dehgani.persianblog.ir
Mahmoud Dehgani روزنوشت های محمود دهقانی 
نويسندگان
لینک دوستان

نوروز را ایرانیان در بهار هر سال جشن می گیرند. این جشن ریشه در تاریخ ایران کهنسال دارد. سخن سرای ملی ایران حکیم "ابوالقاسم فردوسی" در «شاهنامه»ی خود، جشن نوروز را از آنِ "جمشید" می داند. «به جمشید بر گوهر افشاندند / مر آن روز را روز نو خواندند».
ایران شناس فرانسوی خانم "نلی شدیرا" می گوید: «فردوسی بزرگ که بدون تردید حماسی ترین شاعر فیلسوف و معلم اخلاق و انسانیت و استاد سیاست و بالاتر از همه ی آنها مدافع بزرگ حقوق بشر و ارزش انسان است... و او که از تعصب های سیاسی و عدم مداری بشریت روی گردان است، می گوید نوروز را جمشید برگزید و به عنوان جشن بزرگداشت باروری زمین به ایرانیان آموخت».(1)
ملت ایران با الهام از این جشن است که به طبیعت و کاشتن نهال و گل علاقه ای وافر دارد. معروفیت باغ و بوستان ایرانی که از دوران هخامنشیان تا به امروز در کتاب های تاریخی از ارزش و اهمیت برخوردار است و نویسنده ی کتاب «امپراتوری ایران» خانم "کارن زینرت" سبک و طرح بوستان بنای معروف تاج محل در هندوستان را نیز سبکی ایرانی می داند(2) که با کوچ زردشتیان منتقل شده است و تأثیر آن در دوران حکومت مسلمانان بر آن سرزمین مورد پسند واقع شده است. بر همین مبنا است که "شاه عباس" بزرگ وقتی تک درختانی را در بیابان ها در هنگام سفر به مشهد دیده بود، دستور داد که اگر کسی درختی را بی جهت قطع کند او را به اشد مجازات برسانند. سفر "شاه عباس" در واقع تقلیدی از سفر پیاده ی "خسروپرویز" بود که از تیسفون تا آتشکده آذرگشسب (تخت سلیمان) را پیاده طی کرد.(3)
علاقه ی ملی به درخت و دوستی با طبیعت که در فرهنگ نوروز ریشه دارد، آن چنان در تار و پود زندگی ایرانی ریشه دوانیده که در هشتم خرداد ماه هشتاد و دو با وزش طوفانی که سرعت آن صد کیلومتر در ساعت گزارش شد، درخت کهنسال سرو یک هزار و پانصد ساله ای از ریشه کنده و با سقوط آن درخت مردم (فیروز آباد صندوق) در استان یزد در آیینی با نصب پارچه و پلاکاردهای سیاه این حادثه ی زیست محیطی غم انگیز را به دوستداران طبیعت تسلیت گفتند. و بر همین اساس و فلسفه ی نیاکانی نوروز و آیین سبز است که در ابرکوه یزد، درخت چهار هزار و پانصد ساله ی دیگری هنوز پا برجا و استوار شاهد آیین ها و جشن های نوروزی چهار و نیم هزاره است.
به روال همین زیبایی های جشن های فرهنگی است که همیشه و در همه ی ادوار تاریخ، در روز نوروز بر سر سفره، افزون بر مهر و وفا و آشتی و صفا، آیینه و سمنو و سنجد نیز به نشانه ی دلدادگی و زایش و سیب به رمز عشق و انار که میوه ی درخت بهشتی است به نشانه ی برادری و دوستی به سفره افزوده می شود. هفت سین در واقع سفره سپاس و شادمانی آفرینش است.( 4) از دیگر ویژگی های نوروز خانه تکانی روح و دل آدمی است، چون این جشن غبار اندوه وکینه و خستگی یک سال را می زداید. نوروز روز به خود رسیدن و روز آیین مهر و نوعدوستی است. شاعر سرشناس ایران خانم "شهناز اعلامی" در یکی از جشن های نوروزی در آموزشگاه «پروین اعتصامی» در شهر برلین آلمان در سخنانش به این نکات اشاره داشته است که: «در دوران های اساطیری و افسانه ای، بسیاری از ملت ها از سنگ و چوب بت هایی می ساختند و می پرستیدند. ایرانیان هیچ گاه بت پرست نبودند و نور و روشنایی را مبدأ جهان هستی می دانستند و به مهر که روشنایی ازلی است، ایمان داشتند. آیین مهر کهن ترین آیین ایرانیان است و نوروز از آن زاییده شده است. آیین مهر بدون جنگ و خونریزی تمامی اروپا و حتا نیمی از آسیا را فرا گرفت و فلسفه ی اشراق و نوافلاطونی از آن سرچشمه می گیرد. این آیین قرن ها دوام داشت و حتا آیین مسیح که به آسانی از تمام مذاهب پیشی گرفت، سال ها با مهرپرستی در نبرد بود. (5)
محال است کسی به اندیشه ی انسانی علاقه مند باشد و از نوروز و آیین کهن ایرانیان غافل بماند. این آیین و جشن های شادی بخش، آن چنان در جهان و در دیگر فرهنگ ها ریشه دوانید که امروزه در اروپا و آسیا با نام ها و در لوای مختلف رایج است و برگزار می شود. عشق و عطوفتی که اندیشمند امریکایی "رالف والدو امرسون" را به آسیا جلب کرد، ریشه در فرهنگ کهن و از طریق پیام «وداها»ی هند به پیام "زرتشت" برادر آریایی هندوان و «گات ها» و «اوستا» و متن های مزدایی داشت. او که فرزند یک کشیش پروتستان بود و خود نیز در کلیسا برای موعظه کردن مختار بود، بعدها از نظر زمینه ی اندیشه از نوشته های نوافلاطونی تأثیر پذیرفته است. نوافلاطونیان خود در خط "زردشت" و پیروان عرفان باستانی مزدایی ایران راه می سپردند. چنان که "افلاطون" اقرار دارد که او و "فیثاغورث" و "انبذقلس" و امثال آن ها رهروان طریق عرفان "زردشت" هستند. "بوعلی سینا" و "فارابی" و "سهروردی" مقتول و اهل مکتب اصفهان دوران صفویه نیز همگی از این جریان فکری الهام گرفته اند. "امرسون" که در هزار و هشتصد و هفده میلادی در دانشگاه هاروارد تحت تأثیر قاره ی آسیا شعر حماسی با عنوان «آسیا» سرود، معتقد بود آسیا «سرزمین وحدت» و اروپا «سرزمین کثرت» است. "امرسون" به آسیا آن قدر علاقه مند شد که اسم همسر دومش را به گونه ای عاطفی «آسیای من» نام نهاد. نخستین تماس "امرسون" با تفکر ایرانی از راه اوستا و نوشته های مزدایی برقرار گردید. وی در زبان های اوستایی و پهلوی نیز مطالعاتی داشت و از رابطه ی تنگاتنگ باورهای مزدایی با اعتقادهای هند در زمینه های فرهنگ و عرفان آریایی آگاه بود. در سال هزار و هشتصد و سی و سه میلادی نخستین رساله ی "امرسون" در زمینه ی اندیشه و حکمت ایرانی با نام «متون مقدس ایرانی» انتشار یافت. او دین مزدایی را به عنوان قوی ترین شعر ستوده و اعتقاد دارد که در آن مذهب، زیباییِ یک شعر را می توان دید و بعدها اعتقاد خود را به این که نظریه های "افلاطون" بر بنیاد اصول اندیشه ی "زردشت" یعنی «اندیشه نیک»، «کردار نیک» و «گفتار نیک» قرار دارد بیان کرد.(6)
نوروز ما ایرانیان در دل تاریخ ریشه دوانیده و سرسبز واستوار همه ی گرداب ها و تهاجمات را پشت سر گذاشته است. این جشن پرچم سبز صفا را در آغاز بهار بر می افرازد و این خود نشان از درخشانی و طبیعت دوستی در آیین ملی ایرانی است. روانشاد سید"محمدباقر نجفی" نتیجه ی هویت فرهنگ ایرانی را چهار عنصر بر می شمرد که: مجموعه ارکان تاریخی هویت فرهنگی ایران در "هویت پویای فرهنگیِ" عناصر باستانی و عناصر معنوی و دینی و عناصر ملی و عناصر تمدن جهانی و بشری تجلی می کند. این عناصر پویا در یک "تداوم" و "تأثیر متقابل" در یک هماهنگی معقول بین خرد، دل و زبان و پیکره ی ایرانی «هویت هدفدار ملی ایرانیان» را معین ساخته است... لذا وقتی خانواده های ایرانی توانسته اند نظام فرهنگی اخلاقی خود را در یک جامعه "جامعیت" نسبی و "کلیت" منطقی و مشتمل بر چهار عنصر یاد شده برقرار کنند، «ثبات» تربیت فرهنگی و شکوفایی استعدادهای ذاتی برای زندگی در "جهان روز" به همان نسبت امکان پذیر گردیده است. او می گوید: «تحقق چنین ثباتی در مجموع شدن، نه نیازی به دایه های حاکمان دارد و نه حمایت تجارت تبلیغاتی. عظمت والای فرهنگی ایران و رمز جاودانگی آن به توانمندی و بی نیازی ذاتی خود او وابسته است».(7) از این روست که کوهنوردی اروپائی وقتی قله ای را کشف کرد نام حرکت ورزشی و فرح انگیز خود را «رمز زرتشت» نام نهاد و طبیعت گرایان و گروه های سبز در جهان امروز بیش از هر گروه دیگری فلسفه ی این جشن را درک می کنند.
جشن نوروز در هر حرکت شادی آفرینی با پشتوانه ی بی خلل تاریخی خود عشق آفریده است. امروز در تمامی کشورهای پارسی زبان، جشن های باشکوه نیاکانی برگزار می شود. در تاجیکستان این کعبه ی ایرانیان و ایرانی تباران، هر ساله جشن نوروز به نحو احسن برگزار می شود. در روزهای یازدهم تا بیست و یکم شهریور 1378 جشن با شکوهی به مناسبت هزار و صد سالگی سامانیان برگزار شد که شخصیت های برجسته ایرانی و افغانی نیز در آن حضور داشتند. در آن جشن نکته ی زیبایی که چشم مردم جهان را به خود جلب کرد، شیوه ی مهمان نوازی بر مبنای سنت های قدیمی ایرانیان بود. مردم تاجیکستان تمام آداب معاشرت های ایران کهن را نه تنها از دست نداده اند، بلکه به شیوه ی بسیار جالبی آن را حفظ کرده اند. نکته ی قابل ذکر آن بود که در موقع پیاده شدن مهمانان از هواپیما با نواختن سرنا به استقبال میهمانان می آمدند. سنتی که در ایران امروز بر آن گَرد استیصال نشسته است و می رود تا به دست فراموشی سپرده شود. علت اصلی ماندگاری جشن دیرپای نوروز آن است که هر چند در برگیرنده ی همه اقشار اجتماعی استريال ولی بیشتر جشن جوانان است. و شاید این ماندگاری مدیون جوانان پُرخروشی است که همیشه و درهمه ی گاهه های تاریخ پر فراز و نشیب ایران، پاسدار زیبایی ها بوده اند. جوانانی که همیشه و در همه ی زمینه های اجتماعی به ویژه در عصر انفررماتیک و ماهواره، هویت و زیبایی های فرهنگ نیاکانی خود را به جهان عرضه داشته اند. بر همین مبنا است که امروز نه تنها در ایران و ارمنستان و عراق و آذربایجان و تاجیکستان و ازبکستان، بلکه در دیگر نقاط جهان نیز ایرانی و ایرانی تباران در هر کوی و برزنی که سکونت دارند، نوروز را جشن می گیرند و اگر سنگ جفا  به غزل: «بیار جام که  دوران جم نخواهد ماند» "حافظ" اصابت کرد و جام را شکست، ولی نوروزِ جمشید استوار و پابرجا باقی مانده است.


 پانوشت:

۱-ماهنامه روزگار نو به  سردبیری شادروان اسمعیل پوروالی مهرماه ۱۳۷۷ فرانسه. ص ۲۷

۲- خانم کارن زینرت. کتاب(امپراتوری ایران).1997. امریکا. ص61.


۳- به نقل از مقاله استاد مینوی. مجله یغما سال دوم ص 310.


۴- کیوان نجم آبادی. میراث ایران سال سوم شماره نهم. بهار ۱۳۷۷. چاپ امریکا. ص۳۳


 ۵-خانم شهناز اعلامی. روزگار نو. فروردین  ۱۳۷۹ فرانسه. ص۷۷.

۶- تری گراهام. فصل نامه صوفی. انگلستان. بهار 1379.  شماره 46. صفحات 15-16-18-20.

۷-  سید محمد باقر نجفی. هویت فرهنگی ایرانیان. فصل نامه صوفی 62. بهار 1383.ص 10.۸- شایسته رسایی. روزگار نو. مهرماه 1378 فرانسه. شماره 212. ص99.

هفته نامه سياسي، فرهنگي، اقتصادي، ورزشي
صاحب امتياز: دکتر امير خلف پور
مديرمسوول و سردبير: يونس قيصي زاده
نشاني: بوشهر – ميدان قدس – کوچه جانبازان – دفتر هفته نامه نسيم جنوب
تلفن: 2525900
فکس و پيامگير: 2528151+98 771
صندوق پستي : 1199
پست الکترونيک: info@nasimjonoub.com

[ یکشنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٤ ] [ ۸:۳٦ ‎ق.ظ ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
RSS Feed