dehgani.persianblog.ir
Mahmoud Dehgani روزنوشت های محمود دهقانی 
نويسندگان
لینک دوستان

 صحبح زود طبق عادت با صدای پرندگانی که بر درخت بسیار بزرگ و کهنسال پشت پنجره ام شب می خوابند و با طلوع خورشید جیک و جیک کنان عالم و آدم را از خواب بیدار می کنند، بیدار شدم.نوری نارنجی رنگ به داخل اتاق تابیده است. پلک ها را تکاندم. تمرکز کردم. با خود اندیشیدم دارم خواب می بینم؟ اما نه خواب نبودم. لوله ی نور نارنجی رنگ به درون اتاق من زبانه کشیده است. احساس کردم دور و بر ساختمان آتش گرفته چرا که آتش سوزی جنگل و بوته ها در استرالیا هر از چندگاهی همه چیز را پر خشم و کین می سوزاند و آقای کیون راد نخست وزیر استرالیا به آخرین حادثه آتش سوزی جنگل ها، در چند ماه پیش لقب " آتش پر خشم جهنم" داد. رفتم از پنجره ی آشپزخانه نگاه کردم. چشم انداز نارنجی، نارنجی بود. تا حالا همچنین چیزی ندیده بودم، ولی خاطره تلخ و ناخوشایند آتش سوزی چند ماه پیش که خانه ها را در خود بلعیده بود و به تلی از خاکستر تبدیل کرده بود بر دلهره ام افزود.  فوری رادیو و تلویزیون را باز کردم . پریدم پای کامپیوتر تا اگر خبری شده از خانه فرار کنم و طعمه ی آتش نشوم. تازه دیدم اخبار، سراسر پر از این هوای نارنجی ای است، که مردم شهر را مثل من بشدت ترسانده است. مثل آنچه در بوشهر و شیراز و استان های جنوبی ایران در چند هفته پیش داشتیم گرد و غباری باور نکردنی با رنگی رعب آور که همه زیر سر گازهای گلخانه ای حضرات و گرمایش زمینی است که انسان ها و در راس آن چند کشور و باز در کاکل آنها امریکا بوجود آورده دست و پا می زنیم و کودکان به سختی نفس می کشند و شرکت های کلان داروئی برای فروش و بازار خوبی که به دست آمده، این روزها خروس اشان کبک می خواند. آخر که چی؟ 

                                                                                                                       

[ چهارشنبه ۱ مهر ۱۳۸۸ ] [ ۳:۱۳ ‎ق.ظ ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
RSS Feed