dehgani.persianblog.ir
Mahmoud Dehgani روزنوشت های محمود دهقانی 
نويسندگان
لینک دوستان

خدمت استاد عزيز جناب آقای نگاهی بايد عرض کوچکی را برسانم که در دويست و سی هفت سال حکومت قزلباش که استادم مطمعنا از ترک بودنشان با اطلاع هستند خيلی بيش از اينها مسائلی وجود دارد که به تحقيق نيازمند است. شاردن اين جواهر فروش و سياح فرانسوی که زبان فارسی را مثل زبان مادريش فرانسه صحبت می کرد و انگليسی را هم به لهجه ی آکسفوردی صحبت می کردند عاشق فرهنگ ايرانی بود و در حيرت بود که چه حکمتی در تاريخ ايران نهفته است که تاتارها  و ترک ها به آن بيش از ديگر اقوام عشق می ورزند. اين چه فرهنگی است که سلطان سليم عثمانی  عاشق فرهنگ ايران است و به فارسی شعر می خواند و می نويسد و کلاهش را به کناری می گذارد و می خواهد به سبک پادشاهان ايران برايش تاجی بسازند و می گويد تاج بايد مثل تاج پادشاهان ايران باشد. حالا که صحبت از چهارده هزار روسپی در کار است بايد خدمت استاد نگاهی عرض کنم که اين رقم درست نيست و درست آن بالغ بر بيست و پنج هزار تاست. ولی اين روسپی ها و يا به تعبير و نام جديدش در اروپا ( مدد کاران جنسی) همگی چرخسی بودند و گرجی . که بدبختانه استثمار می شده اند و اين لکه ننگ بر گردن نه تنها فارس بلکه ترک و ارمنی و خيلی های ديگر هم سنگينی دارد. به عرض استاد عزيز می رسانم که اين بدين معنی نيست که روسپی فارسی و يا جاکش فارسی وجود نداشته است. صد البته  روسپی  و جاکش فارسی هم در پايتخت  بوده است ولی بنا به شواهد تاريخی اکثرا غير فارسی بوده اند.  شاردن عزيز که تمايلات مفعولی را هم می شود در فرمايشاتش حدس زد گفته است: زنان شرقی از نافه آهو برای خوشبوئی آلت تناسلی استفاده می کرده اند. اين نشان از اين دارد که شواليه عزيز با شراب شيراز گهگاهی سری به روسپی خانه هم می زده اند. به هر صورت استاد عزيز: من چرخشی در نوشتار شما به نسبت روزگاری که در روزگار نو می نوشتيد مشاهده می کنم که با ـ شراب چو کهنه شود نشئه دگر دارد ـ در تناقض است. بلند اجويت نخست وزير اسبق ترکيه چند هفته پيش گفته است: اسم من بلند است که واژه ای فارسی است. اسم همسرم رخشان است که باز هم فارسی است. می گويند فرهنگ ترک و فارس در هم ادغام شده است . استاد دامن زدن به ترک و فارس کار هنری و ترقی خواهی نيست. من روزی در سراب شما مهمان مادر دوستی که سال ها در خارج با هم دوستيم بودم. پير زن در کنارم می نشست و من  را می بوسيد و به آذری چيزی می گفت. از دختر جوانی پرسيدم پيرزن چه می گويد؟ دختر گفت پير زن می گويد: بوی پسرم را می دهی. البته استاد بنده فارسی ام با مادر اصلی خودم هم فرق دارد. با ارادت و اخلاص محمود دهقانی

[ شنبه ٧ خرداد ۱۳۸٤ ] [ ٩:۱۱ ‎ق.ظ ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
RSS Feed