انقلاب فرهنگی باعث شد تا جامعه فرهنگی ایران از مغز تهی شود

آقای مسجد جامعی یادآور دورانی از مدیریت فرهنگی هستند که دوره خوبی بود. من نیامده ام برای کسی تبلیغ کنم چرا که اینکاره نیستم. اگر هم چیزی به ذهنم رسیده، در مطبوعات بیان کرده ام. فقط می خواهم مروری داشته باشم بر دورانی که در آن به طرز مضاعفی پیر شدیم؛ یعنی ما را پیر کردند و خواستند که بمیرانند. و این بیش از آنکه از نظر من امری تراژیک باشد، یک سوال است.
دولت آبادی که با لحنی غم آلود و اعتراضی سخن می گفت ادامه داد: ما در کجا زندگی می کنیم؟ چه مناسباتی با یکدیگر داریم؟ چند سالی است که شده ایم ملت ایران. قبلا امت بودیم. حالا هم در عین اینکه ملت ایرانیم، بخشی از امت محمدی هم هستیم. ولی این چگونه ملتی است که در آن هیچ کس از دیگری خبری ندارد؟ این چگونه ملتی است که هیچ گونه مناسبات انسانی فیمابین در آن برقرار نیست و فقط در آستانه انتخابات است که حق داریم به عنوان ملت مطرح شویم و در جایی جمع شویم و احیانا حرفی بزنیم.
وی خطاب به مخاطبانش گفت: من نویسنده مملکت شما هستم. معمولا به مناسبت، برنامه های فرهنگی تلویزیون را نگاه می کنم. و وقتی که دکتر محسن پرویز به عنوان معاون وزیر ارشاد در آن صحبت می کند بیشتر دقت می کنم. در آخرین گفتگوی او که با آقای حیدری در تلویزیون انجام شد، وقتی از وی پرسیدند که چگونه ممکن است که معدود افرادی بر تمام نویسندگان و شاعران و محققان و اندیشمندان این مملکت اشراف داشته باشند، او اول پاسخ داد که ما باید این بحث را در جای دیگری مطرح کنیم ولی بعد گفت که ما بر اساس آیین نامه انقلاب فرهنگی در مورد کتاب تصمیم می گیریم.
دولت آبادی سپس با لحنی رسا و پرطنین ادامه داد: من نویسنده مملکت ایران هستم. از نظر من انقلاب فرهنگی اقدامی غیرقانونی بوده است و به هیچ وجه مشروعیت ندارد. من به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران رای دادم و تنها آن قانون را می پذیرم و آثار ادبی و فرهنگی ما باید بر اساس همین قانون مورد قضاوت قرار بگیرد. پای این قضاوت هم می ایستیم. انقلاب فرهنگی که شیخ آن دکتر سروش بود تقلیدی مضحک از امری سخیف بود که در چین انجام شده بود. آن انقلاب فرهنگی دامن یکی از چهره های معاصر جهان را برای همیشه لکه دار کرد؛ یعنی مردی که مردم پریمیتیو کشوری را به دنیای بزرگ معرفی کرد، با آن انقلاب در چین به لکه ای سیاه دچار شد. بنابراین تقلید از آن انقلاب تقلید از یک شنائت بود.
نویسنده رمان های "کلیدر" و "جای خالی سلوچ" تاکید کرد: من به مسئولین ارشاد می گویم که آن آیین نامه نه قانونیت دارد و نه مشروعیت. ما قانون اساسی داریم. آن انقلاب فرهنگی باعث شد تا جامعه فرهنگی ایران از مغز تهی شود.
وی سپس عبدالکریم سروش را خطاب قرار داد و گفت: آقای سروش، شما علمدار رفتار شنیعی شدید که باعث شد بهترین فرزندان این مملکت بگذارند بروند تا شما شعر مولانا را حفظ کنید و به ما تحویل بدهید و تحویل بدهید و بازهم تحویل بدهید.
دولت آبادی به انتخابات هم اشاره کرد و گفت: من به کسی رای می دهم که از تمام ایرانیان فرهیخته ای که از این کشور بیرون رانده شدند، اعاده حیثیت کند و به کسی رای می دهم که به انسجام ملی معتقد باشد. ما را نسبت به هم غریبه کرده اند. اگر کسی که این ستاد مال اوست چنین قابلیتی دارد از رای دادن به او پشیمان نخواهیم شد. مسئله اشخاص نیستند، مسئله یک ملت است. ملت دارد از برکت رفتار آقایان به جان هم می افتد. مملکت داری یعنی مردم را نگه داشتن. زخم زدن به مردم و تاب زخم را آوردن از سوی مردم باید تا به حال حوصله آقایان را هم سر برده باشد. شما با چه مرهمی می توانید به این زخم ها التیام ببخشید؟

http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=754

/ 16 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زنبور عسل

مطلب جالبی بود مخصوصا قسمتی که درباره سروش بود چقدر به دلم نشست دولت آبادی را بسیار دوست دارم عاشق کلیدر و گل محمدش هستم. انسان جالبی است بینهایت.... دلهایمان این روزها به شدت گرفته و صدای موزیک وبلاگتان غبار از دلهایمان می شوید، عاشق این موسیقی ام. انگار شما هم این روزها زیاد حوصله وبگردی ندارید. دلمان برای کامنت هایتان تنگ شده....

سجاد حقیقت قهفرخی

سلام استاد مرسی از نظر خوبتون. آموزش سربازی بودم که عقیل عقیل و گاواره بان را خوندم و فکر فرار از پادگان به جانم افتاده بود که ترسیدم و امروز پشیمانم..... داستانی به اسم سیری نوشتم که در این شماره همراوی منتشر شده. خاطره سربازیست.... خوشحال میشم بخونیدش

سلطان

من آپم یک آپ که اشک خیلیها را در میاره!!!!!!![گریه]

رمضانی

سلام بر شما استاد دهقانی عزیز استاد دولت آبادی در آن جمع حرفهای تاریخی و بزرگی بر زبان راند . میرحسین؛او را می شناسند به اسم کوچک و صفات بزرگ موغف باشید

نسیم

سلام حرف های استاد دولت آبادی و گلایه های ایشان را خواندم و جای جای سخنان ایشان را به حق یافتم. روز گذشته ایمیلی دریافت کردم تحت عنوان پاسخ سروش به این سخنان که با لحن زشت و بسیار سخیف محمود دولت آبادی را خطاب قرار داده بود و به اصطلاح به ایشان جواب دندان شکنی داده بود. ظاهرا متن نامه در روزنامه اعتماد ملی هم چاپ شده است. واقعا جای تاسف داشت اینگونه پاسخگویی از آقای سروش (علیرغم احترام زیاد برای ایشان) به فردی که حق زیادی بر گردن ادبیات این مملکت دارد. (البته امیدوارم آقای سروش صحت این نامه را تکذیب کنند)

زیتا

سلام.کاش میدونستم به کی رای بدم.خیال دارم امسال رای بدم پس از بنی صدر رای نداده‌ام.[لبخند]

وحيد موحد

سلام با عكسهايي از حضور ميرحسين موسوي در ميان انبوه دانشجويان بوشهري با عنوان { ميرحسين و دانشگاه خليج فارس } به روزم بدرود

میثم

http://www.meisam61.blogfa.com به روز شد. وبلاگ میثم قیصی زاده

زرگاه

تبلیغات رایگان دوست عزیز وب سایت زرگاه به مناسبت آغاز فعالیت خود از شما برای ثبت رایگان آگهی خود دعوت می‌کند. شما میتوانید با مراجعه به آدرس http://www.zargah.com بطور رایگان به ثبت آگهی خود بپردازید. همچنین میتوانید با ثبت وبلاگ خود در زیر شاخهٔ وبلاگ‌ها بازدید کنندهٔ خود را افزایش دهید. درصورت نیاز به اعتبار برای ثبت آگهی ستاره دار میتوانید مبلغ مورد نظر خودرا طی فرم تماس با ما بفرستید .گروه مالی ما در اسرع وقت حساب شما را به رایگان به میزان درخواست شده شارژ خواهد کرد. هم اکنون با عضویت در زرگاه به جمع آگاهی‌ دهندگان ما بپیوندید