dehgani.persianblog.ir
Mahmoud Dehgani روزنوشت های محمود دهقانی 
نويسندگان
لینک دوستان

 اسم این گربه ی سفید ایرانی در شناسنامه تاج  است و  سه سال سن دارد. قیمتش با مخارج دکتر و "واکسن" و غیره هزار و دویست دولار تمام شده. تاج در سیدنی استرالیا نزدیک اقیانوس آرام  دنیا آمده . گربه "سیامی" پائین اسمش خشایار است  و چند ماهی از تاج کوچکتر است. خشایار در اروپا،  دراستان  گالیسیا، در شمال اسپانیا نزدیک اقیانوس اتلانتیک به دنیا آمده و از سن چهار هفتگی از گالیسیا به مادرید آورده شده و قیمت خشایار هم بعد از واکسن و غیره حدود هفتصد یورو تمام شده. اسامی هر دو گربه فارسی است. البته پنهان نمی کنم که این اسامی فارسی ریشه در مسایل  سیاسی روز دارند. من  و دوستم  در سیدنی تا یک هفته در جستجوی نامی برای تاج بودیم. توصیه دوستم  این بود که اسم باید  از سه حرف تشکیل شده باشد. می گفت چون گربه ی  نژاد ایرانی است دلش می خواهد یک اسم موزیکال و زیبای ایرانی داشته باشد...

 

 

آن روز ها حکومت پیشین لیبرال استرالیا بر سر کار بود. حسابی کفر من را درآورده بودند و 90 جلد کتابم را که ناشر برای فروش از ایران به استرالیا فرستاده بود در پست استرالیا خمیر کرده بودند و من به دادگاه شکایت کردم ولی هیچ کس به صدای اعتراض من اهمیت نداد و می گفتند پست ایران این کار را کرده ولی دروغ می گفتند و من آنها را هیچوقت نمی بخشم. تبعیض و خیلی بدبختی های دیگر داشت گل می کرد. اصلا به آن دامن زده می شد.روزی نبود که  در تلویزیون اینجا اسمی از مسلمان ها نباشد.  چه با نماز و چه بی نماز برای رسانه ها فرقی نمی کرد.  ییش نماز مسلمانان سیدنی که مصری است هم جدی با دولت پیشین در افتاده بود.  سبز ها، طرفداران محیط زیست، سازمان های  ضد جنگ، چپ های استرالیا و طرفداران حقوق بشر هم پشتیبانش بودند. او برای آزادی یک استرالیائی به عراق رفت و تا آن اسیر استرالیائی را آزاد نکرد به سیدنی برنگشت. ولی بعد در حقش نامهربانی کردند که من در آن مورد در این وبلاگ چیزکی نوشتم و اگر کسی خواست  دوباره آنرا بخواند در آرشیو موجود است. شیخ تاج الدین هلالی مفتی مسلمان های سیدنی بود که الان یک نفر دیگر به جای او انتخاب شده. شیخ تاج الدین هلالی در همه ی راهپیمائی های ضد جنگ شرکت داشت...

 دوست من، دختر شهری کوچک از استرالیای جنوبی است که اجدادش از انگلیس به استرالیا کوچانده شده اند. سرش توی سیاست نبود  ولی او هم مثل من از دولت پیشین خوشش نمی آمد. اصلا از اخبار تنفر دارد. طرفدار سرسبزی کره ی زمین و محیط زیست است. برای اینکه مزاحم من نباشد می رفت بیرون و نیم ساعتی در پارک پیاده روی می کرد. وقتی چند بار اسم شیخ تاج الدین هلالی را در اخبار تلویزیون  شنیدم متوجه شدم تاج از سه حرف تشکیل شده و فارسی است.  دوستم که به خانه برگشت بدون آنکه از ایده ی من آگاهی داشته باشد اسم تاج را پسندید. طفلکی در سفری به هند  باغ ایرانی و ساختمان تاج محل و معماری شگفت انگیز دوره ی صفوی اش را دیده بود و با شنیدن تاج چهره اش گل انداخت.  روزاولین  "واکسن"  دکتر برای تشکیل  پرونده  پرسید: اسم گربه؟ من فوری گفتم تاج. این نام در شناسنامه ثبت شد...

 و اما مزدا پسر بنده  که در مادرید اسپانیا با مادر و مادربزرگش زندگی می کند هم  برسر لج سازند ه ی فیلم 300 اسم گربه اش را در اروپا،  خشایار شاه گذاشت که مادر و مادر بزرگ که فقط زبان اسپانیولی می دانند یک بار از سر ناچاری به سفارت ایران در مادرید برای تلفظ صحیح اسم گربه یعنی خشایار شاه زنگ زدند که به سفارت برخورده بود...  مزدا هم عاشق طبیعت است و تابلو نقاشی سی و سه پل زاینده رود اصفهان او را یک گالری به قیمت خوبی فروخته  و درسفرش به سیدنی هم به درخواست من آن را روی دیوار خانه  کشیده است...  من در سیدنی و مزدا در مادرید، گربه ها را طوری تربیت کرده ایم که در تلفن با هم میو می کنند.  بعد از نیم قرن عمر، صادقانه اعتراف می کنم که من خیلی چیزها از تاج، این حیوان کوچک آموخته ام. درک درست معما گونه اش از اعلام خطرزلزله و آذرخش، نشستنش توی باغچه و گوش خواباندن به خش خش ترد برگ ها،  نگاه ژرف به طبیعت، لم دادن زیر مهتابی، سرمستی بعد از شام، نشستن پشت پنجره در هنگام غروب افتاب و حیرت از اینهمه نورچراغ های شهر و بعد فوتبال بازی خودش با خودش،  با یک توپ کوچک  تنیس روی میز...  وقتی از دنیا و مافیها خسته می شوم دمی با تاج بودن  و این چیز هاست که آرامم می کنند. به قول ترانه ی شادروان فرهاد: " با اینا زمستونو سر می کنم/ با اینا خستگیمو در می کنم/ بوی باغچه  بوی  حوض....      

 

[ شنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٧ ] [ ٤:٤۳ ‎ب.ظ ] [ ]

آقای شمس لنگرودی شاعر نامدار ایرانی مهمان استرالیاست.  آقای لنگرودی روز شنبه هفتم و بیست و یکم فوریه در منطقه چتسود سیدنی برنامه ادبی و  شعر خوانی خواهند داشت.  خانه فرهنگ ایران و کتابخانه ی ایرانیان در سیدنی این برنامه فرهنگی را برگزار خواهند کرد.  شمس لنگرودی با احاطه و تسلط کم نظیری که بر ادبیات فارسی  بویژه  شعر، پژوهش و نقد نویسی  دارند یقینا با استقبال گسترده ی جامعه ایرانی سیدنی و دیگر شهرهای استرالیا روبرو خواهند شد. فرهنگ و تمدن استرالیا از تلاش اقوام گوناگونی پدید آمده  که در پی جنگ ها و انقلابات گوناگون به این سرزمین کوچانده شده اند. در میان ملل مختلفی که در این کشور زندگی می کنند ایرانیان نیز سهم بسزائی دارند. با تشریف فرمائی و قبول دعوت از طرف هنرمندان و شاعران، نویسندگان ، عارفان ،  دانشمندان و نقاشان میهمان به استرالیا، این عزیزان  از گوهر طبع و اندیشه ی خود گنجینه هنر و عشق به زبان و فرهنگ زادبومی  را در جامعه ی ایرانی و فارسی زبان ها  تشویق و غنی تر می کنند. با برگزاری شب شعر و دعوت از نویسندگان ، شاعران و هنر مندان  است که ایرانیان و فارسی زبانان در این گوشه ی دنیا ، از فرهنگ دیر پای خود نیرو می گیرند.  .سازمان همیاری ایرانیان و دیگر سازمان های فرهنگی ،  بویژه دکتر سیروس رزاقی پور در سیدنی ، دکتر جلیل دوستخواه در تانزویل ، دکتر کاظم ابهری در آدلید  و خیلی از عزیزان در شهرهای مختلف استرالیا  با تلاش گسترده ی خود سعی در استحکام و پیوند فرهنگی بین  ایرانیان و پارسی زبانان با فرهنگ زادگاهی خود دارند.                                                                                                                             

 

[ شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٧ ] [ ٤:٠٢ ‎ب.ظ ] [ ]

یکی از بنا های بسیار زیبائی که سالانه بازدید کنندگان بی شماری را از شهرهای داخلی استرالیا و خارج کشور به خود جلب کرده (اوپرا هوس) در سیدنی است. گرداگرد این بنای شاعرانه را آب فرا گرفته و روزانه شمار بسیاری از کشتی های غول پیکر و کوچک  مسافربری خارجی و داخلی از کنار آن می گذرند. این بنا که همچون شقایقی بر لب آب سر برون آورده ، روبری پل پولادی (هاربار بریج) قرار دارد و به زیبائی های طبیعی پیرامون خود کرشمه می دهد. از سوی دیگر ، در روبروی این ساختمان،  طبیعی ترین بوستان جهان با پرندگان نادر اقیانوسیه ای ، و با آوازهای غریب خود، بویژه در غروب نارنجی رنگ آفتاب ، هر تازه واردی به شهر سیدنی را مجذوب آوازهای خود می کنند. طرح معماری و شهر سازی در این نقطه ی شهر در مجموع حساب شده بوده ولی به گونه ای است که منظر طبیعی شهر همچنان زیبا و بکر و دست نخورده بر سر جای خود باقی مانده است. در یک سو،  بر فراز پل هاربار، شهرداری  با نصب فشفشه های رنگی هرساله جشن زاد روز عیسای مسیح را بر گزار می کند و با این ابتکار پول کلانی برای آبادانی شهر پارو می کند. صرف یک شام در رستوران های این منطقه  در آن  شب که می شود فشفشه های نورانی را مشاهده کرد،  به قیمت هائی از چهار صد دولار،  تا یک هزار و هشتصد دولار می رسد. یعنی رقمی نزدیک به دو ملیون تومان برای یک شام،  آن هم به یاد مسیحی که خود و حواریونش در شام آخر لئوناردو داوینچی فقط قطعه ای نان و جامی شراب در سفره داشت. از طرف دیگر دختران دم بخت سیدنی هم با نامزد هایشان و لباس های سفید عروسی که به یک سنت تبدیل شده، پای همین پل می آیند و عکس می گیرند و می رقصند. این جوانان عاشق با یک تیر دونشانه می زنند. یکی آنکه گفته می شود کاپیتان کوک چهره ی ملی سفید پوستان انگلیسی استرالیا در بدو ورودش در آنجا پیاده شده است و دیگری نوعروسان و تازه دامادان، استقامت و پایداری این پل پولادی را در نظر دارند که روزانه ملیون ها شهر وند از روی آن می گذرند. که این خود درسی است که آنها نیز باید همچون پل پولادی با هم در غم و شادی، و در تمامی طول عمر وفادار بمانند. موزه ی هنر، کتابخانه مرکزی، موزه ملی،  مرکز استانداری و بوستان های با شکوه دیگری نیز در این محدوده قرار دارند. ایستگاه (سرکولار کی) پر رفت و آمد ترین ایستگاه قطار و اتوبوس های این شهر شش ملیونی نیز برای رفت و آمد به دیگر مناطق شهر از آنجا می گذرند. زیبائی اوپرا هاوس آنچنان آوازه ا ی جهانی به خود گرفته است  که در یونسکوصحبت از ثبت آن به عنوان یکی از عجایب هنر معماری  دنیا می شود. این بنای زیبا و منحصر بفرد را یک معمار دانمارکی بنام (یورن اتزون) طراحی کرده است. این هنر مند برجسته ی دانمارکی در نهم ماه آوریل سال 1918 میلادی در کپنهاگن پایتخت دانمارک چشم بر جهان گشود. پدرش از متخصصان امور حمل و نقل دریائی بود. یورن اتزون در ابتدا به شدت به مجسمه سازی علاقه داشت، ولی با ورود به آکادمی هنرهای زیبای سلطنتی کپنهاگن ، رشته معماری را دنبال کرد. یورن اتزون بدلیل تخصص پدر از اوان نوجوانی به سفر بر دریا علاقه مند بود. او به کشورهای بی شماری سفر کرده است. پس از سفرهای دور و دراز ، پایش به استرالیا رسید و در شهر سیدنی جاگیر شد.  در همین شهر سیدنی بود که طرح اوپرا هوس او در میان انبوهی از طرح های ارائه شده بشدت مورد علاقه دست اندر کاران شهر سازی ایالتی و فدرال استرالیا قرار گرفت. لازم به یاد آوری است که در بیش از نیم قرن پیش و در پی آبادانی و شهر سازی در استرالیا و بویژه در بندر سیدنی که یکی از بنادر تجاری مهم و پر جمعیت این کشور است، پروژه های مهمی از جمله پل پولادی منحصر بفرد هاربار بریج ، ساختمان ملکه ویکتوریا، ساختمان پست مرکزی، تالار شهر و شمار زیادی از ساختمان های مدرن و حتا کلیساهای سبک (گوتیک) ساخته شد. استاندار وقت (نیو ساوت ویلز) در مرکز شهر سیدنی برای آسایش و تفریح شهر وندان  و برای اجرای کنسرت ، اوپرا،  و همه ی لازمه های مرکز هنری و فرهنگی و همراه با محیط آرام بزم شبانه در آن فرهنگسرا،  دستور طرح اوپرا هاوس را صادر کرد. هنر مند دانمارکی، یورن اتزون شروع به کار کرد. درست در انتهای کار سترگ این هنرمند بود که واقعه ای ناخوشایند رخ نمود. یورن اتزون که شخصی صمیمی و مسلط به کار خود بود با آقای ( داویس هاگز) وزیر امور اجتماعی بر سر بودجه طرح،  درگیری پیدا کرد و بشدت آزرده شد. اوپرا هاوس در 1973 میلادی یعنی سی و شش سال پیش به پایان رسید ولی یورن اتزون با خاطری آزرده سیدنی را برای همیشه به سوی شهر مایورکا در اسپانیا ترک کرد. او تا مدت زیادی در مایورکا زندگی کرد. یورن اتزون چند ماه پیش،  در روز 29 نوامبر 2008،  در سن 90 سالگی آنگونه که پسرش (کیم) اعلام داشت با حمله قلبی در کپنهاگن چشم بر جهان فرو بست. خبرگزاری های جهان، شبکه های تلویزیونی استرالیا، ان بی سی و روزنامه های معتبر گاردین، ال پائیس در اسپانیا و هرالد تریبیون درگذشت این هنرمند پر اوازه را به جهان مخابره کردند. 

 محمود دهقانی

[ چهارشنبه ٢ بهمن ۱۳۸٧ ] [ ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
RSS Feed