حیوانات در مسافرت های دور و دراز از فرط تشنگی هلاک می شوند. تنها چاره استفاده از شتر شد که تا حدود چهار روز می تواند بدون آب دوام بیاورد و با خار و خاشاک کویر قانع است. کاروان های شتر وسیله سفر، دید و بازدید و گردشگری سده های گذشته بود. در سال ١٨۶٠ میلادی برای رفع نیاز استان ویکتوریا ٢۴ نفر شتر از افغانستان به استرالیا آورده شد. همراه با شترها سه نفر ساربان افغانی نیز به استرالیا آوردند. از این رو پس از اروپائی ها دومین قومی که پا به خاک استرالیا گذاشت افغان ها بودند. حدود پنج سال پس از ورود ساربانان افغانی "توماس الدر" در استرالیای جنوبی اقدام به واردات ١٢۴نفر شتر افغانی دیگر کرد. همراه با شترها ٣١ ساربان کارکشته افغانی دیگر نیز به استرالیا آورده شد و چیزی نپائید که با رونق بازار داد و ستد، مسافرت، دید و بازدید بین شهرها، تعداد بیشتری شتر و ساربان به استرالیا وارد شد. با ظهور شهر و شهرک های جدید حدود ٣٠٠٠ ساربان افغانی امور حمل و نقل تجاری و سفر به استان های "نیو ساوت ویلز" و "کوینزلند" و استرالیای جنوبی و مرکزی را در دست داشتند.
با پیشرفت حمل و نقل و راه افتادن قطار و اتومبیل و جا به جائی مسافر و گردشگر، بازار شتربانان کساد شد. ساربانان افغان با اشتغال در راه آهن و کارهای دیگر شترهای بسیاری را در کویر های مرکزی و غربی استرالیا رها کردند. هم اکنون تنها یادگاری افغان ها، وجود بیش از صد هزار نفر شتر غیر اهلی در کویر های استرالیاست که از نسل همان شترهای رها شده روزگاری است که راه آهن پا گرفت. از سوی دیگر هم اکنون مسئولان خوش فکرصنعت گردشگری استرالیا از شتر برای تفریح گردشگران استفاده و درآمد خوبی از سیاحت در کویر به دست آورده اند و همیشه بر دولت فدرال برای حمایت بیشتر فشار می آورند.
نا گفته نماند به دلیل قرار داشتن استرالیا در آغوش اقیانوس ها بویژه اقیانوس آرام و اقیانوس هند، اکثر شهرها ساحلی اند و شهروندان با کشتی نیز سفر می کرده اند. چون استرالیا راه به خشکی ندارد مسافرت دریائی به این کشور سابقه اش دیرینه است. خیلی از دانشمندان، نویسندگان، هنرمندان و شعرای برجسته اواخر سده نوزدهم و اوایل سده بیستم جهان با کشتی به دیدن این سرزمین آمده اند. هم اکنون استرالیا با جمعیتی نزدیک به ۲۲ ملیون، از شش ایالت و دو قلمرو، تشکیل و از میان شهرهای مهم سیدنی با نزدیک به ۵ ملیون پر جمعیت ترین است. شهرهای ملبورن، پرت، بریسبان، آدلاید و داروین از شهرهای مشهور اند. پایتخت استرالیا "کنبرا" یکی از شهرهای بسیار کوچک است که جهانگردان شهرهای پرجمعیت جهان، با ورود به آن شب بدون سر و صدا راحت سر بر بالین می گزارند. جزایر کریسمس، آشمور، کوکوس، مکدونالد، مک کواری، کورال سی، و نورفولک از جزایر معروف استرالیا هستند. از حیوانات بومی "کنگورو" ، "کوالا" و "پاسم" از جمله حیوانات مورد توجه گردشگران و جهانگردان است که این خود درآمد سرشاری به خزانه واریز می کند. از سوی دیگر پرندگان کمیابی نیزوجود دارند که نمونه آن در جاهای دیگر دنیا نیست. درختان استرالیا تنومند بوده و بوته ها رشد فزاینده ای دارند. این ها همه نظر جهانگردان را به خود جلب می کنند. در این کشور نه تنها مردم بلکه برخی از درختان و پرندگان نیز مهاجرند و از نقاط دیگر جهان آورده شده اند. با وجود مناظر طبیعی و درختان و حیوانات بومی، مردم استرالیا احترام ویژه ای برای محیط زیست قائلند و سازمان ها بشدت از حیوانات، درختان، و ساحل و آبزیان مواظبت می کنند. این خود توانسته است جهانگردان را به این کشور بیشتر جذب کند.
استان "نیو ساوت ویلز" و مرکز آن سیدنی آب و هوائی متنوع دارد و در چمبره آب با ساختار دل انگیز خود، دروازه نخست ورود جهانگردان است. شهر سیدنی برای گردشگران دیگر استان ها و جهانگردان خارجی جذابیت دارد چرا که جاهای دیدنی آن "دارلینگ هاربر"، برج سیدنی، که همانند برج میلاد تهران است ، "اکواریوم سیدنی" که مملو از آبزیان بی نظیر است مورد توجه گردشگران هستند. باغ وحش "تارونگا"، موزه دریانوردی، موزه "پاور هوس"، گالری "نیو ساوت ویلز" نیز بازدید کنندگان فراوانی دارند. منطقه "بلو مانتن" (کوه آبی رنگ)، شهرهای "ولونگونگ" و "نیو کاستل" جاهای دیدنی پیرامون سیدنی می باشند. محله های جهانگرد پسند درون شهر یکی ساحل محله "باندی"، "ماروبرا"، "کلوولی" "کوجی" برونتی و"پالم بیچ" و محله های بی شمار دیگر است. نام برخی محله ها از واژه های زبان غیر انگلیسی سیاهان بومی است. پس ازسیدنی، شهرملبورن مرکز استان "ویکتوریا" نیز با ساختار معماری اروپائی، با آب و هوای متغییر، گاه شاهد هر چهار فصل در روز است و دومین شهر پر جمعیت به حساب می آید. هرچند شهرهای دیگر و از جمله "آلس اسپرینگ" در تبلیغات کویری مورد توجه جهانگردان است ولی سواحل گرم و مرطوب "گلد کاست"، "سن شاین" و "کارن" در استان "کوینزلند" نیز از جاهای دل پذیر گردشگری است. از جاهای زیبای دیگر، "تاسمانیا" در دریای تاسمان با مرکز خود "هوبارت" نیز مورد پسند جهانگردان است.
یکی از ساختمان های بسیار زیبائی که سالانه بازدید کنندگان بی شمار دارد، "اوپرا هوس" سیدنی است. گرداگرد این ساختمان شاعرانه را آب فرا گرفته و روزانه شمار بسیاری کشتی غول پیکر و کوچک مسافربری از کنار آن می گذرند. این بنا که همچون شقایقی بر لب آب سر برون آورده ، روبری پل پولادی "هاربار بریج" قرار دارد و به زیبائی های طبیعی پیرامون خود کرشمه می دهد. روبروی این ساختمان، طبیعی ترین بوستان جهان با پرندگان کم یاب اقیانوسیه، و با آوازهای غریب خود، بویژه در غروب نارنجی رنگ آفتاب، هر تازه واردی به شهر سیدنی را مجذوب آوازهای خود می کنند. طرح معماری و شهر سازی در این نقطه ی شهر حساب شده بوده، به گونه ای که چشم انداز طبیعی شهر زیبا و بکر باقی مانده است. با فرا رسیدن جشن زاد روز عیسا مسیح که هم زمان با برف و کولاک در اروپا ست و آن قاره در نیمکره شمالی زیر لحاف سفید برف فرو می رود، استرالیا در نیمکره جنوبی رخت از تن به در کرده و بارویش سبز برگ ها، در فصل تابستان است. گرمی هوا در روزهای جشن زاد روز مسیح وهجوم مردم به دریا و برنزه شدن پوست، جمع کثیری جهانگرد زن و مرد اروپائی را به استرالیا می کشاند. شهرداری بر فراز پل "هاربار بریچ"، با نصب فشفشه های رنگی هرساله جشن زاد روز عیسا مسیح را بر گزار و با این ابتکار پول کلانی برای آبادانی شهر پارو می کند. تهیه جا و صرف شام در برخی از رستوران های گران قیمت این منطقه ، بویژه در "اوپرا هاوس"، که می شود از نزدیک فشفشه های نورانی را مشاهده کرد، به قیمت هائی از چهار صد دولار، تا یک هزار و هشتصد دولار می رسد. یعنی رقمی بیش از دو ملیون تومان برای یک شام، آن هم به یاد مسیحی که خود و حواریونش در شام آخر لئوناردو داوینچی فقط قطعه ای نان و جامی شراب در سفره دارند.
از طرف دیگر دختران دم بخت سیدنی هم با نامزد هایشان و لباس های سفید عروسی که به یک سنت تبدیل شده، پای همین پل می آیند و عکس می گیرند و شادی می کنند. این جوانان با یک تیر دونشانه می زنند. یکی آنکه گفته می شود کاپیتان "جیمزکوک" چهره ی ملی سفید پوستان انگلیسی استرالیا در بدو ورود آنجا پیاده شده و دیگری شاید نوعروسان و تازه دامادان، استقامت و پایداری این پل پولادی را در نظر دارند که روزانه ملیون ها شهر وند از روی آن می گذرد. شرکت های مواد غذائی نیز در روز ورود کاپیتان "کوک" که روز استرالیا نامگذاری شده به رایگان تولیدات خود را در میان مردم برای تبلیغ پخش می کنند.
ساختمان بازار ملکه ویکتوریا، پست مرکزی، تالار شهر و چند کلیسای سبک "گوتیک" ، موزه هنر، کتابخانه مرکزی، موزه ملی، مرکز استانداری و بوستان های با شکوه دیگری نیز در این محدوده نزدیک به "اوپرا هوس" قرار دارند. ایستگاه "سرکولارکی" پر رفت و آمد ترین ایستگاه قطار، شناورها و اتوبوس های شهر نیز برای رفت و آمد به دیگر مناطق شهر از آنجا می گذرند. ساختمان زیبا ی "اوپرا هاوس" را معمار دانمارکی "یورن اتزون" طراحی کرد. نزدیک به چهار دهه پیش استاندار وقت استان "نیو ساوت ویلز" در مرکز شهر سیدنی برای جلب گردشگران، جهانگردان و برای اجرای کنسرت، "اوپرا" و همه ی لازمه های مرکز هنری و فرهنگسرا، دستور طرح "اوپرا هاوس" را صادر کرد. "یورن اتزون" برنده طرح شد و شروع به کار نمود. درست در انتهای کار، میان این هنرمند معمار و آقای "داویس هاگز" وزیر امور اجتماعی بر سر بودجه طرح، درگیری پیدا شد. ساختمان "اوپرا هاوس"با پوسته زیبای حلزونی بام خود، در ۱٩۷۳میلادی یعنی سی و هشت سال پیش به پایان رسید ولی "یورن اتزون" آزرده دل سیدنی را به سوی شهر مایورکا در اسپانیا برای ادامه زندگی ترک کرد. "یورن" در ۲٩ نوامبر ۲۰۰٨ در سن ٩۰سالگی در کپنهاگن چشم بر جهان فرو بست ولی نام او بر کاکل تاریخ "اوپرا هاوس" سیدنی در یاد و خاطر گردشگران و جهانگردان تا همیشه جاودان خواهد بود. زیبائی "اوپرا هاوس" آنچنان آوازه ا ی به خود گرفته که در یونسکوصحبت از ثبت آن به عنوان یکی از عجایب هنر معماری دنیا می شود و این نیز اقبالی دیگربرای صنعت جهانگردی و گردشگری استرالیا ست.
آثار باستانی کرمانشاه و گردشگری در دیار پهلوانان
|
گزارشی از سفر به کرمانشاه
|
|
|
آثار باستانی کرمانشاه و گردشگری در دیار پهلوانان دکتر محمود دهقانی
در سفر اخیر به قصد دیدن آثار باستانی و ساختمانهای تاریخی روزگار صفوی در ایران، از مادرید شهر توریستی اروپا به دبی شهر آسمانخراشها و ساختمانهای مدرن پر جاذبه امروزی که روزانه پذیرای مسافران ایرانی تشنه خوشگذرانی است، وارد شدم. پرواز از اروپا با هواپیمایی "امارات" بود. شرکتی که در غیبت هواپیمایی ایران توانسته است مسافران ایرانی را در سراسر جهان جابجا کند. آنها برای جلب مسافر ایرانی در پرواز خود غذاهای متنوع ایرانی از جمله قورمه سبزی و چلوکباب همراه با شراب سرخ شیراز تولید استرالیا به مسافران ایرانی میدهند و بر صفحه تلویزیونی نقشه مسیر پرواز هم فقط از واژه خلیج اکتفا کرده تا به ذوق ایرانیان میهن دوست کمتر بر بخورد. در فرودگاه کرمانشاه با استقبال گرمی که تا ابد خاطره خوش آن در یاد خواهد ماند روبرو شدم. بار بنه را زمین گذاشتم و پس از نوشیدن چای و خوش آمدگویی دوستان، پیش از آنکه چتر شب باز شود و تاریکی فرا رسد، طبق عادت دیرینه بی قرار دیدن شهر، به گشت و گذار پرداختم. در کرمانشاه رستورانیهایی با چشم انداز زیبا قرار داشتند که با نیمکتهایی که در زیر درختان بر آنها قالی خوش رنگ ایرانی فرش بود، نشان می داد زندگی و تفریح در رگ شهر جریان دارد. طبق برنامه از پیش تعیین شده دوستان، دیدار ما از آثار باستانی و ساختمانهای تاریخی کرمانشاه آغاز شد. وقتی به تاقبُستان رسیدیم تا دقایقی چند به آن خیره بودم. مجموعهای که همچون مشعلی با سنگ نبشتهها و سنگ نگارهها، تاجگذاریها و رویدادهای تاریخی این سرزمین کهنسال را در تاریکی سدهها و هزارهها روشن کرده و از کارهای ابلهانه شاهان قاجار و حکاکی چهره آنها در آنجا نیز پرده برمیدارد. تاق بستان گویاتر از کتاب و اینترنت، سرگذشتهای تاریخی را به صورت عینی برای فرزندان این روزگار و روزگاران آینده ایران بازگو میکند و با داشتن چشمه کوه از دیر باز گردشگاه دلپذیر کرمانشاهیها بوده است. هر چند دیدار از تاق بستان بیش از سه ساعت و نیم بود، ولی دل بر نمیکندم و آرزو داشتم تا مدتها در آنجا بمانم. به جرات میتوان گفت که اگر با دقت و بدون بغض و تعصب و ترجیح ندادن آثاری بر آثار دیگر در گستره گردشگری، به امور و نگهداری ساختمانهای تاریخی و آثار باستانی کرمانشاه صمیمانه توجه شود، میتواند سرچشمه درآمد کلانی، نه تنها برای ساکنان آن استان بلکه برای کشور نیز باشد. با جذب گردشگر داخلی و جهانگردان خارجی بهخوبی میشود تمامی ساختمانها را زیبا و سرپا نگاه داشت و دست شهرهای مدرنی مثل دبی را در صنعت گردشگری، از پشت بست و از پارو کردن پول ایرانیان بهوسیله شرکتهای گردشگری رقیبان جلوگیری نمود. در محدوده تاقبستان، درخت کهنسال چناری که عمری ۶۰۰ ساله دارد نظر هر تازه واردی را به خود جلب میکند. نه تنها سرسبزی درختان و زیبایی ساختمانهای تاریخی و آثار باستانی بلکه خوی و منش فرهنگی مردم کرمانشاه نیز گردشگر پذیر است. آنچه در روزگار جوانی از طریق یکی از دوستان همکلاسی دوران تحصیل در مدرسه ایرانیان دبی، در وصف کرمانشاه و مردم صمیمی با خوی پهلوانی آنها شنیده بودم، در نظرم بیجا نبود. شهر کرمانشاه زیبایی خود را به طبیعت دلنشین، کوهستان دالاهو، تاریخ، فرهنگ و مردم خوب خود مدیون است. ولی متاسفانه سازمانهای گردشگری و فرهنگی در کرمانشاه بهدرستی نتوانستهاند حتا گردشگر داخلی را نیز به سوی کرمانشاه جذب کنند و این یک اشکال فنی بزرگ در برنامه ریزی و ناکارآمدی مسئولان این تخصص است. با دگرگونیهای سنجیده مهندسی در پیرامون تاقبستان بدون آن که خدشهای بر نمای تاریخی وارد آید، میشود بر امور درختکاری و تزئینات باغ افزود. باید از کیوسکهای زشت و بد قواره تا آنجا که ممکن است در نزدیک به تاق خودداری نمود. برای جلوگیری از آمد و شد کودکان و بزرگسالان بازدید کننده، در زیر تاق نرده آهنی کار گذاشته شده است. سوراخ برای نرده آهنی اگر به اندازه یک سر سوزن باشد نیز در دراز مدت باعث تخریب و فرسودگی خواهد شد. نرده تخته ای روروک دار و قابل حمل بر روی ریل تختهای لازمه اینگونه جاهاست تا به سنگهای آثار باستانی خدشه وارد نشود و یا اینکه مثل خیلی از کشورها با زنجیر پلاستیکی حلقه شده در دو پایه پلاستیکی سبک و قابل حمل فقط برای نشان دادن ممنوعیت ورود به زیر تاق میبایست اکتفا کرد. این کار با تبلیغات در رسانه ها از یک سو و از سویی با بروشورهایی در هنگام ورود بازدید کننده کارساز است. متاسفانه شکسته شدن نقاطی از سنگها و تصاویر سنگی، ضررهای جبرانناپذیری به تاقبستان وارد کرده است. در گوشه دیگر شهر، کنار بوستانی کوهستانی، بر فراز کوه و در میان دره، نورپردازی با رنگهای گوناگون و صدای شرشر آب در غروب آفتاب، زیبایی قابل وصفی به آن نقطه از شهر داده است و محلی دلنشین برای گردش آخر هفته خانوادههاست. این کار هر چند بسیار با ارزش است و میتواند برای شهروند کرمانشاهی بهویژه نوجوانان متنوع باشد و بر روح و روان شهر وند و بهویژه کودکان شهر اثر شادی بخش بگذارد، ولی گردشگر و جهانگرد با آوازه ساختمانهای تاریخی و آثار باستانی به آنجا سفر میکند و مسئولان باید این حقیقت را نیز به خوبی در نظر بگیرند. از کارهای خوبی که در حال انجام بود، مرمت چند ساختمان دوره قاجاری و صفوی به دست مرمتگران دلسوز در چند نقطه کرمانشاه بود ولی واقعیت این است که ساختمانهای بسیاری به مرمت نیاز دارند که نباید در این مورد وقتکشی شود. در منطقه دلانگیز دالاهو که در رژیم گذشته فیلمی هم با نام "دالاهو" با بازیگری هنرپیشه معروف بهروز وثوقی و کمدین بهیادماندنی شادروان تقی ظهوری و ستاره زیبای کرشمهگر آن روزگار، خانم فروزان، در آنجا ساخته شد و کوه بلند و سرسبز دالاهو را به مردم سراسر کشور شناساند، هم اکنون با معماری زشت و بد قواره آب و آببندی غیر تخصصی و از میان بردن جویبارهای سنگی و تاریخی دره، ظاهرا برای تولید ماهی، این دره زیبای سرسبز را از ریخت و قیافه انداختهاند و صدای شر شر آب را خفه کرده اند. معلوم نیست در کشوری که از سر تا پای خود دریاهای شمال و جنوب دارد و در عصر الکترونیک و حمل و نقل هوایی میتواند هر صبح پس از برگشت ماهیگیران بوشهری از دریای جنوب و ماهی گیران نوشهری از دریای شمال، با هواپیما ماهی را به همه جای کشور برساند چرا باید درهای تفریحی برای تولید ماهی در نظر گرفته شود. و اگر اجباری برای این کار هست، چرا در انتهای نقطهای که دره به دشت میرسد با برکهای وسیع این کارانجام نپذیرفته است تا ماهی تولید شود و از سویی دره هم در میانه کوه شکل و شمایل طبیعی و تاریخی خود را از دست ندهد! از سوی دیگر ساختمانی که احتمالا برای هتل و یا رستوران در سینه کوه دالاهو در حال ساختن بود از نظر هنر معماری چنگی به دل نمیزند و بدون تعارف، ای کاش نساخته بودند. این هتل که نمای ساختمان آن اصلا ربطی به طبیعت بکر دالاهو ندارد بیشتر به یک صومعه همانند است. به جای آنکه گردشگر در آن بیاساید و دلش باز شود مطمئنا با روانی پریشان به خانه باز خواهد گشت. این دره با درختان مرکبات و میوههای آبدار بهویژه انجیر بسیار بامزه آن، اگر دولت دستی بالا زده بود و نقشه و طرح مناسبی برای آنجا دست و پا کرده بود جای دلانگیزی است که نه تنها مردم شهر دالاهو و تمام کرمانشاه بلکه مردم استانهای دیگر ایران را به آنجا میکشاند. درست مثل کاری که کشورهای پیشرفته در امور گردشگری در سراسر جهان انجام میدهند. برای نمونه، کشورهای اروپایی اسپانیا و ایتالیا، و همچنین کشور استرالیا که در صنعت گردشگری و جهانگردی پیشرفت کردهاند و سالانه از آن راه میلیاردها دلار به خزانه کشور خود واریز میکنند، اساس کار گردشگری را بر شالوده زیباشناسی قرار دادهاند. آنها اول سرمایهگزاری میکنند و پس از آن بازده کار خود را در رگ این صنعت برای فرهنگ و آوازه کشور به جریان میاندازند. در مرحله نخست مردم شهرهای خود را با تبلیغات و آموزش های درست، برای جذب گردشگر تشویق میکنند و شیوه نگهداری و حفاظت از آثار طبیعی و ملی را به شهروند میآموزند. با نقشههای مناسب با طبیعت در ساختن هتل دقت دارند و در نقاطی که جای تجمع گردشگر است بر بهداشتی بودن، رفتار و منش فرهنگی، اتوبوسهای شیک و خوشرنگ در مسیر و ایجاد برنامهها و سرگرمی مناسب با منطقه افزودهاند. صاحبان کسب، مغازهدارها و هتلداران با در نظر داشتن درآمد خود از این صنعت، با دقت برای آسایش، لذت و داشتن خاطره خوش گردشگران از شهر و شهرک خود تلاش میکنند . در استان کرمانشاه با گنجایش فرهنگی و باستانی به این امور توجه کافی نشده است. هر چند در یکی دو نقطه از شهر، شهرداری کرمانشاه کار بسیار کمی انجام داده و در یکی دو شهر کوچکتر نیز آبشارهای مصنوعی در کوه پایه متصل به شهرک درست کردهاند ولی اینها جوابگو نیستند و شهرهای استان نیاز مبرم به تنوع با زیر ساخت اساسی دارند. گسترش ساختمانسازی بدون اسلوب در قصر شیرین و سر پل ذهاب، زیبایی این دو شهر را در آیندهای نزدیک با دردسرهای جدی روبرو خواهد کرد. هر دو شهر به کارهای عمرانی و توجه به امور شهرسازی نیازمندند. بهترین جای تفریحی قصرشیرین بوستانی دلپذیر بر بالای تپه بود که در شب چشم اندازی زیبا و دلنشین دارد و چشمک چراغهای شهر و شهرکهای پیرامون و حتا کشور همسایه ما عراق، دیدنی بود. ولی واقعیت این است که شهرهای کرمانشاه لایق توجه بیشتری است اما بودجه کافی در اختیار کسانی که دلسوزند و پروندهای از کار درست و گذشته سالم دارند، قرار ندارد. این که متخصص در رشته شهرسازی و گردشگری در ایران بر سر جای خود نیست، لطمههای جبران ناپذیری را توانسته است به این صنعت وارد آورد. کاروانسرای شاهعباس در بیستون در حال مرمت بود ولی به مصالح مرغوب و پشتیبانی از مرمتگر نیاز داشتند. از سوی دیگر در جاهای دیگر کرمانشاه نیز از کارهای ناشایست و ملالآور شنیده شد که متاسفانه سوداگران و غارتگران میراثخوار از فرصتها استفاده و به آثار باستانی لطمات جبرانناپذیری وارد آوردهاند. در محوطه بیستون و بر بلندای کوه، سر تندیس "هرکول" را به یغما بردهاند و سر کنونی، بدلی از آن سر برباد رفته تاریخی است. روبروی تندیس از برکه آب بسیار زیبایی که گفته میشود یادگار روزگار ساسانی است به دقت مواظبت نشده است. در برخی جاها، سنگهای دیواره برکه به درون آب فرو افتاده و مرمت نشده و به حال خود رها شده است. از خانههای تو در تویی که احتمالا محل امن و آسایش کاروان، در روزگار ساسانیان بوده و سلجوقیان آن را توسعه داده اند و چند صد متر دورتر از آن، صفویان کاروانسرایی بسیار زیبا ساختهاند، خوب نگهداری نشده است. در پشت تندیس هرکول، گور دخمه کوچک بیستون قرار دارد. چند کیلومتر دورتر نیز گور دخمههای دیگری هستند که با همت دوستان بازدید از آنها انجام گرفت. در جابجای کرمانشاه، گور دخمههایی با نامهای گوناگون و مربوط به روزگارانی متفاوت وجود دارند. گور دخمه "دیره" که ناخود آگاه من را به یاد "دیره" در دبی میاندازد، در بیست و چهار کیلومتری «سَر پُل ذهاب» در نزدیکی روستای گلین است. گور دخمه "دکان داوود" دخمهای در سینه سنگی کوه، در نزدیکی سر پل ذهاب از روزگار مادهاست که در پژوهشهای اخیر بر سر نقش برجسته آن صحبت از روزگار سلوکی نیز کردهاند و عدهای از پژوهشگران نیز آن را به روزگار هخامنشی نسبت میدهند. قبرستانی جدید هم در کنار آن احداث شده و مربوط به پس از انقلاب است و برخی از سر نا آگاهی به آن گور دخمه روزگار ماد، بند سبز و پارچه میاندازند و بر تخته سنگهای سینه کوه تکههای پارچه سبز آویزان کردهاند. متاسفانه دولت و مسئولان، تفاوت آن گور دخمه روزگار ماد و قبرستان جدید به ناآگاهان گوشزد نکردهاند و خواسته یا ناخواسته بر اوهام دامن زده میشود. در محوطه بیستون، مرمت کاروانسرای یادگار روزگار شاه عباس اول صفوی که تاکنون برپا مانده است اگر با ترکیب مصالح مرغوب به پیش رود، این ساختمان و آثار روزگار دودمانهای دیگر در آن محوطه با درآمد حاصل از بازدید گردشگران و جهانگردان میتواند سرچشمه درآمد خوبی برای شهرستان بیستون شود. با پیشرفت صنعت گردشگری مخارج تعمیر ساختمانها و نگهداری از آثار باستانی تامین میشود، چرا که محوطه بیستون با آثار به جا مانده، سند بسیار مهمی از تاریخ چند دودمان است که بر ایران حکم راندهاند. از این رو بیستون از جایگاه ویژهای برخوردار است. از سنگتراشی و نگارهکنی و تندیسها و آثار بجا مانده ساسانیان و آیین زرتشتی گرفته، تا روزگار ایلخانیان و سلجوقیان و فرهنگ تسنن ایرانیان و کاروانسرا و یادگارهای صفوی بنیانگذار فرهنگ تشیع در ایران سخن میراند. با نامهای قدیمی بازار از جمله بازار کلیمیها و سکونت مسیحیان چنین پیداست که کرمانشاه خطه چند فرهنگی مسالمت آمیز ادیان و اقوام گوناگون بوده و در درازنای تاریخ با وجود کاخ خسرو در نزدیکی قصر شیرین، قلعهها، غارها، آتشکدهها، تپهها، پلها، معبدها، خانقاهها، زورخانهها و جاذبههای طبیعی و گیاهی بر کاکل فرهنگ دیرپای ایران خوش درخشیده است. کرمانشاه جایی است که دولت باید برای نگهداری حفاظت از ساختمانهای تاریخی و آثار باستانی آن توجه ویژهای داشته باشد چرا که با آخرین رمق چاهای نفت، تنها صنعت پر درآمد ایران همین صنعت گردشگری است!
چنار ۶۰۰ ساله تاقبستان نمای بیرونی کارونسرای صفوی در بیستون گور دخمه مادها در سر پل ذهاب تندیس هرکول در بیستون سنگتراش بیستون دوره ساسانی و نمای درونی کاروانسرای صفوی آثار دوره ساسانی، سلجوقی و صفوی در بیستون استخر روزگار ساسانیان در بیستون تاق بستان کرمانشاه آبشار مصنوعی در کوهستان بین کرمانشاه و سرپل ذهاب تاق گرا در میانه راه شاهی
برگرفته از سایت ایران نامه دکتر شاهین سپنتا |
ساختمان های تاریخی اصفهان و نام ماندگار "اوژینو گالدیری" Eugenio Galdieri
پرفسور "اوژینو گالدیری" معمار مرمت گر ایتالیائی چهار شنبه سیزده آبان ١٣٨٩(نوامبر ٢٠١٠ میلادی ) در سن ٨۶ سالگی چشم بر جهان فرو بست. نام "گالدیری" این شخصیت برجسته گستره مرمت برای پیشکسوتان معماری ایران نامی آشنا بود. گالدیری در دانشکده معماری دانشگاه رم ایتالیا تحصیلات خود را به پایان رسانده بود و یکی از مرمت گران برجسته "انستیتو ایزمئو" به حساب می آمد. چهارده سال پیش از وقوع انقلاب بهمن۱۳۵۷، پس از آنکه " موریس میلانتی" زمین شناس برجسته گزارشی در مورد زمین، شالوده و خاک ساختمان های روزگار صفوی اصفهان ارائه نمود، از طرف "ایزمئو" انستیتو ایتالیائی خاور میانه و خاور دور، پرفسور گالدیری مرمت برخی از ساختمان های صفوی اصفهان را آغاز نمود. از آنجا که در روزگاران گذشته با طغیان زاینده رود رسوبات گلی و رسی بستری از زمین هائی که کاخ ها وساختمان های صفوی از جمله چهل ستون، هشت بهشت و عالی قاپو در آن ساخته شدند را فرگرفته است ، سطح زمین آن محدوده تحت تاثیر انبوه رسوب رودخانه زاینده رود بوده است و گزارش "موریس میلانتی" برای آغاز به کار مرمت و این که ساختمان ها در طول زمان چقدر نشست کرده اند ضروری به نظر می رسید. پژوهش گسترده در شناسائی سازه ساختمان های تاریخی برای گالدیری امکان پیشبرد اصولی مرمت را بوجود آورد. از آن رو، وجود فرضیه هسته اولیه ساختمان عالی قاپو در میدان نقش جهان، که با ذکر موارد کتبی پر آب و تاب برخی از مورخان، تاریخ اصلی ساخت شالوده ساختمان را در پرده ابهام قرار داده بود، به آسانی پرده برداشت.
گالدیری پس از مرمت ساختمان های تاریخی اصفهان مطالبی در آن مورد به زبان ایتالیائی به چاپ رساند. آثار او به زبان انگلیسی و چند زبان دیگراروپائی نیز ترجمه شده است. از جمله تالیفات اثر گذار او کتاب "عالیقاپو" که دکتر عبدالله جبل عاملی آن را به فارسی برگرداند، کمک های بسیاری به دانشجویان مرمت گر ایرانی نمود. گالدیری مرمت گری را با پژوهش گسترده انجام می داد و در کارهای خود سنجیده عمل می کرد. شادروان دکتر آیت الله زاده شیرازی در پیش در آمد برگردان کتاب عالیقاپوی پرفسور گالدیری به فارسی نوشت" در سرزمین ما که تا تدوین تاریخ مستند و معتبری از تحول معماری و شهر سازی آن فاصله زیاد داریم، تعمیر یک بنای تاریخی بهترین فرصتی است که به محقق مرمت گر این امکان را می دهد که ضمن نجات و احیای آن بنا گوشه ای از تاریخ ناشناخته معماری را روشن سازد".
بدون شک گالدیری روشی شفاف و سنجیده برای مرمت گران آینده ایران، از خود بر جای گذاشت. از این رو نام او در تمامی طول تاریخ مرمت گری ساختمان های تاریخی در ایران پابرجا خواهد ماند. گالدیری یکی از دوستداران برجسته ایران و بویژه اصفهان بود و تا آخرین روزهای عمر از ایران و فرهنگ ایرانی یاد می کرد. او به دانشجویان ایرانی رشته معماری در خارج کشور کمک های بسیار نمود. به پرفسور سوسن بابائی شخصیت ممتاز دانشکده هنر و معماری دانشگاه نیویورک برای پایان نامه دکترا که در مورد بناهای صفوی بود کمک های ارزنده ای نمود. خیلی از دانشجویان ایرانی و غیر ایرانی را در راه تکمیل پایان نامه و پژوهش یاری می داد و در فرستادن تصاویر و نقشه برای کمک به پژوهندگان بی دریغ بود.
روزی که با این ایتالیائی خوش ذوق برای راهنمائی و پرسش در مورد ساختمان های صفوی اصفهان، از مادرید تلفنی در خواست کمک نمودم و گفتم که من در استرالیا زندگی می کنم و تلفن منزلش را دکتر آیت الله زاده در تهران به من داده خیلی خوشحال شد. بیشتر از آنکه بگذارد بگویم در خواستم برای چیست از اصفهان می پرسید، از زاینده رود، از فرهنگ و از مردم اصفهان و خاطره هائی که از این شهر زیبا داشت. یادش گرامی باد
ساختمان سید علاءالدین و مدرسه خان در شیراز
| دو بنای تاریخی صفوی در شیراز | |
|
ساختمان سید علاءالدین و مدرسه خان در شیراز دکتر محمود دهقانی
ولی از نظر معماری بجز بقعه آستانه سید علاءالدین حسین شیراز، ساختمانی که در روزگار او در این شهر اقدام به ساختن آن کرده باشند به چشم نمیخورد و یا اگر در گذشته ساختمان هایی بوده بر اثر زمینلرزه نابود شدهاند. البته در دورههای دیگر گروه مسیحی "کاراملیت" (پابرهنهها) در نامههایی که از اصفهان به رُم فرستادهاند، اشاره به زمینلرزه در ایران و نابودی ساختمانهای خود دارند و در دوره شاه سلطان حسین صفوی نیز تخریب چند ساختمان و ازجمله کلیساهای مسیحیان در شیراز به وسیله شورشیان محمود افغان را گزارش کرده اند. ۲ بقعه سید علاءالدین حسین در شیراز معروف به «آستانه» است و در خیابانی با همین نام قرار دارد. سید علاءالدین حسین برادر شاهچراغ است. در آثار عجم فرصتالدوله مطالبی در این مورد نوشته شده. چکیده آن از این قرار است که سید علاءالدین در باغ "قتلغ" شهید شده است. پس از آن باغ تخریب و سالها به صورت تلی از خاک باقی مانده است تا اینکه در روزگار صفوی نقطهای که سید علاءالدین به شهادت رسیده را یافتهاند و «میرزا علی» نامی که از شهروندان مدینه بوده و به شیراز سفر کرده، ساختمانی بر روی مزار سید علاءالدین ساخته است. لازم به یادآوری است که برای نخستین بار در روزگار سلجوقیان بود که بر مزار رهبران مذهبی گنبد میساختهاند و آنجا را زیارتگاه و محل نیایش میکردهاند ولی این کار با سراسری شدن تشیع در ایران روزگار صفوی بیشتر از پیش ادامه پیدا کرد. به هر روی سلطان خلیل که از سوی شاه اسماعیل اول صفوی حاکم شیراز بوده بقعه سید علاءالدین را از نو میسازد و گسترش میدهد و بر سردر آن این شعر را بر روی کاشی نوشته اند: « این بنا کز دولت سلطان خلیل آمد پدید / سال تاریخش بجو از خیر باقی والسلام. ۹۲۳ ه . ق »۳ از برجستگیها در هنر معماری ساختمان سید علاءالدین، ازاره، سنگهای بینظیر مرمر، کاشیکاری، آیینهکاری، دو جفت در منبت کاری شده، آهوپا کاری (مقرنس کاری) و معرقکاری است. هنر معرقهای لعاب صدفیدار احتمالا از شهرهای اصفهان و یزد به شیراز وارد شده چرا که ساختن کاشیهای معرق و یا مغرق در قرنهای ۹ و ۱۰ هجری برابر با ۱۵ و ۱۶ میلادی به اوج ترقی خود رسید. در آن روزگار شهرهای اصفهان، کاشان، یزد، هرات، سمرقند و تبریز مراکز مهم معرقسازی بودهاند. احتمالا استادان چیرهدستی برای تولید معرقهای لعاب صدفیدار به شیراز فرستاده شده و این فن در روزگار صفویان، در شیراز نیز به اوج ترقی رسیده است.۴ گنبد بقعه سید علاءالدین پس از گذشت سالها با زمینلرزه، ترکهای بزرگ برمیدارد و «میرزا حسن خان» معروف به «مشیرالملک» آن را از نو بازسازی میکند. پس از آن، «محمد رضاخان» معروف به «قوام الملک» دست به آیینهکاریهای بقعه سید علاءالدین میزند و اشعار «شوریده» را با خط زیبای نستعلیق در گرداگرد ضریح در زیر شیشه نصب میکند. چنین پیداست که بعدها با شکستگی گنبد بزرگ ساختمان، مهندسان اداره کل حفاظت آثار باستانی و بناهای تاریخی ایران، گنبد را از جا کنده و با اسکلت فلزی و به کارگیری کاشیهای گل و بوتهدار معرق و رنگی آن را دوبارهسازی کردهاند. البته پس از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ نیز آیینهکاریهای وسیعی در شبستانهای جدیدی که به ساختمان اضافه شده انجام دادهاند. این کار نسبت به آیینهکاریهای قبلی هر دو سردر ورودی که پیش از انقلاب و در سال ۱۳۳۸ خورشیدی انجام گرفته بود بسیار مجلل و گرانبهاتر از پیش ساخته شده است. آیینهکاری بقعه سید علاءالدین پس از انقلاب ۵٧ تا سالها ادامه پیدا کرده است. از ساختمانهای دیگر صفویان در شیراز مدرسه خان در محله اسحاق بیگ خیابان زند است که در روزگار فرمانروایی شاه عباس اول ساخته شده است. انگیزه ساختن مدرسه خان و دیگر مدارس در سطح کشور دگرگونی اوضاع کشور بود که بهتر است برای شفافیت مطلب به چکیدهای از فراز و نشیبهای آن روزگار اشاره شود، چرا که وقتی شاه عباس زمام امور ایران را در دست گرفت و اصفهان پایتخت کشور شد، ساختن کاخها، مدرسهها، حمامها، کاروانسراها، آب انبارها و پلها گسترش پیدا کرد و اوج معماری آن روزگار فرا رسید. به آن دلیل که شاه عباس برنامههای عمرانی و ساختمانسازی بسیاری در سر داشت برای آسان کردن کار، لازم دید سر و سامانی به راههای کشور دهد و در این کار موفق شد. راه مازندران یکی از راههای پر دردسر بود. شاه عباس راه بسیار زیبایی از ابتدای سوادکوه ساخت و پلهای خوبی بر روی رودخانهها زد. مصالح ساختمانی بهویژه آجر در آن روزگار بسیار مرغوب و به آجر شاه عباسی شهرت داشت. در اوج دگرگونی و مدرنیزه کردن ایران سعی در ساختن مدارس، از جمله مدرسه خان شیراز شد چرا که داشتن دفترداران خوش سلیقه و با سواد میتوانست چهره غبار گرفته سیستم ملوک الطوایفی را در کشور دگرگون کند و برخی از سران قبیلهای قزلباش که پر توقع بودند و چوب لای چرخ حرکتهای عمرانی جامعه میکردند را سر جای خود بنشاند. شاه عباس اول پس از فارغ شدن از دست سران گردنکش قزلباش در درون کشور و رهایی از جنگ با دو دشمن سنتی ازبکها و عثمانیها، با راه انداختن کشور در مسیر سازندگی و سر و صورت دادن به کارهای ساختمانی مدارس، نخبگان را به کار گمارد و عذر متملقان و چاپلوسان را خواست. هر چند به چنان وسواسی رسید که بر فرزندان خود هم رحم نکرد و از آن درد تا آخر عمر رنج برد، ولی با پس زدن تدریجی قزلباشانی که بعد از جنگ چالدران در روزگار شاه اسماعیل و تا زمان روی کار آمدن شاه عباس، خود را طلبکار ملت می دانستند، به گروههای سواد آموخته مجال رشد داد و در کارهای کلیدی از آن ها استفاده کرد. سیستم دست و پا گیر ملوک الطوایفی را به شدت دگرگون کرد و از گروههای ارمنی که از جلفای آذربایجان به اصفهان، مرکز کشور، کوچ داده بود و همچنین از اسرای جنگی که دارای فرزند بوده و در ایران ماندگار شدند استفاده کرد و در راه شکوفایی و تحکیم پایههای سازندگی افزود. ارتباط با دنیا بیشتر از پیش بود و کالاهای ایران از جمله ابریشم و قالی و شراب شیراز به خارج صادر میشد و بازرگانان خارجی نیز برای داد و ستد به ایران میآمدند. با رونق بسیار خوب اقتصاد بر دانش ملی افزوده بود و با زنجیرهای از انسانهای کارآمد، همه گونه اطلاعات مربوط به کشور به دربار میرسید. تاورنیه میگوید: «در مجمعی رسمی حساب کردم به سیزده زبان اصلی تکلم می شد: لاتینی، فرانسه، آلمانی، هلاندی، ایتالیایی، پرتقالی، فارسی، ارمنی، ترکی، عربی، هندی، شامی و مالایی»۵ در پی آن دگرگونیها و هدایت درست کشتی کشور از میان توفانهای سهمگین تاریخ، مسئولان کشوری و لشکری از یک سو و ثروتمندان نیز از سوی دیگر به ساختن ساختمانهای موثر عمومی از جمله مدارس میپرداختند و این به یک سنت تبدیل شد. هریک با ساختن مدرسه، حمام، پل، آب انبار و کاروانسرا از خود نامی نیک بر جا میگذاشت. «اللهوردی خان» استاندار فارس و شخصیت با نفوذ در روزگار شاه عباس که خود یک گرجی مسلمان شده بود، در اصفهان «سی و سه پل» یا همان «پل الله وردی خان» را ساخت. او بنیانگذار مدرسه خان شیراز بود و پس از آن فرزندش سرلشکر امامقلی خان که امروز مجسمهاش زینت بخش جزیره قشم در خلیج فارس است، در سال ۱۶۱۵ میلادی برابر با ۱۰۲۴ هجری قمری کار ساختمان مدرسه را به پایان رساند. پیرامون این مدرسه چند باغ پر از میوه قرار داشت و بوی گل و بهار نارنج در حیاط آن میپیچید. ملاصدرا که در روزگار کنونی، در شیراز خیابانی به نام اوست در همین مدرسه خان تدریس می کرد.۶ حیاط مدرسه خان ۵۱ متر طول و ۴۵ متر عرض دارد. از قسمتهای با شکوه این مدرسه دروازه ورودی آن به سبک دروازه عالیقاپوی اصفهان و خانه سوکیاسیان، بلند و از تزیینات آهوپاکاری و کاشیهای زیبا برخوردار است. از دیدگاه هنر معماری، انسان پس از ورود به مدرسه خان شیراز، با پا گذاشتن به درون دروازه و حیاط مدرسه احساس آرامش و امنیت میکند. بر دیوار از درون حیاط، نقش و نگار فیروزهای و رنگهای متناوب گل و بلبل به نجوا نشسته کاشیها، همراه با خطهایی خوش، چشم بیننده را به خود جذب میکنند. در دالان با به کارگیری ردیفهای دوگانه پنجرههای چشمه چشمه، نورگیری به سبکی بسیار ماهرانه انجام پذیرفته است. به دلیل زیبایی سبک معماری آن، در روزگار ناصرالدینشاه قاجار دروازه مرمت شده که مرمتگران بر فراز سردر، کتیبهای با خط ثلث نصب کردهاند. هرچند به اصالت ساختمان لطمهای نمیزند ولی قاجاریها با مرمت ساختمانهای پیش از روزگار خود، سعی بر جای پا و یادگار گذاشتن از خود مینمودند. ساختمان این مدرسه دو اشکوبه دارای اتاقهای بسیاری برای کلاس درس است. در توصیفات و گزارشاتی که در مورد ساختمان مدرسه خان دیده میشود، گویی در گذشته دارای صد اتاق بوده و بعدها به هفتاد اتاق تقلیل پیدا کرده است که احتمالا این رقم مبالغهآمیز است و اگر بپذیریم که با برداشتن دیوارهای بین برخی از اتاقها این تعداد کم و زیاد شده، باز هم سند معتبری در دست نیست. اما حدس بر این است که احتمالا این تغییر و تحول در روزگار قاجار صورت پذیرفته است. به هر روی با گنجایش وسیع این مدرسه اتاقهای زیادی در آن ساخته شده است. از نمای کنونی مدرسه و گزارشات «اداره کل حفاظت آثار باستانی و بناهای تاریخی ایران»، چنین پیداست که تعمیراتی از جمله کلافکشی سردر ورودی، تعمیرات کاشیکاری حیاط، تعمیرات اتاقها و به ویژه کف اتاق ملاصدرا، مرمت سنگهای ازاره و گچکاری تاقها، سنگ فرش کف حیاط، عایقکاری پشت بام و در کل مرمت و ساماندهی بخش درونی و بیرونی مدرسه را مهندسان اداره کل حفاظت آثار باستانی به انجام رساندهاند. تعمیراتی که از سوی اداره کل حفاظت آثار باستانی انجام گرفته، در سطحی بسیار علمی و ماهرانه به خوبی توانسته است عمر این مدرسه زیبا و منحصر به فرد را طولانی کند. دالان مدرسه در روزگار شاه عباس اول با کاشیهای معرق به شکل هشتی ساخته شده و روش کاشیکاری آن همانند ساختمانهای اصفهان بهویژه مسجد شیخ لطفالله است. خطاطی در مدرسه خان، بیش از هر چیز هنر آفرینی روزگار صفوی را نمایان و برجسته میکند. در وسط حیاط مدرسه یک حوض هشت ضلعی زیبا هست که درختانی از جمله لیمو، نارنج، پرتقال و نخل گرداگرد آن را فرا گرفتهاند و منظرهای بسیار دلپذیر ساخته شده و آواز پرندگان بر شاخهها در فضای مدرسه طنین انداز و دلنشین است. نام معمار مدرسه خان در دهلیز ساختمان، «حسین شماعی» و تاریخ ساخت آن در سال ۱۶۱۵ میلادی برابر با ۱۰۲۴ هجری قمری ذکر شده است.۷ ---------------------------------------------------- پی نوشتها: ۱- در مورد فرستاده شدن شاه اسماعیل و مادرش در دوران کودکی به شیراز، نگاه کنید به کتاب انتقادی «نقش شاه اسماعیل صفوی در تاریخ ایران» امیر حسین خنجی. ص ۴۶. ۲- وقایعنامه فرقه کرملی در ایران، جلد اول، به زبان انگلیسی، صص ۱۰۶۱-۱۰۷۰، چاپ لندن ۱۹۳۹. A Chronicle of the Carmelites in Persia, volume I,pp,1061-1070. Eyre & Spottiswoode,London. 1939 همچنین به فارسی نگاه کنید به کتاب «عالیقاپو» تالیف، اوژنیو گالدیری، ترجمه عبدالله جبل عاملی، ص ۵۰. ۳- نگاه کنید به تهیه و تنظیم نقشههای ساختمان سید علاءالدین. مهندس حمیدرضا بهمنی و غلامحسین رئوفی، دفتر فنی سازمان ملی حفاظت آثار باستانی فارس. ۴- در مورد کاشیهای معرق (کاشیهای درخشش اندود) برخی از جمله دکتر محمد دبیرسیاقی، کاشیهای مغرق هم نوشتهاند. هر دو واژه مغرق و معرق صحیح است. مهندس سیحون گفته اند در ضمن تهیه کاشی می گذارند عرق کند. با این حال معرق نیز کاملا واژه مناسبی است. ۵- سیاست و اقتصاد عصر صفوی، باستانی پاریزی، ص ۲۳۵. ۶- برای پژوهش و پیگیری ساختمانهای تاریخی شیراز این کتابها کمکهای موثری به دانشجویان و پژوهندگان خواهند نمود: ۱- بناهای تاریخی و آثار هنری جلگه شیراز، نوشته علی نقی بهروزی. ۲- شیراز دیار سعدی و حافظ، علی سامی. ۳- تاریخ بافت قدیمی شیراز، کرامت الله افسر. ۴- اقلیم پارس، سید محمد تقی مصطفوی. ٧- Mahmoud Dehgani, “Domestic Architecture in Safavid Iran, 1501-1737,p 455.University of Technology, Sydney
عکس های مدرسه خان از Dario Mazda
|
پس از ورود سبک مدرن معماری اروپایی به ایران دیری نپایید که آفت بساز و بفروشی بدون هنر گریبان همه شهرهای ایران را گرفت و از جانب دولتها و شهرداریها نیز راهی ارائه نشد. این آفت تا آنجا پیش رفت که ایرانی ساختمان را فقط برای خورد و خوراک و خواب در نظر گرفت و از فضا و زیبایی و چشمانداز و دیگر اموری که در هنر معماری به کار گرفته میشود، بیبهره ماند. مصالح ساختمان بهویژه کاشیها مثل ماشین پیکان سالها هم رنگ و هم شکل و در بازار آن تنوع و ابداعی نبود. سود جویی بازار بساز و بفروشی و چشمپوشی دولتها به دلیل سود اقتصادی، تاثیر ناخوشایندی بر هنر معماری و شهر سازی ایران گذاشت. هنگامی که موجی از دلسوزان گستره معماری که تعدادی از آن ها چشم بر جهان فرو بستهاند و چند نفری هنوز در تلاشاند و عدهای در غربت عمر خود را سپری میکنند، با الهام از تاریخ معماری کشور و با راهاندازی مجله هنری و مقالات معماری خواستند چهره زیبایی از پایتخت و شهرها بسازند، در غناهشت بیل و کلنگ بساز و بفروشها صدایشان خفه بود. اما چند نماد باقی مانده از دهههای پایانی پیش از انقلاب در چند نقطه کشور حاصل پا پس نکشیدن و حقانیت همین غول های دلسوز معماری آن روز ایران است.


کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس گاهی صحبت از جزایر سهگانه ایرانی تنب بزرگ و کوچک و بوموسی میکنند. راه انداختن تبلیغات این کشورها همیشه همزمان با چشمک کشورهای اروپایی از جمله انگلیس و همچنین کشور ایالات متحده امریکا صورت میگیرد. در میان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس عربستان سعودی، به طور سنتی خود را رقیب ایران میپندارد، هر چند که عربستان در روزگاران گذشته هیچ وقت نتوانسته است در این رقابت به آرزوهای دیرینه خود برسد. البته به غیر از عربستان رقیبهای سنتی دیگری هم هستند که از جمله آن کشورها یکی مصر در آفریقاست و دیگری ترکیه همسایه ایران است که برای نشان دادن اهمیت خود به اتحادیه اروپا به عنوان رقیب منطقهای در تلاش است. هر چند تاکنون اتحادیه اروپا عضویت ترکیه را نپذیرفته است ولی ترکیه به تازگی در همه گیر و دارهای سیاسی منطقهای اعم از مشاجرات اعراب و اسرائیل و راهپیماییها و کشمکش در سوریه، با مانورهای سیاسی سعی دارد ارزش و اعتبار خود را به اروپاییان و امریکاییان نشان دهد. واقعیتی را که اروپا و امریکا به درستی از دیرباز دریافته و در روزگار کنونی نیز در مییابند، اهمیت برتر استراتژیکی کشور ایران و تنگه هرمز شاهرگ حیاتی پنجاه درصد نفت جهان است.
کرمانشاه دارای ساختمانهای بسیار با ارزش تاریخی و آثار باستانی است که همگی به مرمت و نگهداری نیاز دارند. اگر از ویرانی ساختمانها و آثار باستانی در کرمانشاه که مثل همه استانهای کشور ادامه دارد، جلوگیری نشود، تا چند دهه دیگر هیچ اثری از آثار باستانی در این شهر بر جا نخواهد ماند. کرمانشاه با آثار گرانبهای باستانی، جام جهاننمای فرهنگ و تاریخ ایران است و از این رو گنجایش ویژهای برای گردشگری دارد. اما تجربه ثابت کرده است که دست اندرکاران صنعت گردشگری با تنگ نظری و قوانین دست و پا گیر هیچگاه نخواهند توانست به این صنعت در کشور رونق بدهند، مگر آن که در کار خود تجدید نظر اساسی نمایند. نه تنها ساختار امور گردشگری، بلکه امور زمینی و هوایی جابجایی گردشگر در کشور نیز در روزگار پیشرفت الکترونیک پایش لنگ است و فرودگاهها از هیچگونه برنامهریزی درستی برخوردار نبوده و شرکتهای هواپیمایی ایران با شرکتهای هواپیمایی غیر ایرانی، زمین تا آسمان تفاوت دارند. کسی نیست که از تحریم ها آگاه نباشد، ولی نبود نظم در برنامهریزی در کشور همیشگی بوده و چارهای هم برای آن پیدا نکردهاند. در یک کلام باید گفت برای استقرار نظم در امور روزانه سیر و سفر چه هوایی، چه دریایی و چه زمینی کار نشده است. از اصول درست رانندگی که لازمه گردشگری در کشور است غافلاند و اتومبیلها در میان کوه و کتل و جادهها، تابوتهای سرنشینان است. مسئولیت و دگرگون کردن فرهنگ راهنمایی و رانندگی و گردشگری و جلب جهانگرد بر گردن دولتها است.
از ساختمانهای دوره صفوی شیراز تنها دو ساختمان در خور اشاره، یکی «بقعه سید علاءالدین حسین» و دیگری «مدرسه خان» هستند که تاکنون برپا ماندهاند و بازدیدکنندگان فراوانی دارند. بقعه سید علاءالدین به وسیله «سلطان خلیل» که از سوی «شاه اسماعیل اول» حاکم شیراز بود، نوسازی شده است. شاه اسماعیل، بنیانگذار دودمان صفوی، به شیراز عشق و علاقه داشت و در طول بیست و دو سال فرمانروایی در فرصتی که دست داده از تبریز پایتخت آن روزگار صفوی، به شیراز رفته و در یک نوبت آنچنان مست کرده که وزرای خود را در آب استخر انداخته و با قهقه شیراز را به سوی تبریز ترک کرده است. علاقه شاه اسماعیل به شیراز ریشه در دوران کودکی او داشت. چون پدرش حیدر به قتل رسید و سرش را در خیابانهای تبریز گرداندند، به دستور سلطان یعقوب، مارتا همسر شیخ حیدر، با سه فرزند خود علی، ابراهیم و اسماعیل از تبریز به شیراز فرستاده شدند تا مریدان شیخ حیدر نتوانند به دور خانوادهاش حلقه بزنند و در شیراز تحت نظر باشند.





