خليج فارس و شاه عباس
| |||
|
نظم و امنیت و آبادانی در دوران صفوی ها که بیش از دو قرن بر ایران حکم راندند در دوران شاه عباس اول پایه ریزی شد. در واقع اوج شکوفائی هنر و اقتصاد نیز در همین دوره از تاریخ ذکر شده است. ایران پس از رکودی طولانی دوباره در پی کسب سربلندی افتخار آمیز گذشته خود برآمد و شاه عباس گام های بزرگی برداشت. این مرد قد کوتاه شرقی که چهره ای گندمگون داشت سیاستمدار زیرکی بود چرا که در بحرانی ترین دوران سیاسی کشور یعنی آن زمانی که از یکسو با ازبک ها و از سوئی با امپراطوری عثمانی دست و پنجه نرم می کرد توانست از سیاست و جو سیاسی حاکم بر جهان آن روز بهره کافی بگیرد و دست به ساختن ارتشی نیرومند بزند. شاه عباس به خوبی دریافته بود که تا امنیتی پا بر جا و استوار در مرزهای کشور برقرار نکند پیشرفت و آبادانی در درون کشور امکان پذیر نخواهد شد. او در سرتا سر کشور با ایجاد کاروانسرا راه ارتباطی میان شهرهای پر جمعیت را هرچه بیشتر گسترش داد. با ایجاد پل ها و آب انبارها و دیگر نیازمندی ها سعی در بهتر کردن اوضاع زندگی مردم نمود. او به خوبی از درآمد های سرشار ادارات اوقاف و نذر و نزورات امامزاده ها و مکان های مذهبی در راه آبادانی کشور استفاده کرد و تنها به مسجد و بقعه اکتفا نکرد بلکه مدارس و حمام و آب انبار و بهداشت و پل و بوستان های بیشماری نیز ساخت. چون پی برده بود دسته بندی های خانوادگی خود و سردمداران نیرومند قزلباش که در کاکل ارتش او بودند می تواند کشور را دچار آشوب و بی نظمی کند دست به برنامه های وسیعی زد که از جمله انها تغییر پایتخت کشور از قزوین به اصفهان بود. هر چند که تا به امروز دلیل عمده و اصلی اتخاذ به این تصمیم را پژوهشگران به درستی در نیافته اند ولی از آنجا که مسایل چندی در این مورد برشمرده خواهد شد شاید علت و معلول ها قابل گمانه زنی باشند. با آمدن پرتقالی ها به هرمزگان که به اشتباهاتی در دوران شاه اسماعیل اول صفوی نیز مربوط می گردد پرتقالی ها از طریق آلفونسو د آلبو کرک در صدد گسترش سلطه استعماری خود بر کلیه مناطق جنوبی خلیج فارس برآمدند. از شواهد امر و بنا بر آنچه مورخانی چون حسن روملو در عصر صفوی ذکر کرده اند دست های ناپاک ستون پنجمی نیز پیدایش استعمار در خلیج فارس را نیز دامن زده است. یکی از نظریات و تئوری های کهن مبتنی بر این بود که سلسله صفوی در احیای آگاهانه ملی گرائی ایران پس از اینکه این سرزمین در طول قرون متمادی تحت سیطره سلسله های بیگانه بود نقش و سهم قاطعی داشت. حال آنکه امروزه نقد جدید خط بطلان بر این نظریه کشیده و عدم کارآئی آن را اعلام کرده است 1. شرایط پیش آمده و در کل انقلاب بهمن پنجاه و هفت باعث جهت گیری های سیاسی و نظرات ضد و نقیضی در مورد صفوی ها شده است. ولی این نکته را هیچ مورخ و سیاستمداری منکر نخواهد بود که دولت صفوی از نظر تشکیلات و سازماندهی ادارات دولتی بسیار متمرکز و برای نخستین بار پس از سامانیان و بویژه در دوره شاه عباس منسجم و هوشمندانه عمل کرده است. انسجام در دوران حکومت شاه عباس به خوبی توانسته است اوضاع زندگی عمومی مردم ایران را به حد اعلا ترقی دهد. پرتقالی ها که در دوران شاه اسماعیل و جنگ چالدران وقت را غنیمت دیده و به هرمز پا گذاشته بودند پس از آنکه مدت ها از ورود شان به خلیج فارس گذشت وآلفونسو د آلبو کرک دریانورد پرتقالی از طرف دون مانوئل پادشاه پرتقال با چند کشتی جنگی در سال نهصد و سیزده هجری قمری بعد از نبردی خونین با ابوالمظفر سیف الدین ابانصر هرمز را توانست به تصرف در آورد سلطان جوان قبول کرد که دست نشانده پرتقال گردد و خراج بپردازد. پس از آن پرتقالی ها درصدد برآمدند تا برای نقشه های دیگر خود با شاه اسماعیل از در دوستی در آیند و میگل فریرا را به عنوان سفیر همراه با هدایای زیادی به دربار شاه اسماعیل فرستادند و به او وعده دادند که به شرط فرمانبرداری سلطان هرمز از پرتقالی ها آنان در جنگ با عثمانی ها شاه اسماعیل را یاری خواهند کرد. نامه های آلبوکرک به شاه اسماعیل که بعنوان سفرنامه آلبو کرک می باشد اطلاعات خوبی در مورد لشکر کشی به خلیج فارس داده است. همچنین دوارته باربوسا نیز در سفرنامه خود به طور مفصل از شهر هرمز صحبت به میان آورده است 2 . عمر کوتاه شاه اسماعیل که بیشتر از سی و هفت سال مجال زندگی نیافت شانس بزرگی برای پرتقالی ها بود وگر نه او که از سنین خردسالی برای جنگ تربیت شده بود نمی گذاشت به آسانی پرتقالی ها در هرمز لنگر بیندازند و کنگر بخورند. البته دلیل اصلی ناکامی او نداشتن نیروی دریائی نیز ذکر شده است 3 . ولی واقعیت تلخ این است که در تمامی طول تاریخ دشمن در مواقع ضعف و تشدد درونی کشور توانسته است به امیال شوم خود دست یازد. این شرایط و رخدادهای تلخ در تاریخ چند هزار ساله ایران کم نیست. با روی کار آمدن شاه عباس اول اقدامات مهمی صورت گرفت. در اصفهان پایتخت جدید ایران که چند کیش و آئین و چند فرهنگی ترین پایتخت جهان آن روز بود اقدام مهم شاه عباس آنقدر انقلابی بود که بنای اشرافیت را موقتا یکباره فرو ریخت تا جائیکه شاردن سیاح و جواهر فروش فرانسوی در سفر نامه خود ذکر کرده است: در ایران دیگر طبقه اشراف وجود ندارد و شخص محترم محسوب نمی گردد مگر با نیل به درجات و مقامات مهم و عالی یا ابراز لیاقت و شایستگی در به دست آوردن ثروت. اسکندر بیک منشی هم در این مورد گفته است: مردم کار آمدی را تربیت نمود و به مراتب و درجات امارت رسانید. به قول شاردن: او بنیاد خانواده های قدیمی را بر هم زد و آنهائی که به سمت های مهم گماشته می شدند غالبا غلامانی بودند که به او پیشکش شده یا در جنگ گرفتار آمده بودند 4 . البته شاه عباس در این مورد به خطا نرفته بود. حتا در قرن کنونی نیز اکثر نخبگان ارتش های جهان از دل روستاها و کوه ها انتخاب می شوند و در تاریخ کشور ما نیز پوستین دوزان و آهنگران و بچه های مسگر ها و کشاورز زادگان سکان داران مقاطع سخت و ناهموار کشور بوده اند که بعضی از آنها با پایمردی و تدبیر گل سر سبد تاریخ ایران گشته اند. در مورد صفوی ها باید به خاطر داشت که پس از جنگ چالدران قزلباشان خود را طلبکار می دانستند. در واقع نه تنها شاه عباس بلکه پدر بزرگش شاه طهماسپ هم از این مقوله رنج می برد. چون قزلباشان هر طایفه به جز در اطاعت از بزرگ قبیله حاضر نبودند از دیگران دستور بگیرند. از این روی دگرگونی ها از بالا یعنی بوسیله شاه عباس شروع و با موفقیت ختم شد که بعد نوبت آن بود تا خرابکاران طبقات پائین به جای خود نشانده شوند که در راس آنان فرقه نقطویان بود 5 . دوره زمامداری شاه عباس مصادف با ناملایمات و کینه ورزی در میان خانواده صفوی بود که بعضی از آنها از یکسو دارای نبوغ بسیار بالا و از سوئی روان نژند بودند. وقتی شاه عباس به دنیا آمد روزنامه ملاجلال که در سال هزار و بیست قمری تالیف می شد نوشت: خبر تولد شاه عباس را معتمد کاظم آقا ملازم کارپردازی به شاه طهماسپ رساند. شاه طهماسپ نام او را عباس گذاشت و در ایوان چهلستون قزوین قدم زنان با خود این شعر را می خواند: عباس علی و شیر غازی/ سردفتر لشکرحجازی 6 . و بدین روی در تمامی نشست های مهم دولتی او از اوان نوجوانی حاضر بود. و بعدها وقتی سکان امور کشور را در دست گرفت تغییرات عمده ای در شالوده ساختار حکومت صفویان صورت گرفت. قاضی احمد قمی در خلاصه التواریخ می نویسد: روز یکشنبه چهاردهم شهر ذیقعده الحرام شاه سکندر شان ستاره سپاه به دولتخانه مبارکه داخل شده در ایوان چهلستون بر جای مبارک جد جنت مکان قرار گرفتند 7 . او پس از مطالعات فنی و استراتژیکی در آن روزگار تصمیم گرفت پایتخت را از قزوین به اصفهان منتقل کند. شاه عباس به هدایت وزیر خود به فکر تغییر پایتخت افتاد و در سال نهصد و نود و نه حاتم بیک اردوبادی را که تازه وزیر اعظم شده بود برای بازرسی وضع اصفهان اعزام داشت و سپس آئینه و قرآن به این شهر فرستاد و خود در ماه های آخر همان سال به اصفهان منتقل شد 8 . دکتر ابراهیم باستانی پاریزی مورخ خوشنام معاصر به نقل از روضه الصفا می نویسد: شاید یکی از این عوامل سیل معروف قزوین بود که سال ها ی قبل از آن نصف شهر را ویران کرد و قزوین دیگر آماده گی برای پایتخت بودن و پذیرائی از سپاهیان و امراء را نداشت. دومین عامل بعقیده دکتر پاریزی این بوده است که شاه عباس با اینکه خودش گاهی ترکی حرف می زد می خواست بدینوسیله قطعا خود را از حیطه نفوذ و استیلای ترکان قزلباش نجات دهد و برای این کار می بایست شهری انتخاب شود که در مرکز ایران و دور از تسلط آنان و نزدیک فارسیان باشد. برای تجدید نفوذ قزلباشان ناچار دست به رفرمی بزند که یک اصلاح مهم اجتماعی است و اثرات اقتصادی آن بسیار است. او نخستین بار به قول رابرت شرلی کوشیده است تا ( غالبا اشخاص درجه پست را ترقی داده به مراتب و شئونات بزرگ نایل سازد 9 . دکتر پرویز ورجاوند مورخ و استاد دانشگاه و فعال سیاسی معاصر نیز می نویسد: حوادث و رویدادهای مربوط به نواحی جنوب ایران و منطقه خلیج فارس و رشد فعالیت قدرت های استعماری مسئله ای بود که نظیر تجاوز عثمانی ها و اوزبک ها توجه شاه عباس را به خود معطوف داشته او را بر آن داشت تا پایتخت را به سوی آب های گرم خلیج فارس نزدیک بسازد و به مفهوم کلی تر مرکزیت بیشتری برای پایتخت در پیوند با بخش فارسی زبانان کشور به وجود آورد. شاه عباس به مسئله تجاوزهای استعماری قدرت های غربی چون پرتقالی ها و انگلیسی ها آگاهانه می نگریست و بر آن بود تا برای مرزهای جنوبی و حوزه خلیج فارس و دریای عمان و حفظ منافع کشور در این منطقه اهمیتی برابر با حفظ مرزهای غربی و شما لی قایل گردد. او با تغییر پایتخت و نزدیک ساختن آن به مرزهای جنوبی کشور کوشید تا به طور غیر مستقیم به استعمارگران غربی هشدار دهد که حکومت او از نزدیک هر حرکتی را که خلاف منافع ایران صورت پذیرد زیر نظر خواهد داشت و واکنش نشان خواهد داد 10 . شاه عباس در مورد اروپا به مطالعات خوبی دست زد. او با دوستی خود و احترامی که برای پادشاه اسپانیا قایل بود در ملاقات های حضوری با دون گارسیاس د سیلویا فیگوورا سفیر اسپانیا به سلامتی پادشاه اسپانیا جام شراب شیراز را بالا می برد و در پنهان و آشکار پادشاه اسپانیا را برادر خطاب می کرد. همراهان سفیر در یادداشت های خود نوشته اند: شاه عباس پس از تصرف لارستان عقیده داشت که ایالت هرمز و بحرین و جزایر خلیج فارس را از پرتقالی ها پس بگیرد ولی برای کشمکشی که با عثمانی ها و اوزبک ها داشت تا روز مقتضی دست نگه داشت 11 . دوستی شاه عباس با سفیر اسپانیا باعث شده بود تا او از اوضاع و احوال اروپای آن روزگار آگاهی بیابد. پس از پیروزی بر اوزبک ها که آوازه شاه عباس در اروپا پیچید انگلستان به او نزدیک شد. هدف اصلی انگلستان که برای برقرای روابط دیپلماتیک به دوران شاه طهماسپ برمی گردد تجارت با ایران بود. چون در همان دوران پارچه ها ودیگر اقلام نساجی انگلستان شهرت خوبی در بازارهای ایران کسب کرده بودند. شاه عباس با اتخاذ سیاست خاص و پذیرائی و برخورد گرمی که (برعکس پدر بزرگ خود شاه طهماسپ) با آنتونی شرلی و همراهانش کرد موفق می شود تا به یاری کارشناسان مزبور نیروی ارتش ایران را به سلاح های پیشرفته آن زمان مجهز سازد.....بعد از تسخیر جزیره هرمز توسط ایران با همکاری انگلیسی ها دولت انگلستان به امید برقراری روابط نزدیک با شاه عباس هیاتی را به سرپرستی( سردرمورکوتون ) به همراهی سر رابرت شرلی و (هربرت) به ایران اعزام می دارد. این هیات در بندر گمبرون (بندرعباس) پای به خاک ایران گذارده از راه بوشهر به اصفهان می رود 12 . لازم به یاد آوری است که سر رابرت شرلی در قزوین درگذشت و همچنین سفیر انگلستان نیز چندی پس از او فوت کرد که در قبرستان ارامنه به خاک سپرده شد. با تمام اوصاف دیپلماسی ضعیف در دوران شاه اسماعیل اول باعث خطاهائی در مورد خلیج فارس شد که همچون زخمی بر گرده ایرانی تا هنوز التیام نبخشیده است .آقای امیر حسین خنجی می نویسند: پرتقالی ها با وعده به شاه اسماعیل به حضور خود در خلیج فارس مشروعیت بخشیدند... وپای اروپائیان در این نقطه حساس خاورمیانه باز شد. چندی بعد انگلیسیان با توافق قزلباش ها میراث پرتقالی ها در خلیج فارس را تصرف کردند و صاحب اختیار مطلق العنان تجارت دریائی جنوب ایران شدند و شروع به دخالت در امور داخلی ایران کردند 13 .ولی از سوی دیگر مورخان بی شماری یکپارچگی ایران را مرهون سیاست صفوی ها قلمداد کرده اند. | |||
|
هفته نامه سياسي، فرهنگي، اقتصادي، ورزشي | |||

