dehgani.persianblog.ir
Mahmoud Dehgani روزنوشت های محمود دهقانی 
نويسندگان
لینک دوستان

 درد دلی با زردشت!!!

 روز نوروز اداره مهاجرت استراليا اعلام کرد که به پناهندگان ايرانی به دليل اينکه به مسيحيت گرويده اند اقامت داده می شود چرا که در صورت برگشت به کشورشان مورد آزار و اذيت و اعدام قرار خواهند گرفت. خبر در تلويزيون ها هم پيچانده شد و آقای جان هوارد نخست وزير استراليا هم در اين مورد اظهار نظر کردند. واقعيت اين است که در اردوگاه های پناهنده گی دولت ليبرال آقای جان هوارد که نگهبانان آن به پسر بچه ی ۱۲ ساله ی ايرانی تجاوز جنسی کردند شمر ابن ذی الجوشن هم به هر دينی گرويده خواهد شد....   آقای جان هوارد مردم عالم ريختن بچه های عراقی به آب های اقيانوس آرام را از ياد نخواهند برد.. .. ما ايرانی ها به چه روز های تلخی رسيده ايم که تفو بر تو ای چرخ گردون تفو.... من در کتاب هايم اين درد ها را نوشته ام و نيازی به تکرار آن ندارم. و پست استراليا ۹۰ نسخه ی کتاب هايم را که ناشر از ايران برايم پست کرده بود خمير کرده و تحويلم داد و حق هم داشتند چون من ايرانی ام. پست استراليا در دادگاه گفت تقصير پست ايران است . آن ها خميرش کرده اند و دادگاه هم به من گفت ما نمی توانيم قانون پست کشور  را عوض کنيم.  حق می گويند. نمی گويند؟!.  ولی واقعيت تلخ تر از زهری که من با آن درگيرم از همه جاست. از عالم. نه موافق آنچه در زادگاهم ايران عزيز می گذرد هستم و نه موافق دلسوزی هائی که در مورد من وملتم در خارج می شود. من  ۱۸ سال از  عمرم را در اروپا و استراليا با سازمان های بشر دوست از حقوق انسان دفاع کرده ام. بعنوان عضو سازمان عفو بين الملل به همه سران کشورهائی که در کشورشان حقوق انسان را رعايت نمی کنند اعتراض داشته ام. در دوران رياست جمهوری علی اکبر هاشمی رفسنجانی به ايشان  برای آزادی دکتر علی اردلان نامه نوشته ام و تلاش کرده ام و دکتر اردلان وزير دارائی مهندس بازرگان از زندان آزاد شد  . برای آزادی مريم فيروز  همسر دکتر کيانوری رئيس حزب توده ايران نامه نوشته ام و تلاش کرده ام. برای فرج سرکوهی نويسنده نامدار ايرانی با تمام وجودم سعی و تلاش داشته ام.... به دولت استراليا برای حقوق سياه پوستان (ابوريجينال) صاحبان اصلی استراليا اعتراض کرده ام. به اسرائيل و امريکا برای حقوق زندانيان در آن کشور ها اعتراض کرده و نامه نوشته ام. به کشورهای امريکای لاتين و افريقا و خاورميانه و همه جا اعتراض کرده و برای آزادی زندانيان سياسی  استغاصه کرده ام. و برای خودم کرده ام و منتی بر هيچ کس ندارم چون انسانم و آموزگارم سعدی به من ياد داده است که بنی آدم اعضای يکديگرند...  در اسپانيا گور کن بدون مزد و مواجب پناهندگانی بوده ام که در بيکسی مطلق از دنيا رفته اند. و بقول دوستم شادروان پرويز پروين : مردم از صداقت تمامی صدف های بارور جويا شويد ... اشک  کدام ابر عذادار.....  و در کشورم ايران تنگ نظری و نبود حقوق زن و مرد به حدی است که پس از ۳۶ سال دور بودن از ايران که نه با رژيم شاه سر سازش داشته ام و نه با جمهوری اسلامی جای زندگی ندارم. و الان با دولت ليبرال آقای جان هوارد در استراليا هم همانی هستم که با شاه و شيخ بوده ام. و من هيچ جای دنيا در آرامش نبوده ام .... چندين  روز پيش از نوروز نشريه ی الکترونيکی محلی بوشهر (نسيم جنوب)  در ايميلی خواستند که مقاله ای برايشان بفرستم. چه چيز بهتر و شادی آفرين تر از اين می تواند باشد که آدم در مورد نوروزی بنويسد که مادری از خطه بوشهر اولين پيراهن نوروزی را به تنش کرده  و آجيل به او داده است... اين نشريه که عزيزانی خيلی محترم و گرامی در آنجا هستند و قلم می زنند و همين مشوق من بوده است پيش از اين هم از من مطالبی چاپ کرده است ولی بدون عکس. دوستان وبلاگی زيادی از گوشه و کنار ايميل می دادند که چرا برای نشريه ای که مستقل نيست و دولتی است چيز می نويسی. و من به حساب جوانی اين عزيزان اهميت نمی دادم و می نوشتم. نسيم جنوب دريافت مقاله ی( جشن نوروز خجسته باد)  من را خبر داد و خواستند عکسی هم برايشان بفرستم و من فوری فرستادم و نامه های اين سايت را هم دارم. ديروز که نوروز بود همان دوستان جوان با شادباش نوروزی گفتند عکسی  در نسيم جنوب چاپ شده است که عکس من نيست و مقاله هم در مورد تئاتر است. من با تعجب به سايت نسيم جنوب سر زدم تا اگر اشتباهی رخ داده به آن عزيزان گوشزد کنم. ولی ديدم مطلب و عکس از هم ميهنی است که تصادفا با من هم نام است و از خواندن مقاله اش لذت بردم. و عجبا که عدو شود سبب خير گر خدا خواهد. انديشه اين آقای محمود دهقانی در مورد تئاتر هم با محمود گور کن دربدر خيلی نزديک است و سعی کردم با دوستم آقای جوانمرد تماس بگيرم و آنرا مطرح کنم . همينطور آقای اسکوئی.  ولی سوالی که از سايت نسيم جنوب قابل پرسيدن است اين که يک خواننده چطور بايد بداند اين محمود دهقانی ای که با عکس خودش در کنار مقاله اش در مورد تئاتر نوشته  با آن محمود دهقانی ای که قبلا در چند نوبت بدون عکس مقاله هايش را چاپ کرده ايد بايد تشخيص داده شود. اينجا صحبت از برتری و غيره نيست. صحبت از چيزی است که احتمالا آقای محمود دهقانی  نويسنده مقاله مربوط به تئاتر هم  اگر از شيطنت اطلاعات آن با خبر شوندخشنود نخواهند بود. اين رويه ی زشت قديمی ساواک و پس از آنها سعيدی امامی را نبايد تکرار کرد. زشت و قبيح است و صميمی نيست. تنگ نظری در مورد مقاله (جشن نوروز خجسته باد) که با فاکت و مدرک موخذ آن اعلام شده است توهين به کسی نبايد تلقی شود... و اين است که زردشت بزرگوار شما شعار گفتار نيک و رفتار نيک و کردار نيک را به ما آموختيد و اين شعار ها برای برخی آدم ها نيشتر است . اصل مقاله ( جشن نوروز خجسته بايد ) برای قضاوت در پست قبلی است قضاوت کنيد. محمود دهقانی  

[ سه‌شنبه ٢ فروردین ۱۳۸٤ ] [ ٧:۱٠ ‎ق.ظ ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
RSS Feed