خدا حافظی "گابو"

خدا حافظی غول رئالیسم جادوئی، گابریل گارسیا مارکز "گابو" برنده جایزه نوبل ادبیات  سال ١٩٨٣ میلادی.

آقای گابریل گارسیا مارکز، نویسنده بزرگ آمریکایلاتین از زندگی اجتماعی خود  بواسطه عوارضیدر مزاج و سلامتی‌اش:(سرطان لنفاوی ) خداحافظی کرده است 

 او نامه‌ای به دوستانش فرستاده است و با سپاس از اینترنت که همگی ما را قادر ساخته تا آنرا با هم تسهیم کنیم.

 من خواندن آنرا به شما توصیه می‌کنم، چراکه این متن کوتاه توسط درخشانترین آمریکایی لاتین تبار از سالها پیش نگاشته شده است که حقیقتاً الهام بخش است.

 

 «اگر برای نمونه خدا فراموش کند که من فقط یک عروسک خیمه شب بازیم و به من تکه‌ای بیشتری از زندگی بدهد، من از همه آن زمان سود برده و استفاده خواهم کرد، بهترین کاری که می‌توانم انجام دهم.»

 شاید نگویم هرچه را که می‌اندیشم اما قطعاً درباره هر چه می‌گویم اندیشه می‌کنم. 

  به هر چیزی ارزش می‌نهم نه فقط برای اینکه با ارزشند، بلکه برای آنچه آنها ارائه می‌کنند و بیان می‌دارند.

کمتر خواهم خوابید و بیشتر رویا خواهم دید. برای هر دقیقه‌ای که چشمانمان را رویهم می‌گذاریم، بمدت شصت ثانیه روشنایی و نور را از دست می‌دهیم.

  ادامه می‌دادم از آنجایی که دیگران متوقف شده‌اند و برمی‌خاستم وقتی که دیگران می‌خوابند.

  اگر خدا تکه‌ای بیشتری از زندگی به من می‌داد، ساده‌تر لباس می‌پوشیدم، در نور آفتاب غوطه می‌خوردم، برهنه خود را رها می‌کردم، نه فقط جسمم را بلکه روحم را نیز.  

 به مردم ثابت می‌کردم که چقدر در اشتباهند که فکر می‌کنند چونکه پیرتر شده‌اند عاشق شدن را قطع کرده‌اند ، چراکه آنها عملاً از همان زمانی که عاشق شدن را متوقف کرده‌اند، شروع به پیرتر شدن کرده‌اند.

   به کودکان دو بال می‌دادم، اما آنها را به تنهایی رها می‌کردم تا هر کدام  بیاموزد که چگونه با تکیه بر خود پرواز کند.

  به فرد سالخورده، نشان می‌دادم که آنها  چگونه می‌میرند نه با فرآیند مسن شدن بلکه با غفلت کردن.

چیزهای زیادی از شما یاد گرفته‌ام....

 من یاد گرفته‌ام که هر کس می‌خواهد تا بر بالای کوه زندگی کند، اما فراموش می‌کند که اصل مطلب همان چگونگی  راه پیمودن است.

 من یاد گرفته‌ام که وقتی نوزادی تازه تولد یافته انگشت شست پدرش را چنگ می‌اندازد، برای همیشه در قلب او جا گرفته است.

 من یاد گرفته‌ام که یک فرد تنها وقتی می‌تواند به فردی دیگر از بالا به پائین نگاه کند که بخواهد به او در برخاستن کمک نماید. 

  

مطالب زیادی را از همه شما آموخته‌ام.

   همیشه بیان کن، آنچه را که احساس می‌کنی و انجام بده آنچه را که فکر می‌کنی.

  اگر من میدانستم که امروز آخرین وقتی است که شما را خواهم دید،  شما را قویاً به آغوش خواهم گرفت تا نگهبان روحتان باشم.

 اگر من بدانم که این دقایق آخرین دقایقی هستند که من شما را خواهم دید، به شما می‌گفتم که « عاشقتان هستم» و به این فرض بسنده نمی‌کردم که شما خود آنرا می‌دانید.

  همیشه صبحگاهی هست که در آن زندگی بما فرصتی دوباره می‌دهد تا کارهای خوبی انجام دهیم. 

 به خودتان نزدیک باشید، به عزیزانتان،و به آنها بگوئید که چقدر به آنها نیاز دارید و چقدر عاشقشان هستید و چقدر به آنها توجه دارید.

  زمانی را برای بیان این جملات بگذارید، «متاسفم»،«مرا ببخش»، «لطفاً»، «متشکرم» و همه کلمات قشنگ ودوست‌داشتنی که شما بلدید.

 هیچکسی شما را به خاطر نخواهد آورد اگر شما افکارتان را پیش خود بصورت راز نگه دارید، خودتان را وادار کنید تا آنها را بیان و ابراز دارید.

 به دوستان و عزیزانتان نشان دهید که چقدر به آنها علاقمندید.

 این مطلب را به افرادی که به آنها علاقمندید یا عاشقشان هستید بفرستید.

  اگر شما آنرا نفرستید، فردا هم مثل امروز خواهد بود.

 و اهمیت نخواهد داشت یا ....

  هم اکنون زمان ارسال آن است.

 برای شما با بیشترین عشق و علاقه.

چیزی که منآموختم ...

در 15 سالگی آموختم که مادران از همه بهتر می دانند ، و گاهی اوقات پدران هم

/ 20 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آل مجتبی

غزل (320) دیـشـب بـه سیـل اشـک ره خــــــواب می‌زدم نـقـشـی بـه یــاد خــطـّ تـــو بـــــــر آب می‌زدم ابـــروی یـــار در نــظـــر و خـــرقـه ســوخـتـــــه جـامـی بـه یــاد گــوشـــه‌ی مــحــراب می‌زدم هـر مــرغ فـکـر کـز سـر شـاخ سـخن بـجـَست بــازش ز طــرّه‌ی تـــو بــه مـضـــراب مــــی‌زدم ســــــــــــــــــلام عزیز گرامی ! با شرح غزل (320) از حضرت حافظ به روزیم و منتظر حضور سبز شما ! تشریف بیاوریـد ! سـبـز باشـیـد!

حسین میدری

درود، مطلب مفید و ارزنده ای بود.. هشتم دی ماه هر سال یادآورد تولد بزرگبانوی شعر پارسی "فروغ فرخزاد" است که با "تولدی دیگر"ش زندگی دوباره ای به شعر ما هدیه داد، نامش جاودانه پر فروغ باد... یک ساحل پر از شعر با سه دوبیتی به این مناسبت به روز است و چشم براه گامهای قدرشناستان.....

محمود دهقانی

علیرضا چطوری؟ ممنون از کومنت خصوصی. دل من هم برایت تنگ است .مانا و جاوید باشی

محمود دهقانی

مصطفی عزیز ممنونم از راهنمائی هایت در کومنت های خصوصی. در هر کجا و هر حالی که هستی برایت آرزوی تندرستی دارم. بچسب به درس تا بعد. مانا باشی

نیستان

این حرفهای کسیه که زندگی رو بلعیده...خوب زندگی کرده جای هیچ حسرتی رو خالی نگذاشته... ای کاش ما هم می توانستیم. تشکر

واقعیت نژاد

بیانیه دانشجویان دانشگاه هنر نروید آن راهی را که پیش از شما شاه رفت! گیریم شما راست می گویید. گیریم شما پیروز بلامنازع انتخابات بوده اید. گیریم شما پاک ترین و بی نظیرترین انتخابات عالم را برگزار کرده اید. گیریم شما مدافع و مجری سرسخت قانون اساسی می باشید. گیریم شما خیابان ها را به خاک و خون نکشانده اید. گیریم شما قتل و جرح و غارت نکرده اید. گیریم شما بی گناهان را گناهکار و گناهکاران بی گناه را در بند نکرده اید. گیریم شما در بندهایتان با در بندانتان هر آنچه خواسته اید نکرده اید. گیریم شما شکنجه نکرده اید. گیریم شما تجاوز نکرده اید. گیریم دادگاه هایتان داد را به تمامه اقامه کرده اند. گیریم قاضی القضاتتان مظهر بارز عدالت علوی و احکام دادگاهتان یگانه نماد رأفت اسلامی است. گیریم قبله تان کعبه آمال، اسلامتان اسلام ناب محمدی، نمازتان نماز ظهر عاشورا و خمینی تان روح الله ترین تفسیر از هموست که روزی گفت: "میزان رأی ملت است." گیریم ما مشتی خس و خاشاک جاسوس انگلیس و امریکا هستیم. گیریم ما آگاهانه و به عمد به منظور تاراج خون پدران و برادران شهیدمان شائبه تقلب در انتخابا

نیستان

سلام ممنون از حضور دلگرم کننده تان بلاگ اسپات مال سایت گوگله شما اگر از گوگل فارسی استفاده می کنید باید منوی و همه چیزو فارسی ببینید اگر هم گوگل شما انگلیسیه باز هم همان بالای صفحه فارسی ساز هست. برای تایپ فارسی هم که فکر نکنم مشکلی باشه، فرق بلاگر با بلاگفا اینه که شما به غیر از موارد معمولی از اکانت گوگل و آ او ال هم برای کامنت گذاشتن می توانید استفاده کنید. اگر نخواستید از اکانت گوگل یا غیره استفاده کنید، برای نام بدون آدرس اینترنتی گزینه Aim و برای نام با آدرس از گزینه نام/آدرس اینترنتی استفاده کنید. در آن صورت هر کس با کلیک بر روی نام شما وارد سایتتان می شود. شاد و موفق باشید سال میلادی نو هم مبارک

نسرین

سال نو مسیحی را شادباش می گم. برات سال پرباری آرزو می کنم

نیستان

سلام دوست عزیز نیستان با آخرین قسمت از ترجمه داستان هزاران از لوکلزیو به روزه ممنون می شوم مرا در ویرایش نهایی داستان یاری کنید