dehgani.persianblog.ir
Mahmoud Dehgani روزنوشت های محمود دهقانی 
نويسندگان
لینک دوستان

دکتر شيرين عبادی برنده جايزه صلح نوبل به دعوت دانشگاه کاتوليک استراليا به سيدنی آمده و در باب حقوق بشر و اسلام سخنرانی کردند. پيش از آغاز سخنرانی فرماندار و رئيس دانشگاه کاتوليک استراليا به ايشان خيرمقدم گفته و شمه ای از سوابق ايشان را برای حضار توضيح دادند. دانشگاه کاتوليک استراليا که از چهل و پنج کشور جهان دانشجو پذيرفته  پيش از اين نيز از افراد برجسته ای از جمله خانم عشراوی عضو هيئت دولت فلسطين دعوت به عمل آورده است. اينجانب به شنيدن سخنان اين دو خانم خاورميانه ای دعوت شده و شاهد استقبال خوب مردم از آنها بوده ام. اين بار تعداد جمعيتی که برای شنيدن سخنرانی دکتر عبادی امده بودند دوبرابر بود. بطوری که تالار پر شده بود و با پرده الکترونيکی تصوير و صدای ايشان در سالن بزرگ ديگری نيز همزمان پخش می شد. سخنرانی ايشان با کف زدن های ممتد اساتيد دانشگاه ها و دانشجويان و فرقه های مختلف مذهبی ادامه يافت. رديف های صندلی در هر دو تالار پر شده و شنوندگان در گوشه و کنار سرپا ايستاده و به سخنان ايشان گوش سپرده بودند. فرماندار و شهردار و مقامات برجسته علمی در استان نيو ساوت ويلز نيز در تالار حضور داشتند. پس از اتمام سخنرانی دکتر عبادی به پرسش شنوندگان پاسخ داده و با جملاتی که نه تنها ايرانيان بلکه ترجمه آن اساتيد و دانشجويان را نيز به تحسين واداشته بود به چند تن از دگرانديشان پاسخ گفتند و پس از سخنرانی در ميان مردمی که با دسته های گل به پيشبازش آمده بودند برسر ميز پذيرائی با مردم چای و کيک و شيرينی خوردند و با خانم ها و دوشيزگان ايرانی و استراليائی عکس گرفتند و پس از آن خداحافظی کرد و در ميان بدرقه انبوه عظيمی از اساتيد و دانشجويان که در گوشه ای نيز دو نفر ايرانی برعليه او شعار می دادند سوار اتومبيل شده و با تکان دادن دست به هتل محل اقامت هدايت شدند. اينجانب با ايشان گفت و شنود داشتم و به عنوان عضو کوچکی از مدافعان حقوق  بشر مطالبی در مورد حقوق بشر در ايران و سراسر جهان نوشته و به ايشان دادم که احتمالا در فرصتی ديگر آنرا در اين وبلاگ منعکس خواهم کرد. محمود دهقانی

[ شنبه ٢٧ فروردین ۱۳۸٤ ] [ ٥:۳٥ ‎ق.ظ ] [ ]

حضور رئيس جمهور اسلامی ايران آقای محمد خاتمی در مراسم تشييع جنازه ی پاپ ژان پل دوم رهبر کاتوليک های جهان نظر تمامی خبرگزاری های جهان را به خود جلب کرد. رسانه های گروهی اسپانيولی زبان از او بعنوان شخصيت برجسته خاورميانه ياد کردند و رسانه های عربی او را سمبل اسلامی در خور احترام ناميدند. در ديگر رسانه های جهان نيز صحبت از محمد خاتمی بيشتر از جورج بوش رئيس جمهور امريکا به ميان آمد. حضور ملکه ی اردن که نسبتش به خانواده آيت الله موسی صدر  می رسد و تا حدودی با آقای خاتمی هم نسبت پيدا می کند و بدون همراهی شوهرش به ايران هم سفر کرده است و احترامی که اين ملکه زيبای خاوری به توصيه ی نويسنده ی توانا خانم بنت الهدی صدر نسبت به آقای خاتمی دارد بر توجه عکاسان و خبر نگاران جهان افزود. پادشاه اردن که در گفتگو هايش رئيس جمهور ايران را عمو خاتمی خطاب می کند سعی و کوشش های سياسی ويژه ای داشت. بشار اسد رئيس جمهور علوی سوريه در تيرس دوربين ها تبسم اش را به سوی آقای خاتمی حواله می داد. در اين مراسم سعی و تلاش روانی فراوانی شد تا نگاه ها و تبسم رئيس جمهور ايران و اسرائيل به هم دوخته شد و امپراتوری رسانه ای يهودی ها نيز بی کار ننشستند. بوسه ژاک شيراک بر دستان وزير امور خارجه ی سياپوست امريکا خانم دکتر رايس ابهت فرهنگ آزاد منش فرانسوی را با عکس خبرنگاران به جهان مخابره کرد. دست دادن چارلز وليعهد انگلستان با رابرت موگابه  رئيس جمهور زيمبادوه که  صدای رسانه های انگليس را درآورد نيز از گوشه های جنجالی اين مراسم بود. شيک پوشی رئيس جمهور سوريه آقای بشار اسد و موشه کتساو رئيس جمهور اسرائيل نيز توجه تمامی شرکت های مهم جهان از جمله گی لاروچ و بيژن و کريستن ديور را به خود جلب کرد که در اين مراسم کت و شلوار خوان کارلوس پادشاه اسپانيا دوخت شرکت معروف بيژن که صاحبش ايرانی است بود. هر چند که رسانه های ايران نسبت به اين مراسم تاريخی گوشه هائی را عيان داشته اند ولی برخلاف نظر آنها که موشه کتساو را موسی قصاب خطاب می کنند اجداد رئيس جمهور اسرائيل در ايران درگير معاملات جواهر و زيور آلات بوده اند. ايشان که زبان فارسی يکی از زبان هائی است که به آن سخن می گويند و متولد يزد است اجدادش از دوران بخت النصر در ايران زندگی می کرده اند و ريشه وشجره نامه ی خانوادگی اش او را به يکی از وزرای فعال مسلمان شده ی دوران صفوی نيز می رساند. لازم به ذکر است که در کشور اسرائيل يهوديان ايرانی تبار ارج و اهميت ويژه ای دارند. در آن جامعه که به يهوديان اروپائی اشکنازی می گويند و اين واژه تا حدودی خوشايند روشن فکران اسرائيلی نبوده و طعم و بوی نژادپرستی می دهد يهوديان ايرانی تبار از تيررس مسائل قومی بدور مانده اند. موشه کتساو از خانواده ای است که در بدنه ی نظام آن کشور کارهای کليدی دارند و گفته می شود امور کتابخانه ی ملی اسرائيل بدست يکی از اعضای خانواده ی کتساو بوده است. با توجه به رياست آقای محمد خاتمی بر کتابخانه ی ملی ايران در پيش از رياست جمهوری وسخنرانی اخير ايشان در دانشگاه زاگرب نظر رسانه ها و سياستمداران نزديک به واتيکان بويژه اسپانيا و ايتاليا به ژرفای خطابه فلسفی در باب نور آقای خاتمی در دانشگاه زاگرب که مثالی از موسی خليل الله آورده بوده و بدون ذکر نام روی سخنش با جورج بوش رئيس جمهور امريکا بود معطوف شد. گمانه زنی ها بر اين سايه روشن است که سران اتحاديه اروپا و چند کشيش شرق شناس در اين مراسم عامل ايجاد و روشن کردن يک چراغ يا شمع سياسی بوده اند. سفر فوری آريل شارون نخست وزير اسرائيل به امريکا برای بيرون رفتن از شهرهای فلسطين بی گمان حکايت از آن دارد که دکتر رايس و آقای جورج بوش نيز به فتيله چراغ چشم دوخته بوده اند و اگر دستی سياسی در مراسم تشييع جنازه ی پاپ در دست سياسی ديگری رفته و حرفی گفته و منکر باشند از آن روست که ملت ايران از هر عقيده و مرام مدافع حقوق ملت مظلوم فلسطين است که سال هاست اسرائيل بر گرده اشان ترکه نواخته و متاسفانه از افکار عمومی جهان نيز اعتنائی ندارد. تبليغات مراسم به هر نحوی که بود ابهت و اعتبار سنتی ايران در خاورميانه را به عالم و بويژه ابر قدرت امروز دنيا يعنی امريکا نشان داد و گوشزد کرد که  ايران وزنه ای سنگين و بوجود آورنده ثبات در منطقه است. محمود دهقانی

[ سه‌شنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸٤ ] [ ٦:۱۱ ‎ق.ظ ] [ ]

 درد دلی با زردشت!!!

 روز نوروز اداره مهاجرت استراليا اعلام کرد که به پناهندگان ايرانی به دليل اينکه به مسيحيت گرويده اند اقامت داده می شود چرا که در صورت برگشت به کشورشان مورد آزار و اذيت و اعدام قرار خواهند گرفت. خبر در تلويزيون ها هم پيچانده شد و آقای جان هوارد نخست وزير استراليا هم در اين مورد اظهار نظر کردند. واقعيت اين است که در اردوگاه های پناهنده گی دولت ليبرال آقای جان هوارد که نگهبانان آن به پسر بچه ی ۱۲ ساله ی ايرانی تجاوز جنسی کردند شمر ابن ذی الجوشن هم به هر دينی گرويده خواهد شد....   آقای جان هوارد مردم عالم ريختن بچه های عراقی به آب های اقيانوس آرام را از ياد نخواهند برد.. .. ما ايرانی ها به چه روز های تلخی رسيده ايم که تفو بر تو ای چرخ گردون تفو.... من در کتاب هايم اين درد ها را نوشته ام و نيازی به تکرار آن ندارم. و پست استراليا ۹۰ نسخه ی کتاب هايم را که ناشر از ايران برايم پست کرده بود خمير کرده و تحويلم داد و حق هم داشتند چون من ايرانی ام. پست استراليا در دادگاه گفت تقصير پست ايران است . آن ها خميرش کرده اند و دادگاه هم به من گفت ما نمی توانيم قانون پست کشور  را عوض کنيم.  حق می گويند. نمی گويند؟!.  ولی واقعيت تلخ تر از زهری که من با آن درگيرم از همه جاست. از عالم. نه موافق آنچه در زادگاهم ايران عزيز می گذرد هستم و نه موافق دلسوزی هائی که در مورد من وملتم در خارج می شود. من  ۱۸ سال از  عمرم را در اروپا و استراليا با سازمان های بشر دوست از حقوق انسان دفاع کرده ام. بعنوان عضو سازمان عفو بين الملل به همه سران کشورهائی که در کشورشان حقوق انسان را رعايت نمی کنند اعتراض داشته ام. در دوران رياست جمهوری علی اکبر هاشمی رفسنجانی به ايشان  برای آزادی دکتر علی اردلان نامه نوشته ام و تلاش کرده ام و دکتر اردلان وزير دارائی مهندس بازرگان از زندان آزاد شد  . برای آزادی مريم فيروز  همسر دکتر کيانوری رئيس حزب توده ايران نامه نوشته ام و تلاش کرده ام. برای فرج سرکوهی نويسنده نامدار ايرانی با تمام وجودم سعی و تلاش داشته ام.... به دولت استراليا برای حقوق سياه پوستان (ابوريجينال) صاحبان اصلی استراليا اعتراض کرده ام. به اسرائيل و امريکا برای حقوق زندانيان در آن کشور ها اعتراض کرده و نامه نوشته ام. به کشورهای امريکای لاتين و افريقا و خاورميانه و همه جا اعتراض کرده و برای آزادی زندانيان سياسی  استغاصه کرده ام. و برای خودم کرده ام و منتی بر هيچ کس ندارم چون انسانم و آموزگارم سعدی به من ياد داده است که بنی آدم اعضای يکديگرند...  در اسپانيا گور کن بدون مزد و مواجب پناهندگانی بوده ام که در بيکسی مطلق از دنيا رفته اند. و بقول دوستم شادروان پرويز پروين : مردم از صداقت تمامی صدف های بارور جويا شويد ... اشک  کدام ابر عذادار.....  و در کشورم ايران تنگ نظری و نبود حقوق زن و مرد به حدی است که پس از ۳۶ سال دور بودن از ايران که نه با رژيم شاه سر سازش داشته ام و نه با جمهوری اسلامی جای زندگی ندارم. و الان با دولت ليبرال آقای جان هوارد در استراليا هم همانی هستم که با شاه و شيخ بوده ام. و من هيچ جای دنيا در آرامش نبوده ام .... چندين  روز پيش از نوروز نشريه ی الکترونيکی محلی بوشهر (نسيم جنوب)  در ايميلی خواستند که مقاله ای برايشان بفرستم. چه چيز بهتر و شادی آفرين تر از اين می تواند باشد که آدم در مورد نوروزی بنويسد که مادری از خطه بوشهر اولين پيراهن نوروزی را به تنش کرده  و آجيل به او داده است... اين نشريه که عزيزانی خيلی محترم و گرامی در آنجا هستند و قلم می زنند و همين مشوق من بوده است پيش از اين هم از من مطالبی چاپ کرده است ولی بدون عکس. دوستان وبلاگی زيادی از گوشه و کنار ايميل می دادند که چرا برای نشريه ای که مستقل نيست و دولتی است چيز می نويسی. و من به حساب جوانی اين عزيزان اهميت نمی دادم و می نوشتم. نسيم جنوب دريافت مقاله ی( جشن نوروز خجسته باد)  من را خبر داد و خواستند عکسی هم برايشان بفرستم و من فوری فرستادم و نامه های اين سايت را هم دارم. ديروز که نوروز بود همان دوستان جوان با شادباش نوروزی گفتند عکسی  در نسيم جنوب چاپ شده است که عکس من نيست و مقاله هم در مورد تئاتر است. من با تعجب به سايت نسيم جنوب سر زدم تا اگر اشتباهی رخ داده به آن عزيزان گوشزد کنم. ولی ديدم مطلب و عکس از هم ميهنی است که تصادفا با من هم نام است و از خواندن مقاله اش لذت بردم. و عجبا که عدو شود سبب خير گر خدا خواهد. انديشه اين آقای محمود دهقانی در مورد تئاتر هم با محمود گور کن دربدر خيلی نزديک است و سعی کردم با دوستم آقای جوانمرد تماس بگيرم و آنرا مطرح کنم . همينطور آقای اسکوئی.  ولی سوالی که از سايت نسيم جنوب قابل پرسيدن است اين که يک خواننده چطور بايد بداند اين محمود دهقانی ای که با عکس خودش در کنار مقاله اش در مورد تئاتر نوشته  با آن محمود دهقانی ای که قبلا در چند نوبت بدون عکس مقاله هايش را چاپ کرده ايد بايد تشخيص داده شود. اينجا صحبت از برتری و غيره نيست. صحبت از چيزی است که احتمالا آقای محمود دهقانی  نويسنده مقاله مربوط به تئاتر هم  اگر از شيطنت اطلاعات آن با خبر شوندخشنود نخواهند بود. اين رويه ی زشت قديمی ساواک و پس از آنها سعيدی امامی را نبايد تکرار کرد. زشت و قبيح است و صميمی نيست. تنگ نظری در مورد مقاله (جشن نوروز خجسته باد) که با فاکت و مدرک موخذ آن اعلام شده است توهين به کسی نبايد تلقی شود... و اين است که زردشت بزرگوار شما شعار گفتار نيک و رفتار نيک و کردار نيک را به ما آموختيد و اين شعار ها برای برخی آدم ها نيشتر است . اصل مقاله ( جشن نوروز خجسته بايد ) برای قضاوت در پست قبلی است قضاوت کنيد. محمود دهقانی  

[ سه‌شنبه ٢ فروردین ۱۳۸٤ ] [ ٧:۱٠ ‎ق.ظ ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
RSS Feed