dehgani.persianblog.ir
Mahmoud Dehgani روزنوشت های محمود دهقانی 
نويسندگان
لینک دوستان

نلسون رولیهلاهلا ماندلا، رئیس جمهور سابق افریقای جنوبی که فقط با نام کوتاه شده ی خود نلسون ماندلا بر سر زبان مردم جهان افتاد در هیجدهم جولای سال ۱۹۱۸ میلادی در روستائی در نزدیکی "اومتاتا" در "ترانسکی" افریقای جنوبی چشم بر جهان گشود. این نویسنده ژرف نگر افریقائی در سن نود و یک سالگی ، هنوز هم  برای آزادی و حقوق انسان دست از تلاش بر نداشته است. پدرش از طوایف "تمبو" بود. نلسون از اوان نوجوانی یعنی روزگاری که چشم  بر بی عدالتی اقلیتی سفید پوست بر اکثریت سیاه پوست  سر زمین خود افریقای جنوبی گشود، عاشق حقوق و عدالت اجتماعی بود. او در کالج "فورت هر"  در رشته هنر و  از دانشگاه "ویتواترسراند" در سال ۱۹۴۲ میلادی درس خود را در رشته حقوق به پایان رساند. در سال ۱۹۴۴ عضو کنگره ی ملی افریقا شد و چهار سال بعد سرسختانه پا به میدان مبارزه خستگی ناپذیر خود بر علیه آپارتاید گذاشت. نلسون یک بار در سال ۱۹۶۲ دستگیر و محکوم به پنج سال زندان با کار و اعمال شاقه شد. او سال ها در زندان "روبین اسلاند" در "کیپ تاون" بود که بعد آزاد شد. در دوران زندان فرزند کوچکش را از دست داد ولی رژیم ضد مردمی آپارتاید اجازه نداد او در مراسم اندوهبار خاکسپاری فرزندش حضور یابد. نلسون ماندلا  از کشورش فرار کرد و در خارج از کشور پناهنده ی سیاسی شد ولی شب و روز در پی تلاش برگشت به میهنش بود تا با برقراری آزادی اجتماعی به صورتی منطقی کشور را از دست اقلیت سفید پوست نژاد پرست آزاد کند. در دوران پر مشقت زندان بود که به عنوان چهره ای مقتدر  ضد بی عدالتی و نژاد پرستی در افریقا و در کل جهان شناخته شد. نلسون ماندلا بشدت تحت تاثیر ماهاتما گاندی قرار داشت.  آوازه ی این انسان راسخ و نستوه در جهان آنچنان پیچید که خواب را بر چشم نژاد پرستان حرام ساخت و با مبارزه ی حقوقی او و مردمش بود که سرانجام در فوریه ۱۹۹۰ میلادی از زندان آزاد شد. یک سال  بعد از رهائی از زندان حزب کنگره را که از سال ۱۹۶۰ میلادی ممنوع شده بود  به جریان انداخت و جان تازه ای در روح حزب دمید. نلسون ماندلا که در امریکا تا مدت ها پس از آزادی از زندان ، هنوز نامش در لیست تروریست ها قرار داشت گفته بود که این به دلیل مقاومت ما با آپارتاید است و ما تا آخر راه بر علیه نژادپرستی و برای حقوق اکثریت ملت خود از تلاش دست بر نخواهیم داشت. نلسون که  به مدت ۲۷سال یعنی از  ۴۴سالگی تا ۷۱ سالگی عمر خود را در زندان ها  گذرانده بود از طرف سازمان های بشر دوست جهان، بویژه سازمان عفو بین الملل، پشتیبانی و برای آزادی اش از زندان تلاش مستمر می شد چرا که او یک زندانی سیاسی به تمام معنا بود. او حتا پس از پیروزی نیز در همه ی محافل و حتا در  سفرهایش،  از حقوق انسان ها دفاع کرد. در سفری به استرالیا با پشتیبانی از حقوق سیاهان "ابوریجینال"  خشم عده ای را برانگیخت. او که ناطقی مسلط است و بر جنبه های حقوقی بشر احاطه دارد با تبسم و نگاهی پر معنا پیروان فلسفه ی  نژاد پرستی را نکوهش کرد.در همین حال اکثریت ملت استرالیا بر عکس اقلیتی نژاد پرست از نلسون ماندلا استقبال شایانی کردند. ماندلا نه تنها از حقوق مردمی که در جهان حقوقشان پایمال شده است دفاع می کند ، بلکه در مبارزه  با بیماری های مهلکی نظیر "ایدز" و سل نیز در تلاش است. او که خود فرزند ۵۴  ساله اش " ماگاکاتو ماندلا" را  در اثر بیماری ایدز فراگیر در جهان، از دست داد، گفت بگذارید از ایدز آشکارا سخن بگوئیم و آن را نپوشانیم. در همین راستا بیل کلینتون رئیس جمهور پیشین ایالات متحده امریکا نیز با نلسون ماندلا هم داستان شد و گفت آلودگی به ایدز نباید اسباب شرمندگی باشد.از سوی دیگر نلسون ماندلا هشدار داد ایدز نیز جنگی بر علیه بشریت است که نبرد علیه این بیماری  پیروز نخواهد شد مگر این که جامعه جهانی برای مقابله با بیماری سل و ایدز تلاش بیشتری کند. او از سران کشورهای گروه هشت خواست تا قدرت رهبری ، بصیرت و شجاعت سیاسی را در مبارزه با ایدز نشان دهند. یاد آوری این نکته ضروری است که نلسون ماندلا، این قهرمان حقوق بشر جهان، خود نیز نجات یافته از بیماری سل قلمداد می شود و در کشورش به دلیل فقر در دوران آپارتاید از چهل و پنج ملیون جمعیت این کشور پنج ملیون به بیماری ایدز مبتلا هستند.این اپیدمی در هند نیز چندین ملیون و در روسیه نیز شمار وحشتناکی  را مبتلا کرده است. با فریاد این انسان شرافتمند بود که بیل گیت بنیانگذار مایکروسوفت برای مبارزه با اپیدمی ایدز در جهان،  ۴۵ ملیون دلار اهدا کرد. کنسرت های موسیقی عظیمی در چهار گوشه جهان بوسیله هنرمندان بر گذار شد تا با فروش بلیط به پژوهش و راه علاج این بیماری ها کمک شود. ستارگانی چون "ویل اسمیت" و " آنی لنوکس"  و گروه "کویین" همراه با " کتی ملوا"  و " ایندیا آری"  و دیگر هنرمندان به منظور مبارزه با ایدز بر صحنه رفتند. جالب اینکه کنسرت، با شماره ا ی که بر روی پیراهن نلسون ماندلا در دوره ی زندانی بودن در زندان آپارتاید "۴۶۶۶۴" بود،  نامگذاری شد. این پیر مبارزه با بی عدالتی نه تنها برای پژوهش و از میان بردن ایدز و سل بلکه برای حقوق ملت ها ی دیگر کشورها نیز هیچگاه خاموش ننشسته است . او یکی از سیاستمداران بزرگ جهان است که دخالت امریکا و دیگر زور گویان هم پیمان آنها را در خاور میانه محکوم  کرده و اعلام داشته است که نگرش  امریکا تهدیدی برای صلح جهانی است. او به جرج بوش رئیس جمهور پیشین امریکا هشدار داده بود که به عراق حمله نکند. این سیاستمدار بشر دوست  در همه جا از ایرانیان با نام نیک سخن می راند و اقدام ایران  پس از انقلاب  را در پی قطع رابطه با افریقای جنوبی در دوره ی حکومت اقلیت سفید پوست نژاد پرست ، ستوده است. نلسون ماندلا کودتای شوم بیست هشت مرداد و سرنگونی حکومت ملی دکتر محمد مصدق بوسیله امریکا را نیز محکوم کرده است. او که برنده ی جایزه ی صلح نوبل است  بعد از انتخاب به عنوان رئیس جمهور کشورش نسبت به اقلیت سفید پوست، به جای انتقام، روش صادقانه ای در پیش گرفت و رو به ملت خود اعلام داشت ما می خواهیم کشورمان را بسازیم. او به سفید پوستانی که در دوران ستم آپارتاید در کنار سیاهان بودند تشکر کرد و با این کار به اکثریت سیاهپوست تفهیم کرد که همه ی سفید پوستان نژاد پرست نیستند . ازمیان آنها از خانم "هلن سوزمن" به نیکی یاد کرده است. هلن سوزمن دختر یک مهاجر یهودی اهل لیتوانی ، تنها نماینده ای در پارلمان سفید پوستان بود که نژاد پرستی را محکوم می کرد و دوبار هم نامزد جایزه صلح بوده است. نلسون ماندلا در  کتاب خاطرات خود نوشته است: دیدن این زن بی باک در حالی که به داخل سلول چشم دوخته  و در محوطه زندان راه می رفت صحنه ای فوق العاده بود. او تنها زنی بود که با حضورش سلول های ما مزین می شد. این خانم که تقریبا همسن ماندلا بود و در ۱۹۱۷ به دنیا آمده بود در سن نود و یک سالگی درگذشت و نلسون ماندلا برایش احترام بسیار قایل بود. نلسون ماندلا پس از پیروزی در کشورش دست به اتحاد مردم خود از هر رنگ زد.اندیشه ژرف و بدون بغض نلسون ماندلا که آینده ی کشورش را در نظر داشت،  آقای "اف دبلیو دکلرک" رقیب پیشین و رئیس جمهور سفید پوست  افریقای جنوبی را به تحسین واداشت و نلسون ماندلا را یکی از شخصیت های بزرگ قرن توصیف کرد و خود نیز به دلیل درک واقعیت ها در سال ۱۹۹۳ میلادی جایزه ی صلح نوبل را دریافت نمود. " اف دبلیو دکلرک" گفت  نلسون ماندلا شخصیتی با وقار ، فروتن و با اعتماد به نفس است که با نام نیکی که دارد جامعه ی از هم جدا شده ی ما را به هم متصل کرده است. نام نیک نلسون ماندلا، این ابر مرد انساندوست، سمبلی است برای جوامعی که می خواهند با عقاید گوناگون و از هر رنگ و مرام ، با مسالمت و احترام به دگر اندیشان و در سایه ی آزادی کشورشان را در مسیر عدل و عدالت رهبری  کنند و بسازند                                                                                                                      

[ سه‌شنبه ۳٠ تیر ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ ] [ ]

 

رابرت د نیرو هنرپیشه سرشناس و چهره ی بین المملی سینمای هالیود که خود یک ایتالیائی تبار است، پدرش یک نقاش بود که پس از مرگ، آثار هنری از خود بر جای گذاشت. بعد از مرگ پدر، رابرت د نیرو فرزند شرشناس وهنرمند ، آثار پدر را در نمایش گاه های سراسر جهان به نمایش گذاشت. پدر رابرت د نیرو یک اکسپرسیونیست انتزاعی بود. او که در سال 1993 میلادی در سن هفتاد سالگی در مانهاتن نیو یورک در گذشت، در سال 1922 میلادی در" سیراکوس" به دنیا آمده بود. در سال های 1939 و 1941 میلادی در مدرسه هنری "بلک مونتن" درس خوانده بود. در اوایل سال 1950 میلادی همراه با چهره های هنرمند آن دوران از جمله " لاری ریورس" و " لستر جونسون" به عنوان اکسپرسیونیست شناخته شد. بنا به گزارشات گوناگون فروشنده آثار پدر رابرت د نیرو یک دلال هنری به نام " لارنس  سالندر" است که متهم به سرقت 5 ملیون دلار از جاهای مختلف و سرقت 88 ملیون  دلار از " جان مک انرو"  تننیس باز مشهور پیشین امریکااست . لارنس سالندر متهم به  کلاه برداری از بانک  "اوبکا" نیز بود که در آن رابطه دستگیر و بعد آزاد شد. برآورد می شود که از بابت این فروش غیر قانونی، رابرت د نیرو بیش از یک ملیون دولار از دست داده است. مرکزی که به نحوی گفته می شود در این فروش غیر مجاز دست داشته  مرکز "لاچیس" است که آثار هنر تجسمی امریکائی-فرانسوی " گوستون" را پیش از این نیز  فروخته است.    

[ پنجشنبه ٢٥ تیر ۱۳۸۸ ] [ ٤:٥٦ ‎ب.ظ ] [ ]

 در پی قتل "مروة الشربینی " یک خانم دانشجوی داروساز  مصری در آلمان بدست یک شهروند نژاد پرست آلمانی، واکنش‌ها در مصر بالا گرفته است. در همین رابطه وکلای حقوقی مصر خواستار ارائه این پرونده به دادگاه بین‌المللی جنائی شده اند.  وکلای حقوقی مصر قتل این دانشجوی مصری به دست نژاد پرستان آلمانی را "جنایت علیه صلح جهانی " ذکر کرده اند و بر محاکمه قاتل وی  در یک دادگاه بین المللی تأکید کرده اند.
در  رابطه با همین موضوع "رمضان الغندور " وکیل مدافع کمیته دفاع از الشربینی ٠(دانشجوی مصری) گفت: تا زمانی که متهم این قضیه در دادگاه بین‌المللی محاکمه نشود، هرگز چشم پوشی نخواهیم کرد. قتل الشربینی عمدی است و باید قاتل او محاکمه شود.
از سوی دیگر "محمد عبدالقدوس " گزارشگر  کمیته آزادی سندیکای روزنامه‌نگاران مصری گفته است: "جنایت قتل الشربینی بخشی از سلسله اقدامات سرکوبگرانه  علیه مسلمانان در اروپا است. "
وی از رئیس جمهور مادام العمر مصر "حسنی مبارک "  خواسته است تا شخصا این مسئله را با مقام‌های آلمانی بررسی کند  و هر چه سریعتر قاتل این خانم مصری بی گناه  محاکمه و به اشد مجازات برسد .عبدالقدوس در ادامه گفته است: کسانی‌ که حوادث افغانستان، پاکستان و عراق و اهانت‌های هدفمند علیه مسلمانان در مراکز پلیس و فرودگاهها در کشورهای اروپائی را دنبال می‌کنند، درمی‌یابند که اروپائی‌ها به طور هدفمند اقدامات سرکوبگرانه علیه مسلمانان را ادامه می‌دهند و رفتار آنان برخلاف اظهارات آنها بر طرفداری از حقوق بشر است.
دیروز نیز اعتراض‌کنندگان به قتل الشربینی در مقابل سفارت آلمان در قاهره تجمع کرده بودند و خواستار مجازات قاتل وی شدند. واقعیت تلخ تر از زهر  این است که اروپائیانی که دایه ی دلسوز تر از مادر حقوق بشر برای ما خاورمیانه ای ها هستند چرا خود توبه کمتر می کنند؟؟؟!!

[ پنجشنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۸ ] [ ۳:۳۳ ‎ب.ظ ] [ ]

"گرگور" نام  وبلاگ و " سربازخانه سیاه" نام شعری بی نطیر از شاعر بوشهری فرزین خجسته  است. این شعر زیبا  را در اینجا بخوانید.  

www.gargoor.blogfa.com

[ سه‌شنبه ۱٦ تیر ۱۳۸۸ ] [ ٥:٠۱ ‎ق.ظ ] [ ]

آقای دکتر آرش  حجازی ارجمند با درود من شما را نه از طریق تالیفات بلکه در مرگ ندا اقا سلطان می شناسم.  نخست از هر چیز باید عرض کنم ملت انگلستان بسیار دوست داشتنی اند . من عاشق ادبیات و فرهنگ انگلیسی ها هستم ولی برای سیاست انگلستان به اندازه ی یک سر تربزه هم ارزش قایل نیستم. چرا که روباهان سیاسی تاریخند . در مورد قتل ندا در  تهران و حضور شما در لحظه مدد رسانی  و انعکاس خبری آن بوسیله بی بی سی بر این باورم که عمده ی شک و تردید ها شاید به دلیل سکونت شما در کشوری است که در کودتای شوم بیست هشت مرداد و سقوط حکومت ملی دکتر محمد مصدق و تاسیس کنسرسیوم غارتگر نفت به مردم ایران خیانت کرده است. با آشنائی کمی که به اخبار و رسانه های گروهی دارم مصاحبه بی بی سی با شما طوری تنظیم شده بود که به سود شما نباشد و بتواند شک و تردید ملی به وجود آورد. حال این موضوع به چه نیتی بود خود آنها یقینا بهتر می دانند.  من مثل هر ایرانی دیگری از مرگ ندا رنج بردم و بر این باورم برای اثبات این قتل جانخراش اطلاعات تکنیکی خود شما ولو اندک به هر طریقی که صلاح می دانید موثر است. به یاد داشته باشید که ملت ایران کینه ی  به حق خود را از انگلستان در موردی که پیش از این عرض کردم به دل دارد و سابقه ی شک ایرانیان به انگلیسی ها را حتا در فیلم های پیش از انقلاب هم شاهد بوده ایم. بلوکه کردن دارائی یک میلیار و نیم پوندی ایرانیان در شرایط حال و داستان غصب باغ قلهک در دوره ی قاجار شاهدی بر این تردید ملی ایرانیان است.  نگارنده به عنوان کسی که  پدر بزرگش به دست استعمارگران انگلیسی سر به نیست شده است بر این باورم که شاید خیلی از ایرانیان به شما به عنوان شاهد مرگ ندا به صورت سیاسی و با ضدیت گروهی با دولت و سمپاتی با شما برخورد داشته باشند ولی خیلی ها با شک و تردید به شما و آن حادثه می نگرند. شما به عنوان یک داستان نویس لابد آشنا هستید که مردم حق دارند تردیدهائی داشته باشند. نگارنده بر این باور است که هر انگیزه ای به حرکت شما ربط داده شود تنها شمائید که شفافیت موضوع را می توانید به ملت خود ثابت کنید. شما نویسنده ملت ایرانید. باری تکرار می کنم  شمائید نه دولت جمهوری اسلامی . شما دورادور هم برای اثبات این حادثه جانخراش می توانید تلاش کنید. از اینکه سیاست یک دولت یا نظام با خواست شما هماهنگ نیست ایرادی نیست و  مطمئن باشید تنها نیز نیستید چرا که نگارنده این سطور نیز از سر تا پای مسایل سیاسی درون کشور ایراد دارم. با آرزوی بر ملا شدن واقعیت این حادثه جانخراش.

وبلاگ دکتر آرش حجازی:  http://ahejazi.persianblog.ir/post/86/

[ شنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۸ ] [ ٧:۱۳ ‎ب.ظ ] [ ]

بعد از درگیری های خشونت باری که در نتیجه اعلام آرای انتخاباتی پیش امد ، شوربختانه عده ای از هم میهنان ما جان باختند. در میان این جان باختگان تیر صیاد ناجوانمردی که قلب ندا آقا سلطان این دانشجوی  بی گناه  را نشانه گرفت هنرمندان، شاعران، نویسندگان و در مجموع مردم ایران را از هر دسته و گروه به شدت متاثر و غمزده کرد و در سوگ نشاند. این حادثه به دست فراموشی سپرده نخواهد شد مگر اینکه هیئتی منصف و کارآزموده با تحقیقاتی وسیع موضوع را دنبال کرده و مسببان از هر دسته و گروه، چه داخلی ، چه خارجی و چه دولتی به ملت معرفی شوند. این مهم با آزادی کامل خبررسانی ممکن است که متاسفانه هنوز عده ای از خبرنگاران در بازداشت بسر می برند. محدود کردن آزادی بیان و اطلاع رسانی و پنهان کردن حقایق به سود هیچ گروهی در ایران نیست. باید روزنامه نگاران دارای وکیل مدافع بوده و جرم آنها اعلام شود. یک خبر نگار به دنبال نشر آنچه می بیند می باشد و حق دارد گزارشات خود را طبق دیده های خود انتشار دهد. تاکنون از وضعیت جمعی از خبرنگاران داخلی و خارجی در ایران اطلاعات درستی در دست نیست. سازمان عفو بین الملل که مدافع زندانیان سیاسی در جهان است  و نه تنها در ایران بلکه در اقصا نقاط جهان از زندانیان دفاع می کند خواستار آزادی روزنامه نگاران از بازداشتگاه های درون کشور است.  روزنامه نگارانی  که نامشان در بیانه  سازمان عفو بین الملل ذکر شده است و خواستار آزادی آنها است عبارتند از نویسندگان و مسئولان سایت کلمه و روزنامه کلمه سبز، خبر نگار یونانی ایاسن آتاناسیادیس، مازیار بهاری، عبدالرضا تاجیک، مجتبی پور محسن و محمد قوچانی.  

[ یکشنبه ٧ تیر ۱۳۸۸ ] [ ٩:۳۳ ‎ق.ظ ] [ ]


شمس لنگرودی)

دخترم

سنت شان بود

زنده به گورت کنند

تو کشته شدی

ملتی زنده به گور می شود.

ببین که چه آرام سر بر بالش می گذارد

او که پول مرگ تو را گرفته

شام حلال می خورد.

 

تو فقط ایستاد ه بودی

و خوشدلانه نگاه می کردی

که به خانه ات بر گردی

اما دیگر اتاق کوچک خود را نخواهی دید دخترم

و خیل خیال های خوش آینده

بر در و دیوارش پرپر می زنند.

 

تو مثل مرغ حلالی به دام افتادی

مرغی حیران

که مضطربانه چهره ی صیادش را جستجو می کند

تو به دام افتادی

همچون خوشه ی انگوری

که لگدکوب شد

و بدل به شراب حرام می شود.

 

کیانند اینان

پنهان بر پنجره ها، بام ها

کیانند اینان در تاریکی

که با صدای پرنده ی خانگی

پارس می کنند.

 

کشتندت دخترم

کشتندت

تا یک تن کم شود

اما تو چگونه این همه تکثیر می شوی.

 

آه ندای عزیز من

گل سرخی که بر گلوی تو روییده بود

باز شد

گسترده شد

و نقشه ی ایران را در ترنم گلبرگ هایش فرو پوشانید

و اینانی که ندا داده اند

                        بلبلانند

میلیون ها تن که گرد گلی نشسته

                              و نام تو را می خوانند.

یعنی ممکن است صداشان را که برای تو آواز می خوانند نشنوی

یعنی پنجره ات را بستند که صدای پیروزی خود را هم نشنوی

ببین که چه آرام سر بر بالش می گذارد

او که صید حلال می خورد.

 www.shamselangeroodi.blogfa.com

[ پنجشنبه ٤ تیر ۱۳۸۸ ] [ ٦:۳٠ ‎ق.ظ ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
RSS Feed