dehgani.persianblog.ir
Mahmoud Dehgani روزنوشت های محمود دهقانی 
نويسندگان
لینک دوستان

نويسنده ای ايرلندی که به هيچ چيزی باور نداشت و چندين کتاب بر عليه دين و مذهب نوشته بود روز های يکشنبه درست سر ساعات دعای ربانی می رفت کليسا و بر روی صندلی رديف اول نزديک به کيشش می نشست و به موعظه های کشيش گوش می داد. يکی از خواننده های پرو پا قرص کتاب های نويسنده خبر دار شد و رفت کليسا تا با دو چشم خودش ببيند و باور کند. وقتی موعظه ی کشيش تمام شد و مردم داشتند با خدا راز ونياز می کردند خواننده کتاب ها رفت کنار نويسنده نشست و يواشکی در گوشش گفت: اگر کسی اينجا شما را نشناسد ولی من می شناسم.  شما انبوهی کتاب برعليه کشيش ها و دين و مذهب نوشته ايد آنوقت خودتان روزهای يکشنبه زودتر از همه می آئيد موعظه گوش می کنيد؟. نويسده تبسمی زد و گفت: آخر اين کشيش بيچاره به هر چه می گويد  باور دارد. محمود دهقانی

[ دوشنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸۳ ] [ ۳:٠٧ ‎ق.ظ ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
RSS Feed