dehgani.persianblog.ir
Mahmoud Dehgani روزنوشت های محمود دهقانی 
نويسندگان
لینک دوستان

اسمعيل پوروالی پير روزنامه نگاری ايران و سر دبير ماهنامه روزگار نو در ۱۴ سپتامبر ۲۰۰۲ در فرانسه چشم از جهان فروبست و بنا به وصيتش جسدش را سوزاندند. او که به هنگام مرگ هشتاد و يک ساله بود از روزهای نخست نوجوانی در کلاس درس دبيرستان فيروز بهرام تهران سال ۱۳۱۸ رئيس ادبی کلاس بود و شب های جمعه در آن مدرسه مجلس سخنرانی بر پا می کرد. شادروان پوروالی دوست نزديک دکتر حسين فاطمی دستيار دکتر محمد مصدق بود و دکتر شجاع الدين شفا که رياست سازمان تبليغات حکومت دکتر مصدق را بعهده داشت پوروالی را بعنوان معاون سياسی خود برگزيده بود که اين کار به سفارش مستقيم دکتر حسين فاطمی صورت گرفت. شادروان پوروالی از روزنامه نگاران خوش نام تاريخ روزنامه نگاری ايران در قبل از انقلاب انتشار مجله بامشاد را عهده دار بود. بخش (آن هفته تا اين هفته) بامشاد زبانزد روزنامه خوانان آن دوران است. او سال ها برنامه های متنوع و مردمی برای راديو و تلويزيون ايران تهيه می کرد و در دهه پنجاه نماينده راديو و تلويزيون ايران در فرانسه شد. اين روزنامه نگار که در مجله اش نه لاف و گزاف بود و نه چاپلوسی و خيالبافی تجربه های دور و درازی از تاريخ ايران و از وضعيت جغرافيائی و خصوصيات اخلاقی ملی و ميهنی داشت. پدر داستانسرائی ايران محمدعلی جمالزاده و احمد دهقان و محمد مسعود و سعيدی سيرجانی و احمد شاملو و استاد بزرگ و پژوهشگر ابراهيم باستانی پاريزی با او دوست و همکار بودند. اولين کار روزنامه نگاری شادروان پوروالی در سال ۱۳۲۱ در روزنامه بهار آغاز شد و بعدها با نبرد و ايران ما کار او به اوج شکوفائی رسيد. در دهه پنجاه از اروپا اطلاعات پزشکی و علمی و اجتماعی پيشرفته بويژه اطلاعاتی که پرفسور Mathe ماته متخصص امور سرطان که دنيائی در برابر دانشش سر تعظيم فرود می آورند را به برنامه ای با نام (رنگ برنگ از شهر فرنگ) به ايران می فرستاد. در ۱۷ شهريور ۱۳۴۴ که يونسکو کنگره جهانی مبارزه با بيسوادی مرکب از نمايندگان ۸۶ کشور جهان و نمايندگان واتيکان و ۱۹ سازمان بين المللی را در کاخ سنای تهران برگزار کرد پوروالی سهم بسزائی داشت. شادروان پوروالی به دعوت ايرانيان مقيم امريکا در ژانويه سال ۲۰۰۰ در چند شهر امريکا برای آنان سخنرانی کرد و سالنامه Who.s Who که فقط از برجسته ترين چهره های قرن در سرتاسر جهان نام می برد پوروالی را بعنوان شاخص ترين روزنامه نگار در سطح جهان معرفی کرد. او که پس از انقلاب به مدت ۲۱ سال انتشار ماهنامه روزگار نو را بی وقفه ادامه داد در هر شماره آن زندگينامه سياسی خود را با عنوان قصه پر غصه من و ايران من  نوشت و اين خود کمک بسيار بزرگی به پژوهشگران سياسی و اجتماعی مسائل پيش از انقلاب ميهنمان ايران کرد که اين يادواره نيز قطره ای بر گرفته از آن اقيانوس است. شادروان پوروالی که تا آخرين لحظه ی عمر دست از نوشتن برنداشت هميشه بر اين گفته ولتر ايمان داشت که : حاضرم جانم را بدهم تا تو بتوانی حرفت را بزنی. ياد اين روزنامه نگار ملی و آزاده که شصت و سه سال برای سربلندی مردمش نوشت و روشنائی داد گرامی باد. محمود دهقانی

[ پنجشنبه ۱٢ شهریور ۱۳۸۳ ] [ ٧:٢٢ ‎ق.ظ ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
RSS Feed