dehgani.persianblog.ir
Mahmoud Dehgani روزنوشت های محمود دهقانی 
نويسندگان
لینک دوستان

از یک اشتباه آنقدر کلافه شده ام که مدت چند هفته است حسابی اعصابم را خرد کرده و نمی دانم باید چکار کنم. من دو کتاب در مورد تاریخ معماری قزوین و مازندران به فارسی نوشتم که بدهم میراث فرهنگی آن را چاپ کند. اما ناخودآگاه دسته گلی آب داده ام که حسابی غمزده ام کرده. داستان از این قراره که واپسین سال ریاست جمهوری آقای محمود احمدی نژاد در سفر به ایران راهی ساری مرکز مازندران شدم. نسخه الکترونیکی از صفحات تایپ شده کتابی که در مورد مازندران بود را به دوست عزیزی در میراث مازندران که همیشه محبت هایش شامل حالم بوده وبا ایشان به ساختمان های تاریخی سر می زدم  سپردم. چون برای پرواز به دوبی عجله داشتم رسید آن هم از میراث ساری دریافت شد و شماره پرونده گرفتم و مازندران را به سوی تهران برای پرواز به دوبی، ترک کردم. مدتی به درازا کشید نه خبری از مازندران رسید و نه از قزوین که  یک هفته پیش از مازندران نسخه الکترونیکی کتابی هم در مورد ساختمان های تاریخی آنجا به میراث قزوین سپرده بودم. تا این که نامه ای به تهران فرستادم و هیچ پاسخی هم دریافت نکردم و نامه هم بعد از چند ماه برگشت خورد و روی نامه هم مهر خورده بود که آدرس میراث تغییر کرده.  دوستان در ایران بویژه در تهران و اصفهان می گفتند اشکال از آنجاست که میراث با بحران مدیریت روبروست و هر ماه روسای آن از سوی دولت عوض می شوند. دوست باستانشناسی در سیدنی هم تلفنی گفت در میراث مشکلات زیادی هست. در حینی که با این دوست داشتیم تلفنی گپ می زدیم یادم به "یو اس بی" که هر دو کتاب را در آن گذاشته ام و از روی آن نسخه ای به قزوین و مازندران دادم، افتاد و بالاخره توی کشو میز کارم زیر کوله باری خرت و پرت پیدایش کردم.

 

نسخه کتاب تحویل داده به میراث مازندران و نسخه تحویل داده به میراث قزوین را که هر دو در یک "فولدر" بودند را بر صفحه رایانه  نگاه کردم متوجه اشتباهی شدم که بشدت من را افسرده و غمگین کرد. به جای ویراستاری شده درست کتاب، نسخه چرک نویس نا تمام را به میراث قزوین و مازندران در ایران تحویل داده ام و نسخه راست و ریس شده در رایانه کهنه از کار افتاده پیشین من مانده و با هر بدبختی بود دیشب ویراستاری شده کتاب ها را از "هارد درایو" کهنه با کمک دوستی به کامپیوتر نو منتقل کردیم. به هر روی امروز پس از یکی دو سه سال خوشحالم که به آن اشتباه در زیر کوله باری از روزمرگی ها پی بردم و نسخه راست و ریس کتاب را دوباره در حال بررسی دقیق و ویراستاری اش هستم تا دیگه دسته گل به آب ندهم. اما به قول این ضرب المثل فارسی: عدو شود سبب خیر گر خدا خواهد. خوشحالم که بی تفاوتی و پاسخ ندادن به نامه از سوی میراث به یک شانس خوب تبدیل شد. 

[ جمعه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٤ ] [ ۸:۱٧ ‎ق.ظ ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
RSS Feed