dehgani.persianblog.ir
Mahmoud Dehgani روزنوشت های محمود دهقانی 
نويسندگان
لینک دوستان

سال اول دبیرستان دوست افغانی عزیزی بنام احمد داشتم که در هرات بدنیا آمده بود . پدرش پشتو  و مادرش هزاره ای بود . چیزی که خیلی عجیب به نظر می رسید. ولی احمد بدلیل شغل پدر در هرات بدنیا آمده بود. با احمد در نزدیکی باشگاه الاهلی دبی فوتبال بازی می کردم . مضاف بر فوتبال به ادبیات  هم علاقه داشتیم. احمد صدای خوبی داشت . از خواننده های افغانی و ایرانی تقلید می کرد. روزی نواری برایم آورد که اسم خواننده را در خاطر ندارم ولی افغانی بود و می خواند: آزار مده که دلم تنگ است.... غربت عجیبی توی آن صدا بود . دوستی احمد  من را تا حدودی با زبان پشتو هم که از خانواده زبان ایرانی است آشنا کرد. مثلا در حین فوتبال با کوچکترین خطای احمد چون نمی خواستم بچه عرب ها متوجه بشوند به او می گفتم: خدایه دوخلکنا... امروز که حدود سی سال از آن روزها می گذرد با خواندن شعرهای خوب شاعر افغانی سرکار خانم راحله یار  دلم به هرات و باغچه های سر سبز شعر آن سامان که در دوران صفوی به حد اعلای شکوفه خود رسیده بود پر زد. 

 

  نگفتی چه کنم؟      

شعله افکندی درخانه نگفتی چه کنم

خانه را کردی ویرانه نگفتی چه کنم

قدمی رنجه نکردی ونگفتی « چه خبر؟»

باچنین شیوه ی بیگانه نگفتی چه کنم؟

دل تواز خطرِعشق حذر کرد ولی

به منِ بی سر وسامانه نگفتی چه کنم؟

زیرِ پا کردی دلِ شعر بلند پروازم

با غرورِِ دلِِ دیوانه نگفتی چه کنم؟

بر سرِِ راهِ تو استاده بلاتکلیفم

بارِِعشقت به سرِشانه نگفتی چه کنم؟

آسمان دور وزمین سخت، شبیه دلِ تو

     

   www.rahelayar.blogfa.com

  راحله یار    اکتوبر  2007

 

 

 

[ چهارشنبه ٩ آبان ۱۳۸٦ ] [ ۳:٥٢ ‎ق.ظ ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
RSS Feed