dehgani.persianblog.ir
Mahmoud Dehgani روزنوشت های محمود دهقانی 
نويسندگان
لینک دوستان

پاره ای از مورخان خارجی در دالان های تاريک هزاره ها با نيرنگ تاريخ را وارونه جلوه داده اند. اما بوده اند مورخانی که واقعيت ها را بر ملا کرده اند. در فراز و نشيب بيش از هفت هزار سال تاريخ ايران در مقاطع حساسی که دشمنان به منافع ملی چشم طمع داشته اند اين ملت با هر باور و مرام متحد شده و به ديده تنفر به اجانب چشم دوخته است و اين سنت ناب ايرانی در همه سده ها و هزاره ها در تمامی آثار مورخان موج می زند. شادروان دکتر احمد حامی با استفاده از نام ها و نشانه ها به جنبه هائی از گفته های مورخان در مورد اسکندر مقدونی پرداخته و برخی از آنها را بی ربط و از بيخ و بن دروغ پنداشته است. او در کتاب خود سفر جنگی اسکندر به درون ايران و هندوستان بزرگترين دروغ تاريخ است راه هائی که گفته اند اسکندر و سپاهش از کرخه و کارون و شوش دانيال و کازرون و کليه شهرها و نواحی امپراتوری ايران در نورديده را مورد بررسی و پژوهش قرار داده و اعلام می کند که حتی آزمايشات خاک شناسی ای از ديوار و سنگ و ستون ساختمان های تخت جمشيد نيز بعمل آورده تا از نظر معماری تحقيق دامنه داری کند. دکتر حامی می نويسد نام و نشانه و مکان و خط سير مناطق مورد ادعای مورخان بی ربط و دروغ است. او همه جوانب نوشته های تاريخی مداحان اسکندر را در نظر گرفته و به همه راه ها و کوره راه هائی که اين مورخان ادعا کرده اند اسکندر در ايران هخامنشی پيموده است خود سفر کرده و آنها را پس از ۲۳ قرن مورد مطالعه و پژوهش قرار داده است. شادروان دکتر حامی که معمار و سازنده جاده ها و پل های ايران در نيم قرن گذشته بود و به پدر جاده ها لقب دارد با غور در تاريخ و وضعيت جاده های کوهستانی و مال رو اعلام می کند که سپاه اسکندر را مردم خطه کهگيلويه و بوير احمد در تنگه بوان ممسنی با شکست سختی به سوی باختر رانده اند و هندی را که مورخان شيفته و ستايشگر اروپائی اسکندر به آن اشاره دارند هنديجان شهرکی در خطه خوزستان بوده است نه هندوستان. بنا به روايات مختلف بازگشت اسکندر از هند ابعاد گسترده ای داشته است و نظرات مختلفی در اين راستا ابراز شده است. دکتر هوشنگ رهنما می نويسد:....اسکندر در بازگشت از هند مسير دريائی بازرگانی را نيز مرور کرد يعنی از سواحل هند و سواحل خليج فارس به بابل بازگشت و در آنجا درگذشت. دکتر باستانی پاريزی از زاويه ديگری اشاره مورخان به بازگشت اسکندر از هند را چنين نقل کرده است:.... اگر درست باشد اين روايت که اسکندر مقدونی بعد از بازگشت از هند يک تصميم بسيار مهم اتخاذ کرد و آن اين بود که نه تنها خود با دختران داريوش سوم و سران سپاه ايران ازدواج کرد بل بسياری از نزديکان و دوستان و بالاخره سربازان خود را وادار کرد که يک ازدواج دسته جمعی و به تعبير من يک نکاح جماعت انجام دهند و چنين شد و گويا در يک نوبت نزديک ده هزار ازدواج صورت پذيرفت..... مورخين در مورد هدف اسکندر از اين ازدواج ها نوشته اند که او قصد داشت فرهنگ يونانی را در شرق گسترش دهد. با در نظر گرفتن ديدگاه مورخان هنوز هم واقعيت های گذشته سرزمين ما در جاده های پر غبار تاريخ شفاف نيست. البته نظرات ضد و نقيض در تمامی زمينه های تاريخی و پژوهشی چهارگوشه جهان وجود دارد. پژوهشگران کشور چين نيز به دروغ هائی در گزارشات مارکوپولو سياح و بازرگان دريانورد ايتاليائی در مورد چين اشاره کرده اند. محمود دهقانی

پانوشت:

۱- سفر جنگی اسکندر به درون ايران و هندوستان بزرگترين دروغ تاريخ است. دکتر احمد حامی

۲- سخنرانی ۱۵-۱۶ آوريل ۱۹۹۸ ميلادی دکتر باستانی پاريزی در سمينار موسسه يوروسويک وابسته به دانشگاه لندن در زمينه هويت ايرانی. انگلستان

۳-گندم زار هويت ايرانی شماره مسلسل ۱۹۴ دفتر دوم .هفدهم فروردين ۱۳۷۷. ص ۸۴. ماهنامه روزگار نو. فرانسه 

۴- ميراث ايرانيان شماره ۹ . سال سوم. بهار ۱۳۷۷. ص ۵۴. دکتر هوشنگ رهنما. فيلادلفيا 

۵- هفته نامه همشهری. ص ۷. سه شنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۳. سيدنی

[ دوشنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸۳ ] [ ٦:٢۸ ‎ق.ظ ] [ ]

اسمعيل پوروالی پير روزنامه نگاری ايران و سر دبير ماهنامه روزگار نو در ۱۴ سپتامبر ۲۰۰۲ در فرانسه چشم از جهان فروبست و بنا به وصيتش جسدش را سوزاندند. او که به هنگام مرگ هشتاد و يک ساله بود از روزهای نخست نوجوانی در کلاس درس دبيرستان فيروز بهرام تهران سال ۱۳۱۸ رئيس ادبی کلاس بود و شب های جمعه در آن مدرسه مجلس سخنرانی بر پا می کرد. شادروان پوروالی دوست نزديک دکتر حسين فاطمی دستيار دکتر محمد مصدق بود و دکتر شجاع الدين شفا که رياست سازمان تبليغات حکومت دکتر مصدق را بعهده داشت پوروالی را بعنوان معاون سياسی خود برگزيده بود که اين کار به سفارش مستقيم دکتر حسين فاطمی صورت گرفت. شادروان پوروالی از روزنامه نگاران خوش نام تاريخ روزنامه نگاری ايران در قبل از انقلاب انتشار مجله بامشاد را عهده دار بود. بخش (آن هفته تا اين هفته) بامشاد زبانزد روزنامه خوانان آن دوران است. او سال ها برنامه های متنوع و مردمی برای راديو و تلويزيون ايران تهيه می کرد و در دهه پنجاه نماينده راديو و تلويزيون ايران در فرانسه شد. اين روزنامه نگار که در مجله اش نه لاف و گزاف بود و نه چاپلوسی و خيالبافی تجربه های دور و درازی از تاريخ ايران و از وضعيت جغرافيائی و خصوصيات اخلاقی ملی و ميهنی داشت. پدر داستانسرائی ايران محمدعلی جمالزاده و احمد دهقان و محمد مسعود و سعيدی سيرجانی و احمد شاملو و استاد بزرگ و پژوهشگر ابراهيم باستانی پاريزی با او دوست و همکار بودند. اولين کار روزنامه نگاری شادروان پوروالی در سال ۱۳۲۱ در روزنامه بهار آغاز شد و بعدها با نبرد و ايران ما کار او به اوج شکوفائی رسيد. در دهه پنجاه از اروپا اطلاعات پزشکی و علمی و اجتماعی پيشرفته بويژه اطلاعاتی که پرفسور Mathe ماته متخصص امور سرطان که دنيائی در برابر دانشش سر تعظيم فرود می آورند را به برنامه ای با نام (رنگ برنگ از شهر فرنگ) به ايران می فرستاد. در ۱۷ شهريور ۱۳۴۴ که يونسکو کنگره جهانی مبارزه با بيسوادی مرکب از نمايندگان ۸۶ کشور جهان و نمايندگان واتيکان و ۱۹ سازمان بين المللی را در کاخ سنای تهران برگزار کرد پوروالی سهم بسزائی داشت. شادروان پوروالی به دعوت ايرانيان مقيم امريکا در ژانويه سال ۲۰۰۰ در چند شهر امريکا برای آنان سخنرانی کرد و سالنامه Who.s Who که فقط از برجسته ترين چهره های قرن در سرتاسر جهان نام می برد پوروالی را بعنوان شاخص ترين روزنامه نگار در سطح جهان معرفی کرد. او که پس از انقلاب به مدت ۲۱ سال انتشار ماهنامه روزگار نو را بی وقفه ادامه داد در هر شماره آن زندگينامه سياسی خود را با عنوان قصه پر غصه من و ايران من  نوشت و اين خود کمک بسيار بزرگی به پژوهشگران سياسی و اجتماعی مسائل پيش از انقلاب ميهنمان ايران کرد که اين يادواره نيز قطره ای بر گرفته از آن اقيانوس است. شادروان پوروالی که تا آخرين لحظه ی عمر دست از نوشتن برنداشت هميشه بر اين گفته ولتر ايمان داشت که : حاضرم جانم را بدهم تا تو بتوانی حرفت را بزنی. ياد اين روزنامه نگار ملی و آزاده که شصت و سه سال برای سربلندی مردمش نوشت و روشنائی داد گرامی باد. محمود دهقانی

[ پنجشنبه ۱٢ شهریور ۱۳۸۳ ] [ ٧:٢٢ ‎ق.ظ ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
RSS Feed